در حالی که یکی دیگر از سریال های سمی جزیره عشق به پایان می رسد، می پرسیم: آیا به اندازه سیگار کشیدن برای سلامتی ما کشنده است؟
پس از امتناع از شرکت در تابستان، به جای این که در خانه بمانم و در روز و در جزیره عشق در شب در خانه بمانم، شباهتی شگفت آور بین این دو نمایش مشاهده کرده ام: هر دو نشان دهنده نحوه واکنش جامعه به چیزهایی هستند که برای آن بسیار بد هستند
Mad Men یادآوری می‌کند که چگونه در دهه‌های 1950 و 60، سیگار به‌طور بی‌وقفه تبلیغ می‌شد. تولیدکنندگان بدون توبیخ یا مقررات به مصرف کنندگان گفتند: «این چیزها عالی هستند. آنها را مصرف کنید.» امروز – پس از چندین دهه روشن شدن مد روز – با اعمال ممنوعیت‌های جدید، بلاهای سیگار بالاخره پذیرفته شده و مورد انتقاد قرار گرفته است. جزیره عشق در همان مسیر طولانی است.
رسانه‌های (چپ) با برداشت‌های داغ پیرامون رسوایی اخلاقی که جزیره عشق است، پر شده است. با هر فصل جدید، نگرانی عمومی کمی بلندتر می شود – اما با وجود شنیدن پژواک ها، نمی توانیم این عادت شبانه را کاملاً ترک کنیم. ما عمیقاً این احساس را داریم که بد است – اما "دوست داریم از آن متنفر باشیم". ما "خیلی معتاد" هستیم.
ما با خودمان در حلقه‌هایی صحبت می‌کنیم که ما را به جایی نمی‌برند – احساس گناه به خاطر مصرف آن، سپس دوباره تماشا کردن و تحسین هر ثانیه، سپس متوجه می‌شویم که این اعتیادآور هیپنوتیزم‌کننده نمی‌تواند برای ما خوب باشد – اما هر شب وجود دارد، و هیچ دلیل واقعی برای آن وجود ندارد. توقف کنید، وجود دارد؟
چند نفر، در دهه 50، هر زمان که هوس سیگار می کردند، رفتار مشابهی داشتند؟ چند نفر احساس یواشکی داشتند که اشتباه است، اما بعد به بالا نگاه کردند و یک تبلیغ سیگار عظیم را دیدند – «بیشتر از هر سیگاری، پزشکان شتر می‌کشند!» – به یکی از آن اتوبوس های Routemaster گچ گرفته اید؟ همین امروز، در ایستگاه قطار، در کنار آگهی‌های مربوط به بانک‌ها و شرکت‌های تلفن، یک آگهی روشن از پشت آی‌تی‌وی دیدم که می‌گفت: «ما صاحب عشق هستیم».
سپس عامل اضافه شده رسانه های اجتماعی وجود دارد. نزدیک شدن به افرادی که فکر می کنیم اشتباه کرده اند، مانند مگس هایی که دور یک سطل ازدحام می کنند. منطقی است. توانایی فراخوانی رفتاری که ما آن را غیرقابل قبول می‌دانیم، حتی ایجاد یک مکالمه گسترده‌تر در مورد آن در این فرآیند، یکی از معدود نکات مثبت توییتر و اینستاگرام است. ما یکدیگر را مسئول اعمال خود می‌دانیم و چرا که نه؟ چرا ناامیدانه این برنامه تلویزیونی واقعیت را در موقعیت اکراهی «قطب نمای اخلاقی نمونه» قرار ندهید؟ ما می‌گوییم: «مهربان باش»، اما همچنین، «ژاک باید برای همیشه در جهنم بپوسد، زیرا با پیج رفتار می‌کند». ما توئیت را ارسال می کنیم، با نادیده گرفتن شوم ترین واقعیت که برخی از افرادی که در این برنامه حضور داشتند به زندگی خود پایان دادند.
وسواس در تمام روز ادامه دارد. ما به رکود تعلل در اواسط بعد از ظهر رسیدیم، یک برگه جدید باز کردیم و قطعه ای را خواندیم در مورد اینکه چگونه زن ستیزی سازمان یافته نمایش با سرعتی تصاعدی و مضر از نظر اجتماعی در حال افزایش است. اینترنت می‌گوید امسال نشانه‌های واضحی از قلدری گروهی هدفمند زنان در ویلا وجود دارد و تولیدکنندگان واقعاً باید آن را اصلاح کنند. به صندلی‌های ارگونومیک خود تکیه می‌دهیم، به مناظر جنگلی گیاهان آپارتمانی که برای خود ساخته‌ایم خیره می‌شویم و فکر می‌کنیم: «می‌دانی، این واقعاً درست است».
با این حال، آن شب، واضح است که دوباره آن را تماشا می کنیم. تو به من می گویی دیوید و اکین سو هنوز با هم دعوا می کنند؟ این بزرگ است. من باید همین لحظه مثل یک میگو خودم را روی مبل بچسبانم و تمام اختلافات را تماشا کنم. وقتی در حال تماشای Love Island هستیم، مسائل بی شمار آن برای ساعتی در پس‌زمینه محو می‌شوند. ما را آرام می کند؛ قسمتی از مغز ما را که نمی دانستیم نیاز به خاراندن دارد خارش می کند.
دانستن اینکه این برای بشریت بد است برای متوقف کردن ما کافی نیست – زیرا می دانیم که این بد است. در بهترین حالت، مغز پوسیده است. در یک رسانه، می تواند بر روی کد اجتماعی رفتار قابل قبول تأثیر منفی بگذارد. و در بدترین حالت کشنده است. ما قبلاً این را بی‌نهایت بارها دیده‌ایم – سیگار، تریاک، نمایش‌های عجیب و غریب، مجموعه‌ای از رذیلت‌های انسانی که آنها را روشن کردیم – و می‌دانیم که زمان تنها راه‌حل است.
در حال حاضر، یک عمل اراده انسانی، حتی یک اراده جمعی، برای رقابت با قدرت هایی که از تلویزیون واقعیت پول در می آورند کافی نیست. این خیلی خوب است و به اندازه کافی بد نیست که هر گروه قابل توجهی از مردم مصرف آن را متوقف کنند. به نظر می رسد، ما باید این چیزها را به مضرترین حد خود برسانیم، تا جایی که می توانیم از آنها سود ببریم، قبل از اینکه به عنوان یک جامعه از خود عقب نشینی کنیم، آن را کنار بگذاریم و بگوییم: «صبر کن، در واقع… نه. کافی."
کتاب آیونا دیوید، این عشق است یا دوپامین؟ ( هارپر کالینز، 14.99 پوند ) اکنون منتشر شده است. برای حمایت از Guardian و Observer نسخه خود را در guardianbookshop.com سفارش دهید. هزینه های تحویل ممکن است اعمال شود

source

توسط artmisblog