آمریکایی های تایوانی می گویند که بحث های هذلولی نشان دهنده عدم آگاهی از وضعیت منحصر به فرد سیاسی کشور است.
ورود پلوسی به تایوان مجدداً روابط ایالات متحده و چین را ملتهب کرده است و ارتش چین اعلام کرده است که تمرینات آتشباری را در اطراف جزیره انجام خواهد داد و رسانه های دولتی این دیدار را "احمقانه، بی پروا و خطرناک" محکوم کردند. در همین حال، مفسران آمریکایی در سراسر طیف ایدئولوژیک، از توماس فریدمن گرفته تا تاکر کارلسون تا کد پینک ، سفر پلوسی را یک تحریک بی پروا برای جنگ خواندند.
اما برای آمریکایی‌های تایوانی که یک عمر با موقعیت عجیب ژئوپلیتیکی جزیره دست و پنجه نرم کرده‌اند، شدت هذل‌انگیز بحث در مورد سفر پلوسی نشان‌دهنده این است که اکثر آمریکایی‌ها چقدر کمی مردم تایوان را می‌شناسند یا به آنها اهمیت می‌دهند.
SueAnn Shiah، نویسنده و الهی‌دان 30 ساله که فیلمی درباره هویت آمریکایی تایوانی ساخته است، می‌گوید: «همه هول‌ها و روزنامه‌نگاری‌های زرد در حال انفجار، واقعاً فقط به تقویت اقدامات تجاوزکارانه چینی کمک می‌کند. «مردم با دانش بسیار اندک یا بدون پیش زمینه وارد می شوند و اغلب با نگرش هذل آمیز و ترس زا وارد می شوند. و سپس می‌شنوم که بسیاری از مردمم در تایوان رویکرد متفاوتی نسبت به این وضعیت دارند.»
آمریکایی‌های تایوانی و تایوانی مدت‌ها در مورد اینکه آیا جزیره باید به طور رسمی استقلال خود را اعلام کند، به دنبال اتحاد با چین باشد یا وضعیت موجود را حفظ کند، بحث کرده‌اند.
شیعه می‌گوید، این یک بحث داغ است که تحت تهدید روزانه تجاوز چینی رخ می‌دهد، چیزی که آمریکایی‌ها – از جمله معترضان ضد جنگ – اغلب آن را درک نمی‌کنند. او گفت: «من فقط می‌خواهم آمریکایی‌ها برای لحظه‌ای تمرکز خود را از بین ببرند. من قصد ندارم وانمود کنم که ایالات متحده در امپریالیسم شرکت نمی کند. اما در مورد خاص تایوان، جنگ توسط ایالات متحده ایجاد نمی شود. این اقدامات تهاجم امپریالیستی چین است. برای کسانی که با پیچیدگی های وضعیت تایوان آشنا هستند، ما حمایت ایالات متحده را به عنوان یک عامل بازدارنده در برابر جنگ درک می کنیم.
ایالات متحده مدتهاست که موضع «ابهام استراتژیک» در مورد تایوان را حفظ کرده است. این سیاست که در قانون روابط تایوان در سال 1979 ایجاد شد، رسماً در مورد وضعیت تایوان موضعی نمی گیرد، اما "روابط اساسی اما غیر دیپلماتیک" از جمله حمایت نظامی را به آن ارائه می دهد. مقامات ایالات متحده به ندرت به تایوان سفر می کنند – آخرین مقام بلندپایه ای که پا به این جزیره گذاشت، نیوت گینگریچ، رئیس مجلس نمایندگان در آن زمان در سال 1997 بود.
این ابهام برای جلوگیری از درگیری مسلحانه بین مقامات چینی و تایوانی طراحی شده است، که پیشینیان آنها بر سر کنترل سرزمین اصلی چین در طول جنگ داخلی چین تا سال 1949 جنگیدند، زمانی که حزب کمونیست چین مائو، کومینتانگ حاکم را مجبور به عقب نشینی به تایوان کرد.
از آن زمان، مقامات پکن با وجود اینکه هرگز بر این جزیره حکومت نکرده اند، ادعای مالکیت بر تایوان کرده اند. در همین حال، تایوان از یک دیکتاتوری به یک دموکراسی پیشرفته تبدیل شد، اما چندین دهه فشار بین‌المللی از سوی پکن، تایوان را از نهادهای بین‌المللی مانند سازمان ملل متحد و سازمان جهانی بهداشت دور نگه داشت و تنها تعداد انگشت شماری از کشورهایی که تایوان را به رسمیت می‌شناسند، باقی گذاشت.
این ابهام می تواند حتی برای آمریکایی های تایوانی نیز گیج کننده باشد.
جسیکا درون، عضو غیر مقیم مرکز جهانی چین در شورای آتلانتیک، یک اندیشکده حامی ناتو، می‌گوید: «وقتی بزرگ می‌شدم، مدام می‌شنیدم که ایالات متحده با موضع چین که تایوان بخشی از چین است، موافق است. تا زمانی که به دی سی آمدم، توانستم این حقیقت را که اساساً ایالات متحده موضعی در مورد وضعیت تایوان اتخاذ نمی کند، تجزیه و تحلیل کنم.
درون هشدار داد که چین از سفر پلوسی استفاده خواهد کرد تا «تقصیر هر گونه تشدید تنش یا اقداماتی را که علیه تایوان انجام می‌دهند به دلیل نقض ظاهرا [اصل چین واحد] به گردن ایالات متحده بیاندازد».
برای ما مهم است که از این روایت عقب نشینی کنیم – ما هرگز توافق نکرده ایم.»
برخی دیگر امیدوارند که دولت بایدن بتواند به ایجاد یک الگوی جدید برای بحث پیرامون آینده تایوان کمک کند.
آلبرت وو، مورخ آمریکایی تایوانی مستقر در تایپه، معتقد است که دیدار پلوسی از نظر نمادین یک "معامله بزرگ" است. اما چارچوب بندی داستان حول درگیری ایالات متحده و چین یک مشکل رایج در داستان های غربی درباره تایوان را تکرار می کند: چشم انداز تایوان را پاک می کند.
حتی در پوشش این وضعیت پلوسی، که توجه زیادی را به تایوان جلب کرده است، در مورد آنچه که بازیگران در تایوان واقعاً فکر می کنند، بسیار اندک است. روایت این است که، همچنان، شما نیاز دارید که ایالات متحده وارد شود و تایوان را نجات دهد.»
درعوض، او مایل است که بازنگری در روابط بین‌الملل ببیند که در آن تایوان در آینده خود حرفی برای گفتن داشته باشد. اگر دولت بایدن می‌توانست بگوید، «باشه، بیایید سعی کنیم همه‌مان را با هم صحبت کنیم» یا حتی سعی کنیم نوعی گفتگو را میانجی‌گری کنیم، احساس می‌کنم این برای مردم تایوان بسیار هیجان‌انگیزتر خواهد بود.
با این حال، وو نسبت به این که چگونه حامیان استقلال تایوان تمایلی برای متحد شدن با برخی از سیاستمداران آمریکایی بر اساس تجاوزگری آنها نسبت به چین نشان داده اند، محتاط است.
«از اینکه برای امنیت باید به افرادی مانند مایک پمپئو اعتماد کنیم، احساس ناراحتی می‌کنم و آنها هیچ ابایی از این موضوع ندارند. آنها می‌گویند: «هر کسی که از استقلال تایوان حمایت می‌کند، یا هرکسی که حتی حاضر است پا به خط بگذارد و کمی ستیزه‌جوتر و در رویارویی با شما با چین باشد، این یک متحد است».
نظرسنجی اخیر حاکی از آن است که اکثریت قریب به اتفاق مردم تایوان از حفظ وضعیت موجود حمایت می کنند، موضعی که با رئیس جمهور تایوان، تسای اینگ ون مشترک است و گفته است: «نیازی نداریم که خود را یک کشور مستقل اعلام کنیم. ما در حال حاضر یک کشور مستقل هستیم.» شیعه، که در دیترویت بزرگ شده است و در بزرگسالی در تایوان و ایالات متحده زندگی کرده است، به طور کلی موافق است.
شیعه گفت که ابهام استراتژیک نباید چین را تهدید کند، زیرا این سیاست به باز نگه داشتن خطوط گفتگو از همه طرف ها کمک می کند. اما در سال‌های اخیر، مقامات ارشد پکن با ابهام مخالفت کرده‌اند و اعلام کرده‌اند که چین در مورد هدف خود برای تسلط بر تایوان « جایی برای امتیاز دادن» ندارد . شیعه نگران است که هیستری آمریکا در مورد سفر پلوسی فقط عدم تحمل چین را در برابر ابهام بیشتر توجیه کند – که خطر جنگ را افزایش می دهد.
شیعه گفت، آنچه که کارها را دشوار می کند این است که افراد غیر تایوانی درک این موضوع را دشوار می دانند که چگونه ابهام می تواند نه تنها مطلوب، بلکه پایدار باشد.
بسیاری از آمریکایی ها – حتی بسیاری از آمریکایی های آسیایی- نمی توانند تصور کنند که برای همیشه در ابهام استراتژیک زندگی کنند. به یاد دارم پس از انتخاب دونالد ترامپ، بسیاری از مردم نسبت به آینده سیاسی خود تردیدهای زیادی را احساس می کردند و مشکلات سلامت روانی و اضطراب واقعاً شدیدی را تجربه می کردند. اما همه کسانی را که در تایوان می شناسم، همیشه در فضایی با عدم اطمینان سیاسی در مورد آینده زندگی کرده اند. زندگی باید ادامه پیدا کند.»

source

توسط artmisblog