این استندآپ ممکن است کنسرت های خود را در سراسر ایالات متحده بفروشد، اما تلاش او برای ستاره شدن در سینما یک فاجعه تاسف بار است.
M eet Jo Koy. معروف‌ترین اثر او که در بخش بیوگرافی وب‌سایت شخصی‌اش به‌عنوان «یکی از کمیک‌های استندآپ امروزی» توصیف می‌شود، ممکن است بیش از 140 حضور او در برنامه گفتگوی آخر شب Chelsea Lately باشد. علیرغم ظاهری کم‌رنگ، او اکنون در استودیوی پخش گسترده ایستر یکشنبه بازی می‌کند، کنسرتی که تمام جوک‌گویان رویای آن را در سر می‌پرورانند. این به این دلیل است که سایت کوی موفقیت او روی صحنه را اغراق نکرده است: او نمایش‌های استادیوم‌ها را ماه‌ها قبل در سراسر آمریکا فروخته است، بدون اینکه ضربه‌ای به جریان اصلی فرهنگی وارد کند. مانند سباستین مانیسکالکو – یا به معنای کلی تر، یلوستون و تئوری بیگ بنگ – او واقعاً بسیار محبوب است، نه در میان طبقه سلیقه ساز مصرف کنندگان رسانه ای که به عنوان داوران آنچه که در حال حاضر و مرتبط است عمل می کنند.
چالش حمل یک فیلم کامل، برای بازیگری که آخرین اعتبارش در نقش ولادیمیر لنین در سال ۲۰۱۹ احتمالاً ناموجود آناستازیا: روزی روزگاری بود، راهی برای توضیح این حس کلی است که این محصول نامرغوب نباید می گذشت. کنترل کیفیت یونیورسال او در نقش آلتر ایگو جو والنسیا کاملاً ناراحت به نظر می رسد و هر چند ثانیه یک بار با تعداد کامل دندان های سفید و کورکورانه اش پوزخند می زند و انگار می خواهد به ما اطمینان دهد که همه چیز خوب است و همه ما در حال گذراندن روزهای خوبی هستیم، مانند والدینی که سعی می کنند کودک شیرخواری را که جیغ می کشد آرام کند. در یک فرودگاه و با این حال، او درست در خانه خود در فیلمی است که هرگز از سطح او بالاتر نمی رود، با او در میله ای که برای خودش تعیین کرده ملاقات می کند و در نهایت او را به سمت پایین به سمت اشکال جذاب و غیرمنتظره بدی سوق می دهد. چیزی که به عنوان یک کمدی گسترده شروع می شود که زاویه قابل اجرا یک عید پاک فیلیپینی چاق بزرگ من را دنبال می کند، گناه اصلی آن در حد فاضل ظاهر می شود، به آرامی به چیزی گیج تر، نالایق تر و متکبرتر تبدیل می شود.
جو والنسیا باید به منطقه محصور فیلیپینی دالی سیتی بازگردد که در جنوب سانفرانسیسکو قرار دارد تا از خانواده مهاجر دوست داشتنی خود دلجویی کند. او یک نامی است که تلاش می کند به بازیگری قانونی بپیوندد، که از کنسرت گذشته اش به عنوان یک شعار تبلیغاتی تجاری آبجو ناراحت است، درست مانند بازی Party Down. او خیلی نزدیک است که یک شغل شبکه ای را به دست آورد، اما آنها از او می خواهند که لهجه ای را انجام دهد که ترجیح نمی دهد، درست مانند فیلم Master of None. و فرد مطلقه همه چیز را با مراقبت از فرزندش متعادل می کند (طنز اینترنتی براندون واردل، خواندن خطوط هک شده او به گونه ای که حذف کنایه آمیز از آنها را منتقل می کند)، که جو جونیور نام دارد و دریافت C-در ریاضی، درست مثل در زندگی پسر واقعی کوی.
ما می دانیم که در پایان همه اینها، این جفت به هم پیوند می خورند و می پذیرند که حتی اگر ممکن است دکمه های ما را فشار دهند، عزیزان ما تنها چیزی هستند که ما داریم. اما در یک فیلم 96 دقیقه ای، هنوز جای زیادی برای پر کردن باقی می گذارد. کوی، کارگردان جی چاندراسخار (که به معنای واقعی کلمه در یک نوبت به عنوان نماینده استعدادهای باهوش جو تلفن می‌زند)، و نویسندگان کن چنگ و کیت آنجلو بعدازظهر با یک داستان فرعی مضحک درباره پسر عموی سر بند انگشتی جو (یوجین کوردرو، همیشه لذت‌بخش) از هم جدا می‌شوند. بدهی 15000 دلاری و تقلا برای تخلیه یک جفت دستکش بوکس افسانه ای متعلق به غرور و شادی آشکار جامعه فیلیپینی، مانی پاکیائو. این صحنه‌های خنده‌آلود فیلم را به نمایش می‌گذارد – یک جفت مسیرهای انحرافی برای بازدید از حصاری که توسط جیمی او یانگ قابل اعتماد و سپس یک خریدار مشهور بازی می‌شود، اگرچه این نیز راهی برای مخدوش کردن معقول بودن واقعیت دارد. بخش هایی از فیلمنامه
به نظر می‌رسد که بیشتر از صرف زمان، شیطنت‌های جو برای اثبات اینکه او چه مرد باحال و خوبی است، طراحی شده است. وقتی می آموزیم که جو می تواند با سریع ترین و خشمگین ترین ها بدلکاری رانندگی کند (مهارتی که توضیحی در آن وجود ندارد)، یا با یک ضربه KO که مانی آن را تایید می کند، یک گانگستر را با مشت به بیرون بکوبد، بیشتر ملموس تر می شود. . در تعداد معدودی از صحنه‌هایی که نشان می‌دهند جو در حال شکست دادن عمل خود برای فرونشاندن تنش‌ها در یک مراسم کلیسا یا گردهمایی خانوادگی است، نماهای بریده‌ای فراوان که تماشاگران را تشویق می‌کنند و خنده‌های خروشان لوله‌ای، تأیید می‌کنند که او واقعاً آن را می‌کشد. انگیزه کوی برای رسیدن به راهش در قطعنامه با پسرش آشکارتر می شود، که با این نتیجه می رسد که نوجوان متوجه می شود که باید صبورتر باشد و غیبت معتاد به کار پدرش را درک کند. حتی جیم کری فرمول‌واری که این طرح‌واره را به تصویر می‌کشد، می‌دانست که چگونه احساسات‌گرایی را به درستی انجام دهد.
لطف صرفه جویی در اینجا باید برنده جامعه فیلیپینی باشد، که با گروهی از ستاره های آسیایی که ارزش کمتری دارند، لحظه ای را در صفحه نمایش بزرگ رقم می زند. اما همه آنها با یک حس ریاکارانه از میراث و غرور تغییر کرده اند. جو از عدم تمایل خود به اجرای کاریکاتور برای سرگرمی سفیدپوستان چیزی می سازد، با این تفاوت که اجرای صدای خاله خاله سنگ بنای برنامه زنده او و تکه هایی است که در فیلم بازیافت می کند. تجربه فیلیپینی به یک استعاره هاله-هاله، در هم آمیخته و هماهنگ و زیبا خلاصه می‌شود، ابزاری نویسندگی که هر چه فرد از نظر ذهنی آن را در مورد جمعیت‌شناختی بیشتری بکار می‌برد، توهین‌آمیزتر به نظر می‌رسد. ("ایتالیایی بودن مانند یک بشقاب بزرگ اسپاگتی و کوفته است" و غیره) لذت همبستگی در یک گروه قومی تنگ در نهایت به اجرای کارائوکه ای از I Gotta Feeling توسط Black Eyed Peas خلاصه می شود، تلاشی سخت برای همبستگی با کمترین مخرج مشترک که به عنوان تمایز فرهنگی پنهان شده است. عضو بنیانگذار apl.de.ap ممکن است فیلیپینی آمریکایی باشد، اما با این وجود، این یک توضیح است و نه بهانه.
یکشنبه عید پاک در سینماهای ایالات متحده در تاریخ 5 اوت و در بریتانیا در تاریخ بعد

source

توسط artmisblog