محاصره سارایوو برای کودکان بسیار سخت بود، زیرا بدیهی است که نمی‌خواستند در داخل خانه گیر کنند. آنها برای کمی لذت زندگی خود را به خطر می اندازند.
زمانی که در ژوئن 1992 وارد سارایوو شدم، مدتی را صرف مستندسازی پایان جنگ سرد، تیراندازی به انقلاب رومانی و سقوط دیوار برلین کرده بودم. زمانی که شایعاتی مبنی بر اینکه قرار است در بوسنی اتفاقی بیفتد، منتشر شد، هیچ کس نمی توانست آن را باور کند. این کشور یکپارچه به نظر می رسید: جنگ به معنای واقعی کلمه مردم با همسایگان خود می جنگند.
بسیاری از ما که محاصره سارایوو را پوشش می‌دادیم، در ابتدا، شاید ساده‌لوحانه، باور داشتیم که بیان این داستان به اندازه کافی بلند، به اندازه کافی خوب و صادقانه منجر به محکومیت و مداخله جامعه بین‌المللی می‌شود. احساس ناباوری وجود داشت که این اتفاق ممکن است در پایتخت اروپا رخ دهد. فکر نمی‌کنم هیچ یک از ما فکر نمی‌کردیم که محاصره سه سال بعد همچنان برقرار باشد.
در آن سال ها حدود 10 بازدید داشتم. در دو هفته اول، من روی خود محاصره متمرکز شدم: تلفات، بیماران در بیمارستان، اجساد در سردخانه. بعدها، من مشغول این شدم که چه اتفاقی برای مردم عادی، تحصیلکرده و بافرهنگ می افتد، وقتی آنها به شرایط قرون وسطایی ناشی از محاصره تقلیل می یابند.
سارایوانی‌ها سلاح کمی داشتند، در حالی که غذا، آب و برق اغلب کمبود داشتند، اما آنها به طرز باورنکردنی سازگار بودند و سعی می‌کردند تا آنجا که می‌توانند عادی زندگی کنند. آنها از کارهایی که می خواستند انجام دهند، مانند ملاقات با دوستان در مرکز شهر، دست نمی کشیدند. یکی از عکس های من که یک سال بعد گرفته شده است، پای زنی را زیر کفن در سردخانه نشان می دهد. ناخن های پای او رنگ شده بود که به نظر مقاومت کوچکی بود.
یک زندگی فرهنگی پر جنب و جوش و مهم شروع به ظهور کرد – و این تمرکز من بود. من با بازیگران و هنرمندان دوست شدم، از جمله یک نقاش که به طور متناوب در استودیوی خود کار می کرد و در خط مقدم مبارزه می کرد. او حتی یک طرح، طرحی برای شبکه ای از سنگرها، به شکل بوگی ووگی برادوی پیت موندریان ساخت. هنر و فرهنگ به عنوان محوری برای دفاع از سارایوو در نظر گرفته شد. این فقط شهر فیزیکی نبود که مورد دفاع قرار می گرفت، بلکه مفهوم شهر بود – شهروند و بخشی از جامعه بودن.
مردم برای کمی لذت جان خود را به خطر می اندازند. و این می تواند برای بچه هایی که بدیهی است که نمی خواهند در داخل خانه گیر کنند بسیار سخت باشد. در دوره‌های ساکت‌تر، آنها می‌توانستند بیشتر بیرون بروند – من از بچه‌هایی که در جریان آتش‌بس در رودخانه شنا می‌کردند عکس گرفتم. اما رودخانه، مانند بسیاری از نقاط شهر، به وضوح برای تک تیراندازان صرب قابل مشاهده بود. در یکی از زمستان‌ها، من در صحنه‌ی وحشتناکی حضور پیدا کردم: یک گروه پنج یا شش نفره از بچه‌ها در حالی که جلوی خانه‌شان سورتمه می‌رفتند بر اثر اصابت گلوله کشته شده بودند.
این عکس از یک کودک با توپ در حالی گرفته شده است که من در حال قدم زدن در نور زیبای زمستانی اواخر بعد از ظهر بودم. من فقط در صحنه اتفاق افتاد، توپی را که در هوا پرتاب می‌شد، گرفتم، انگار اینجا یکی از خیابان‌های دنیاست. این یک کار عادی برای یک بچه است، اما در پس زمینه تله تانک اتفاق می افتد، نشانه ای از خطر همیشه حاضر.
امروز، وقتم را بین بریتانیا و سارایوو تقسیم کردم. همسرم اهل شهرستان است و دوستانی در اینجا دارم. من اخیراً نمایشگاهی را در ویژنیکا بازسازی شده برگزار کردم، تالار شهر سارایوو که در سال 1992 ویران شد. یکی از عکس ها یک کوارتت زهی را نشان می دهد که در ویرانه هایش در طول محاصره می نوازد. من تصویر را در جایی که از آن گرفته شده بود آویزان کردم، در حالی که ساختمان به شکوه سابق خود بازیابی شد.
از کتاب های پل لو می توان به کلاس کارشناسی ارشد عکاسی اشاره کرد. درک عکاسی خبری، با دکتر جنی گود؛ و گزارش محاصره سارایوو، با کنت موریسون.
متولد: لندن، 1963.
آموزش دیده: لیسانس تاریخ، دانشگاه کمبریج. BTec در عکاسی مستند، کالج آموزش عالی Gwent. دکترای عکاسی، دانشگاه هنر لندن.
تاثیرات: رامبراند، رابرت فرانک، لی فریدلندر ، گری وینوگراند ، تونی ری جونز، ژیل پرس .
نکته مهم: «مستند کردن انعطاف پذیری فوق العاده شهروندان سارایوو در حالی که از شهر خود نه تنها با اسلحه در خط مقدم، بلکه با فرهنگ و هنر دفاع کردند. شجاعت، طنز و خلاقیت باورنکردنی آنها الهام بخش بود.»
نکته پایین: «این واقعیت است که علیرغم همه پوشش‌های ما از جنایاتی که در بوسنی رخ می‌دهد، جامعه بین‌المللی نتوانست مداخله کند و کشتار 8000 مرد و کودک در سربرنیتسا به زور مورد نیاز است. و سپس، برای تماشای همان اتفاقات امروز در اوکراین."
نکته بالا. « اجازه دهید سوژه شما نفس بکشد، اجازه دهید وضعیت آشکار شود. و به این فکر کنید که چگونه انتخاب های زیبایی شناختی که انجام می دهید به معنای عکس شما کمک می کند."

source

توسط artmisblog