در حالی که او نمایش تک نفره خود را درباره شاعر «راک‌ستار» رابرت برنز به جشنواره ادینبورگ می‌آورد، ستاره درباره میل، فسق و رقص در 50 سالگی صحبت می‌کند.
در اینجا افراد زیادی نمی توانند در شغل خود سرگرم کننده تر از آلن کامینگ باشند. خواه در حال قهقهه زدن در اسکاتلند با یک ون کمپر با یک میریام مارگولیس بی‌ادب برای کانال 4 باشد، و آهنگ‌های موزیکال را در آهنگ شاد و مسخره اشمیگادون بفرستد! یا در حال کاباره در بار خود در کلاب کامین در منهتن، عبارتی که او اغلب هنگام صحبت در مورد پروژه‌های مختلف خود تکرار می‌کند این است: "این خیلی داغ بود!"

آخرین خاطرات او، چمدان ، لذت گرایی را به وفور بازگو می کند و به طور غیرمنتظره ای به نان تست نیویورک به عنوان نقش اول در کاباره موزیکال در برادوی در دهه 90 تبدیل شد. اما آن کتاب پس از خاطرات بسیار هوشیارتر و غافلگیرکننده‌تر در سال 2014 به نام «پسر پدرم نیست» منتشر شد که رفتار توهین‌آمیز پدرش را در دوران کودکی‌اش در انگوس، اسکاتلند بازگو می‌کرد. گسست بین شخصیت عمومی یک شخص و داستان کاملتر زندگی آنها یکی از مواردی است که کامینگ را مجذوب خود می کند و این محرک آخرین نمایش تک نفره او، Burn است که بر اساس زندگی شاعر رابرت برنز ساخته شده و در جشنواره بین المللی ادینبورگ نمایش داده می شود.
کامینگ می‌گوید: در تخیل رایج، برنز را به‌عنوان «پره‌روی در یونجه و شخم زدن، و «اوه، اینجا یک شعر!» تصور می‌کنیم. اما این بازیگر «اشاره‌هایی» به برنز داشت. و در واقع من فکر می کنم او یک روح کاملاً شکنجه شده بود. کامینگ در نوشتن زندگی نامه خود فکر می کند که روایت خاص خود را تغییر داده است – او نه تنها مجری پسرانه پانجنسی با مشخصات دایره ای با لبخندی شیطنت آمیز است که در زوم به من می درخشد، بلکه مردی با گذشته پیچیده و تعهد به صراحت عاطفی است. . او می خواست همین کار را برای برنز انجام دهد، تا احساسات، تمایل به «بیسکویت کردن» او را، به قول کامین، تضعیف کند. "برای اینکه شخصی را به این شکل تبدیل کنیم که تمامیت او را آشکار نمی کند و هیچ شانسی برای کشف شخص واقعی را پنهان نمی کند."
برنز که عاشق مشروب و زنان بود، در زمانی که با ژان آرمور ازدواج می کرد، روابط متعدد و فرزندان نامشروع داشت. کامین می‌گوید: «در ابتدا زمانی که به میل فکر می‌کردم، جذب او شدم. «چگونه باید دائماً با داشتن زندگی که می‌خواهیم و کنترل خواسته‌هایمان مبارزه کنیم. من فکر می کردم که نحوه زندگی او جالب بود: جنسیت و بی بند و باری او و آشفتگی که ایجاد کرد.
کامین می افزاید: "او یک ستاره راک بود، اما یک ستاره راک که موفقیت بزرگی داشت – اولین کتاب شعرش عظیم بود – و سپس آلبوم دشوار دوم." پس از موفقیت در 20 سالگی، برنز خود را وقف جمع‌آوری و تنظیم آهنگ‌های فولکلور کرد و درآمد خود را صرف کرد، به عنوان افسر مالیات غیر مستقیم مشغول به کار شد تا امرار معاش کند، سپس در سن 37 سالگی در شرایط بد سلامتی درگذشت.
این زندگی پرفراز و نشیب بود و کنکاش در آن شگفتی های زیادی را برای کامین به همراه داشت. به عنوان مثال، کشف اینکه نامه های او مانند شعرهای او به زبان اسکاتلندی نوشته نشده است. نوشتن به اسکاتلندی برای او یک انتخاب بود، مانند پروکلیمرها که می آیند و با لهجه اسکاتلندی آواز می خوانند، رادیکال و شگفت انگیز است. و فهمیدن اینکه برنز به طور کلی مورد توافق است، دوقطبی بود. کامین می‌گوید: «گفتن این حرف دیگر در محافل دانشگاهی بحث‌برانگیز نیست. نظرسنجی‌هایی وجود دارد که می‌توانید مراحل شیدایی را در خروجی و میل جنسی او و سوابق ویزیت پزشکان و زمان‌های افسردگی مشاهده کنید. او این شکاف انرژی را در زندگی‌اش دارد.» روح برنز ممکن است اکنون بر جشن‌های شاد هگیس و هوگمانای نظارت داشته باشد، اما کامینگ با بررسی نامه‌هایش نمی‌توانست بپرسد: آیا او خوشحال بود؟ کامینگ می گوید: «او هرگز شادی به نظر نمی رسد. فکر نمی‌کنم او به اندازه‌ای که همه ما دوست داشتیم خوشحال بود و این یک شوک بود.»
همه این مضامین و موارد دیگر راه خود را به Burn می‌پیوندند، و همانطور که تحقیقات غیرمنتظره‌ای را برای کامینگ ارائه کرد، نمایش خود به شکلی شگفت‌انگیز به عنوان یک قطعه تئاتر رقص ظاهر می‌شود. مقداری فیلم، متنی وجود دارد، اما بیشتر حرکتی است. "من 57 ساله هستم، وقت آن نیست که اولین قطعه رقص انفرادی خود را اجرا کنم!" به خودش می خندد اما این کامینگ است که با خود واقعی خود در تماس است. او می‌گوید: «همیشه از اینکه رقصنده نیستم پشیمان بوده‌ام.
کامینگ قبلاً روی صحنه رقصیده است، البته، و ریشه های برن درست به کاباره برمی گردد، زمانی که او در سال 2014 نقش برنده جایزه خود را تکرار کرد . دوباره، رقصنده مناسب. از اینکه چیزی که واقعاً از آن لذت می‌بردم به پایان رسید، ناراحت شدم. و سپس فکر کردم، شاید من یک چیز دیگر در خودم دارم، و آن را در جهان منتشر کردم، با این فکر که ممکن است یک موزیکال دیگر باشد، یا ممکن است کمی در یک نمایش برقصم. من انتظار این را نداشتم.»
کائنات به او پاسخ داد – یا بهتر بگوییم شبکه دوستان، تهیه‌کنندگان، طراحان رقص، کارگردانان و جشنواره‌های کامین، از جمله کارگردان جنبش استیون هاگت، که با او روی The Bacchae برای تئاتر ملی اسکاتلند کار کرده بود، این ایده را به همراه داشت. در برخی موارد، ایده رقص با "عقاید" او در مورد برنز برخورد کرد و این دو با هم ترکیب شدند و به برن تبدیل شدند، هاگت با یک طراح رقص دیگر، ویکی مندرسون، و موسیقی آنا مردیث همکاری کرد.
ساخت این نمایش قطعاً از نظر فیزیکی به کامین فشار می آورد. او می گوید: «آخرین کارگاه، خسته بودم. "من مجبور شدم به خانه بروم و در حمام های نمک های مختلف دراز بکشم." او مجبور شد حفاری‌هایش را عوض کند، زیرا در جایی که اقامت می‌کرد، بدن دردمندش حمام نداشت. (او به طور معمول در نیویورک زندگی می کند، با همسر تصویرگر گرانت شفر ، اگرچه شما این احساس را دارید که در برنامه شلوغ او چیز «معمولی» وجود ندارد.) اما او از رقصیدن خوشحال است. او می‌گوید: «من با نوشتن داستان می‌گویم، از چهره‌ام در بازیگری‌ام استفاده می‌کنم، اما گفتن کامل آن با بدن کار بزرگی است. و من فکر نمی‌کنم لزوماً زمانی تمام می‌شود که بدن شما قادر به انجام هر کاری نباشد.»
منظور او این است که بدن های بالاتر از 20 و 30 سالگی نیز چیزی برای ارائه دارند. "من عاشق دیدن رقص و حرکت افراد مسن هستم." کامین همچنین دوست دارد که چگونه رقص می تواند باعث شود که چنگال خود را در داستان سرایی خطی شل کنید. "شما مجبور هستید که همه چیز را رها کنید، به روش عادی که روایت را تفسیر می کنید."
در اینجا یک واقعیت وجود دارد: کامینگ در واقع اولین رقص خود را در دریاچه قو متیو بورن انجام داد – نسخه معروف تغییر جنسیت که در آن همه قوها توسط مردان رقصیدند – با بازی یکی از شکارچیان خودکار. او با بورن در یک آپارتمان مشترک بود و با رقصندگان معاشرت می کرد. او با لبخندی رویایی می گوید: «من چند قو را از نزدیک می شناختم. "این جادویی بود."
او چند نفر از افراد رقصنده در حلقه خود دارد، از جمله میخائیل باریشنیکوف (که کامینگ می‌گوید «خنده‌دار است»، داستانی درباره غافلگیر کردن اسطوره باله در رختکن با پوشیدن چند شورت تنگ نامناسب که «نیاز به پیکسل‌سازی» داشت، تعریف می‌کند. آزور بارتون، یکی از دستیاران باریشنیکوف، رقص کامینگ را در اپرای سه پنی انجام داد. او گفت: "اوه، من می‌خواهم برای شما و میشا رقصی طراحی کنم، اما من خیلی خجالتی بودم." او احساس می‌کرد که به اندازه کافی یک رقصنده نیست، اما اکنون فکر می‌کند این انتظار شدید که یک رقصنده فردی با تکنیک و هیکل خاص است، فقط شکل هنری را مختل می‌کند. "در سایر اشکال هنری به شما اجازه داده می شود که خام و واقعی باشید و داستان خود را بگویید و من فکر می کنم رقص در این مورد نادیده گرفته شده است و اساساً می گوید: اینها محدودیت ها هستند، شما باید بتوانید این کارها را انجام دهید، در غیر این صورت داستان شماست. اینجا معتبر نیست.»
کامینگ به طور کلی در مواجهه با مرزها می خندد، زیرا او به حرفه همه چیزخوار خود ادامه می دهد. نقشی در فیلم جدید مارلو با بازی لیام نیسون در نقش کارآگاه خصوصی وجود دارد. یک سری دوم از Schmigadoon وجود دارد! وقتی صحبت می کنیم او در حال فیلمبرداری در ونکوور است و موزیکال های دهه 60 و 70 را جعل می کند. و سفر دیگری با Margolyes وجود دارد که تور را از اسکاتلند به کالیفرنیا گسترش می دهد. پس از آشنایی اندکی با یکدیگر، ایده جفت شدن پس از حضور در برنامه گراهام نورتون با هم به وجود آمد و از آن زمان به بعد به دوستان صمیمی تبدیل شدند.
او می‌خندد: «ما همیشه واتس‌اپ‌های کوچک را برای یکدیگر می‌گذاریم، از برخی از آنها شوکه می‌شوید. فیلتر صفر وجود دارد. او می‌گوید، «عزیزم، حالا من در توالت می‌نشینم تا اگر صداهای عجیبی به گوش می‌رسد، بدانی که چیست». "او همیشه موفق می شود در شیطنت از من برتر باشد." این ترکیبی از پروژه‌ها است که او را راضی نگه می‌دارد و تمام جنبه‌های یک مجری چندوجهی را تغذیه می‌کند. او می گوید: «من می خواهم کار خوبی انجام دهم، می خواهم کارهای جالبی انجام دهم که مرا به چالش بکشد. "اما من می خواهم سرگرم باشم."
Burn در تئاتر کینگ، ادینبورگ ، 4 تا 10 اوت است

source

توسط artmisblog