استندآپ در مورد نوشتن مطالب در مورد دو سکته مغزی، خرس های کمدی او و چگونگی تغییر حاشیه ادینبورگ
چگونه وارد کمدی شدید؟
به اشتباه واقعا دوست دخترم فکر کرد که من بامزه هستم و من را وارد مسابقه بازیگری جدید دیلی تلگراف کرد. با داشتن یک روحیه قهرمانانه، من تلاش کردم و به فینال رسیدم.
درس مهمی که از استندآپ بودن گرفته اید چیست؟
هرگز کنسرت در Maidstone را قبول نکنید.
برنامه آینده شما در مورد چیست؟
برنامه من در مورد سکته ای است که در ژوئن گذشته داشتم، نیمی از بینایی خود را از دست دادم و بهبودی ام را بهبود می بخشید. خنده دار به نظر می رسد، اینطور نیست؟! اما نگران نباشید، پایان خوبی دارد.
چه ترفندی برای انجام مطالب در مورد یک موضوع جدی مانند دو حرکت شما بدون اینکه آن را نازک نشان دهید چیست؟
من سخت کار کرده ام تا آن را به همان اندازه که اتفاق افتاده صادقانه و نزدیک به حقیقت بسازم، به جای دنبال کردن شوخی. چند اتفاق خارق العاده رخ داد و من فقط قصد داشتم آن را بازگو کنم. به عنوان یک کمیک بسیار با استعداد و در عین حال تا حد زیادی ناشناخته هستم، اگر آرام باشم، شوخی ها از من سرازیر می شود. و من این را یک قانون می دانم که جدی نباشیم یا به خود ترحم نکنیم. این یک حرکت دیک است.
آیا مراسم قبل از نمایش وجود دارد؟
سعی می کنم یک آبجو بخورم و دیگر سکته نکنم.
بهترین هک کردن؟
اغلب هکل ها زباله های مست خسته کننده ای هستند – من به این تصور که آنها بخشی از استندآپ هستند پایبند نیستم.
آیا حشرات کمدی وجود دارد؟
بزرگترین غم من این بود که کشف کردم لزوماً خنده‌دارترین کمیک‌ها نیستند که به اوج می‌رسند، بلکه زورگوترین آنها هستند. همچنین نوشیدنی های رایگان بیشتری دریافت می کردیم.
وقتی برای اولین بار شروع به کار کردید به چه کسی نگاه می کردید؟
هیچ کس واقعا. من هیچ جاه طلبی برای استندآپ بودن نداشتم و هیچ چیز و هیچ کس را نمی دانستم. برخی ممکن است بگویند کمی تغییر کرده است. بیل هیکس در مورد آن بود، که به نظر من عالی بود.
این پانزدهمین نمایش انفرادی است که شما به ادینبورگ رفته اید. چه چیزی در مورد حاشیه در آن زمان بیشتر تغییر کرده است؟
ظهور Free Fringe یک تغییر بازی برای هنرمندان بوده است و در صورتی که نجیب‌زاده نباشید، آن را قابل اجرا می‌کند.
چه چیزی در آن زمان بیشتر در مورد شما تغییر کرده است؟
من بیشتر عاشق کمدی شده ام و بیشتر از صنعت کمدی سرخورده شده ام. من خاکستری شده ام و نیمی از بینایی ام را از دست داده ام.
چه کسی در مدار اکنون شما را تحت تاثیر قرار می دهد؟
هر کمدینی که واقعاً سعی می‌کند حقیقت خود را بیان کند، تلاش می‌کند انسان بودن را به دیگران منتقل کند، و از نشان دادن قلب و روح خود هراسی ندارد. با این اوصاف، من همچنین کریس لینام احمق زیبا را می ستایم، که مجموعه خود را برهنه با یک آتش بازی روشن که از بدنش بیرون زده به پایان می رساند. فکر می کنم این یک نوع حقیقت است.
آیا تا به حال به ذهن شما خطور کرده است که کار کمدی را کنار بگذارید و شغلی را انتخاب کنید که فشرده تر باشد؟
در واقع برعکس. اگر تا به حال موفق به دریافت بلوک نویسنده شدید، سعی کنید زندگی را با مرگ تغییر دهید. آنچه در پی می آید شرمساری از ثروت است. این یک اعتراف رقت انگیز است، اما اگر اتفاق بدی برای یک کمیک بیفتد، حدود نیم ثانیه طول می کشد تا فکر کنیم، "اوه، این یک روال خوب خواهد بود!"
بدترین توصیه ای که تا به حال به شما شده است؟
"شما باید آن کنسرت را در Maidstone انجام دهید." یا توصیه ای که به خودم کردم در مورد خم کن 24 ساعته که بعد از یک کنسرت در پاکستان ادامه دادم. من الان پیرتر و عاقل تر هستم.
و بهترین توصیه ای که تا به حال به شما شده است؟
آیا این کنفوسیوس بود که گفت: "شما با افتادن در رودخانه غرق نمی شوید، بلکه با بیرون نیامدن؟" در واقع، ممکن است جکی چان در پاندای کونگ فو کار بوده باشد، اما من این موضوع را بسیار جدی گرفته ام.
Markus Birdman: The Bearable Heaness of Nearly Not Being در هزارتوی Banshee، ادینبورگ ، 6 تا 28 اوت است.

source

توسط artmisblog