آنها در مورد برگزیت و میزان مالیات از ثروتمندان اختلاف نظر داشتند – و سپس موضوع یک رئیس جمهور سابق آمریکا مطرح شد.
اشتغال معلم نیمه بازنشسته و مدیر شرکت
ثبت رأی اکثراً سبزها، یا کارگرها در صورت عدم وجود سبز – و لیب دموکرات برای حمایت از دوستانی که اعضای شورای محلی هستند. هرگز توری!
آلیکس در نوجوانی خانه جان پل جونز از لد زپلین را تمیز می کرد.
شغل حسابدار
رکورد رای گیری حزب کارگر "شاید یک یا دو بار در سال های بلر". اکنون او یکی از اعضای حزب محافظه کار است
سوزی از بازآفرینی تاریخی لذت می برد: «هرازگاهی لباس یک دهقان نورمن می پوشم تا در قلعه های مختلف برای خداوند شام بپزم».
آلیکس من یک گیاهخوار هستم و ما توافق کردیم که با به اشتراک گذاشتن سینی مزه یونانی شروع کنیم، پس خوب بود. سپس fusilli ai funghi با سالاد موشک و تیرامیسو semifreddo را سفارش دادم.
سوزی من استیک داشتم، متوسط کمیاب. سپس Eton ظروف سرباز یا مسافر. آلیکس آنطور که یک زن باید باشد، دوستانه، باز به دنیا، باهوش و نیرومند به نظر می رسید. به نظر می‌رسید که او از این ایده خوشش نمی‌آید که مردم واقعاً می‌خواهند از تجارت سود ببرند – اگر مالیات بیشتری بر آن‌ها بدهید یا آنها را مجبور به پرداخت دستمزد کنید، انگیزه‌ای برای تجارت وجود نخواهد داشت.
آلیکس او مدام می گفت که مالیات دادن به افراد ثروتمند و بزرگ با نرخ های بالاتر چیزی را حل نمی کند، در حالی که من فکر می کنم گربه های چاق باید مالیات بگیرند. واضح بود که ما تقریباً در همه چیز مخالف بودیم.
سوزی من گفتم که نسبت افرادی که از مالیات اجتناب می کنند و از حساب های خارج از کشور استفاده می کنند به اندازه کافی قابل توجه نیست که بتواند در اقتصاد تغییر ایجاد کند. اکثریت مردم آنقدر ثروتمند نیستند که بتوانند پول خود را در جزایر ویرجین پنهان کنند.
آلیکس برکسیت یک فاجعه غیرقابل کاهش است که هیچ کمکی به بهبود اقتصاد ما نکرده است. ما یک جزیره کوچک هستیم، نه دیگر یک امپراتوری – و به هر حال، ما حق وتوی قوانین اتحادیه اروپا را داشتیم.
سوزی من به مزایا یا معایب اقتصادی برگزیت علاقه ای نداشتم. دلایل من برای حمایت از آن سیاسی بود. ما از حضور در آن باشگاه سودی نمی بردیم و دیوید کامرون سعی کرده بود با توافق بهتری مذاکره کند و نتوانست. این امر از جهات خاصی زندگی را کمی پیچیده‌تر کرده است، اما نمی‌توانید اثرات کووید را نادیده بگیرید.
آلیکس طعنه آمیز است زیرا سوزی در روسیه به دنیا آمده و به بریتانیا آمده است، اما مخالف این است که اروپایی های شرقی برای کار به اینجا بیایند زیرا معتقد است که آنها شغل را از جوانان می گیرند.
سوزی من به کالج کلاس ششم در انگلستان رفتم، بنابراین برای کار نیامدم و می خواستم به خانه برگردم، اما ازدواج کردم و ماندم. کشور نباید به نیروی کار ارزان خارجی متکی باشد. ممکن است بخواهید فردی با مدارک بهتر و اخلاق کاری را استخدام کنید – یک مهندس در کشور خود، که در نهایت قفسه های تسکو را روی هم می چیند – اما این بدان معناست که برخی از جوانان در بریتانیا ضرر خواهند کرد.
آلیکس اول اشاره کرد که جوانان بریتانیایی نمی‌خواهند برای حداقل دستمزد تمام وقت کار کنند، اما من احساس کردم که چنین چیزی در گوش‌ها ناشنوا بود.
Alix ما در مورد بهبود حمل و نقل توافق کردیم. ما در یک شهر کوچک بازار زندگی می کنیم و حمل و نقل عمومی اینجا بی فایده است، به همین سادگی. ما همچنین موافقت کردیم که به نقاط شارژ ماشین الکتریکی و فضای بیشتری برای دوچرخه سواری نیاز داریم.
سوزی شما باید زیرساخت ها را بهبود ببخشید زیرا نمی توانید فقط مردم را در مراکز شهرها جمع کنید. آنها تعداد اتوبوس های اینجا را کاهش داده اند و من هرگز از آن استفاده نکردم زیرا خیلی طول می کشد.
آلیکس اول وقتی گفت احساس می کند دونالد ترامپ بسیار باهوش است، کاملا گیج شد! عفو؟ من در واقع این کار را با تعجب انجام دادم.
سوزی من اقوام آمریکایی دارم که حامیان ترامپ هستند. او تنها سیاستمداری بود که در واقع سعی کرد کاری برای مردم طبقه کارگر انجام دهد. من فکر می‌کنم اگر به اندازه کافی روی این موضوع می‌ماندیم، ممکن بود به نوعی به این واقعیت پی ببریم که ترامپ به یک مشکل واقعی پرداخته است.
آلیکس اول گفتم: «به نظر شما یک رهبر جهانی باید همیشه باهوش باشد و نه گاهی اوقات؟»
سوزی ما یک چت دوست داشتنی داشتیم! ما اختلافات سیاسی داریم، اما توافقات زیادی هم داریم.
آلیکس او این کار را ادامه داد، جایی که وقتی با چیزی که من می‌گفتم موافق نبود، چشمانش را گرد کرد، نگاهش را به سمت دیگری دوخت و موضوع را عوض کرد. بعد از مدتی واقعا اعصابم خورد شد اما چیزی نگفتم. رفتارم خیلی خوب بود
آلیکس و سوزی در Banyers House ، Royston، Hertfordshire غذا خوردند.
آیا می خواهید با کسی از آن سوی شکاف ملاقات کنید؟ نحوه شرکت در آن را بیابید

source

توسط artmisblog