پیش از نقش آفرینی او در فیلم White Noise، که جشنواره فیلم ونیز را در اواخر این ماه افتتاح می کند – و همچنین فیلم باربی مورد انتظار او – ما بهترین اثر گرویگ را ارزیابی می کنیم.
ناتالی پورتمن و اشتون کاچر ممکن است ستاره‌های این رامکام دوستان با مزایا باشند که توسط خالق دختر جدید الیزابت مریوتر نوشته شده و نام اصلی آن Fuck Buddies بود. اما این میندی کالینگ و گرویگ هستند (اولین بار با شلوار کوتاهی که روی آنها نوشته شده بود "فاحشه" دیده شد) که به عنوان دوستان پورتمن اعتبار مستقلی ارائه می دهند.
فانتزی استاپ موشن تک شوخی وس اندرسون در شهر آینده‌نگرانه مگاساکی اتفاق می‌افتد، جایی که شیوع آنفولانزای سگ‌ها باعث می‌شود شهردار همه مات‌ها را به جزیره زباله‌ها بفرستد. بحث و جدل پیرامون شخصیت گرویگ، دانشجوی مبادلات خارجی و ناجی سفیدپوست که قیام طرفدار پوچ را رهبری می‌کند، خود را به شدت ابراز می‌کند (برخلاف اکثر همتایان ژاپنی‌اش که زیرنویس کلماتشان وجود ندارد) و دانشمندی با صدای یوکو اونو را مورد انتقاد قرار می‌دهد. مخاطبان حق داشتند احساس کنند که یک توله به آنها فروخته شده است.
آل پاچینو در این اقتباس از رمان فیلیپ راث در سال 2009، به عنوان یک افسانه صحنه که با کهنگی مواجه می شود، تماماً غوغا و جراحت گزنده است. گرویگ با بازی در نقش معلمی که با دختر رئیس می خوابد و به شکلی عاشقانه توسط یک مرد تراجنسیتی تعقیب می شود، با مجموعه ای از اسباب بازی های جنسی پاچینو وارد زندگی او می شود و فوراً از همجنس گرایی سابق خود انکار می کند. این بازیگر با وظیفه متأسفانه تجسم نسل جوانی که از نظر جنسی روان است که باعث غم و اندوه بسیار مردان پیر و راست می شود، گرفتار شده است.
از جمله داستان‌های چهارگانه در تله توریستی وودی آلن ، داستانی است که در آن یک معمار (الک بالدوین) به جوانتر خود (جسی آیزنبرگ) که بین یک دوست دختر (گرویگ) و یک زن دیگر درگیر شده است، توصیه‌های عاشقانه می‌کند. الیوت پیج). هنگامی که اتهامات سوء استفاده جنسی بار دیگر به خبر اصلی تبدیل شد، چندین نفر از بازیگران از همکاری با آلن ابراز پشیمانی کردند. گرویگ گفت: "من دیگر برای او کار نخواهم کرد."
یک عاشقانه عفیف زن و شوهری بین زنی که از شوهر خیانتکارش فرار می کند و پسری شبیه به وایف که در یک فانوس دریایی پنهان شده است. گرویگ قبلاً در راه رسیدن به شهرت هالیوود بود، اما همبازی او، اولی الکساندر، هنوز در سال‌های اولیه سال‌ها و سال‌ها بود و تنها تعداد انگشت شماری از قطعات (از جمله ستاره درخشان جین کمپیون) به نام او بود. ستارگان رابطه نامتعارفی دارند، به ویژه زمانی که گرویگ لباس دخترانه به او می‌پوشاند یا این جفت با لباس‌های قرن هجدهم به رقص می‌روند.
چهار هنرپیشه در حال مبارزه، یک فیلم ترسناک بدون استخوان در جنگل می نویسند و مردی با کیسه کاغذی روی سرش خلق می کنند. علیرغم نیم ساعت اول پرهیاهویی که در جشنواره فیلم به حاشیه می رود، کمدی ترسناک برادران دوپلاس در نهایت به کسادی فرو می رود. نکات برجسته عبارتند از Gerwig ماهرانه دوست منطقه یک خواستگار بدبخت. او به او می گوید: "این چیزی است که در مورد تو بسیار عالی است." "تو بهترین دوست من هستی، اما مثل برادرم!" خشن
گرویگ ممکن است مدت زیادی در این ترسناک مستقل دوام نیاورد، اما به تثبیت عطر و طعم بی‌نظیر آن کمک می‌کند. در یک دیسکوی پردار بلوند به سبک فارا فاوست، او با واکنش بیش از حد به شام («این پیتزا امروز بد است!») مشکل پیش رو را نشان می‌دهد، سپس به بهترین دوستش هشدار می‌دهد که از یک غریبه ترسناک (تام نونان از Manhunter) پرستاری از کودک را قبول نکند. شهرت) و به طور اتفاقی صحنه‌های اتمسفری را ارائه می‌دهد: «از شنیدن آن ماه‌گرفتگی احمقانه خیلی حالم به هم می‌خورد!»
تغییر مالکیت یک داششونوند چهار داستان ضربه های سخت و رویاهای خنثی شده توسط تحریک کننده مستقل تاد سولوندز را به هم مرتبط می کند. گرویگ نقش داون وینر، قهرمان نوجوان محاصره شده فیلم موفقیت آمیز سولوندز در سال 1995 به خانه عروسک خوش آمدید را بازی می کند. اما صبر کنید – آیا او او را در فیلم Palindromes در سال 2004 نکشت؟ کارگردان توضیح داد: "من فکر می کردم خوب است که به او یک وجود جایگزین بدهم." این داون جسور جدید یک پرستار دامپزشکی است که عاشق شکنجه‌گر سابق حیاط مدرسه‌اش با بازی کایران کالکین می‌شود.
برای کارگردانی که بعداً اقتباس «عشق و دوستی» از جین آستن را بسازد، کمدی پردیس پردیس ویت استیلمن شبیه «بی‌نظیر: سال‌های دانشگاه» است. گرویگ ویولت است، یکی از سه جرقه درخشان سواحل شرقی که برای بهبود زندگی دانش‌آموزان خود اختصاص داده شده است. در اوقات فراغت خود، او همچنین قصد دارد یک شوق رقص جهانی راه اندازی کند. این زنی آنقدر خوش بینانه است که حتی به انتقادها نیز با شور و نشاط پاسخ می دهد: «از شما برای این تنبیه متشکرم»، او پس از رفع ایراداتش به خود می خندد.
یکی از مهیج‌ترین فیلم‌هایی که تا به حال درباره غم و اندوه ساخته شده است، پرتره کلاستروفوبیک پابلو لارین از جکی کندی بلافاصله پس از ترور همسرش، اگر او کار بیشتری در آن داشت، جایگاه بالاتری را در هر رتبه‌ای از فیلم‌های گرویگ به دست می‌آورد. با این حال، او در نقش نانسی تاکرمن، دوست و معتمد جکی، بسیار مراقب است. تحویل گرویگ با فهرستی از شخصیت‌هایی که حضور خود را در مراسم تشییع جنازه تأیید کرده‌اند، لطافت تسلی‌دهنده لالایی را به ارمغان می‌آورد.
گرویگ و جو سوانبرگ کارگردانی و نویسندگی مشترکی را بر عهده داشتند که در ابتدا به نظر می‌رسید یک کیسه پارچه‌ای بی‌شکل از نقاشی‌های تصویری باشد. آنها همچنین نقش زوج مرکزی را بازی می کنند که رابطه آنها به دلیل فاصله عاطفی و جغرافیایی در حال از هم گسیختگی است. این فیلم که با صحنه‌ای صمیمانه جنسی آغاز می‌شود و پر از شخصیت‌هایی است که گاهی اوقات جذاب هستند، یکی از آثار کلیدی mumblecore است – آن جیب کوچک اما تاثیرگذار فیلم‌سازی بدون بودجه و مستقل که توسط سوانبرگ، اندرو بوژالسکی، آرون پیشگام شده است. کاتز، برادران دوپلاس و لین شلتون (کارگردان فقید هامپدی که نقش کوچکی در اینجا دارد)، و بیشتر به داستان های پر پیچ و خم عشق آشفته یا نافرجام اختصاص داده شده است.
گرویگ برای دومین نقش نویسندگی خود با نوآ بامباخ، به خلق یکی از برجسته‌ترین نقش‌هایش کمک کرد: بروک، یک رستوران‌دار و اهل معاشرت نامتعارف، به نحوی هم متمرکز بر لیزر و هم در حال لرزش، بیشتر اگر دختر باشد تا دختر. در سن 30 سالگی، او درس های زندگی را به سرپرست و خواهر ناتنی خود (لولا کرک) می دهد. این یک جهت جدید برای Gerwig بود، با درخشش های جذابی از چخماق در زیر درخشان بیرونی. اینها در صحنه ای شگفت انگیز ظاهر می شوند که در آن بروک توسط یک همکلاسی سابق به قلدری در دوران جوانی متهم می شود. موضوع هرگز به طور قطعی حل نمی شود، اما درخشش سرد در چشم گرویگ به هسته ای یخی اشاره می کند.
کمدی مایک میلز درباره بزرگ شدن در کالیفرنیا در اواخر دهه 1970 با مادری پر زرق و برق و نامتعارف (آنت بنینگ) در مرکز خود جای خالی دارد به شکل لوکاس جید زومن، تازه وارد 15 ساله، که چندان تاثیری بر او نمی گذارد. نوجوانی که توسط زنان پیچیده احاطه شده است. اینها عبارتند از گرویگ در نقش ابی، عکاسی که مادرش، دوروتیا، تا حدی آموزش عاطفی او را به او سپرده است. فیلمنامه میلز به زیبایی درد والدینی را که بچه‌ها را به سمت بزرگسالی تکان می‌دهند، بیان می‌کند. دوروتیا به ابی می‌گوید: «شما می‌توانید او را در دنیا به‌عنوان یک شخص ببینید.»
مگی (گرویگ) با دزدیدن یک معلم و رمان‌نویس بالقوه (اتان هاوک) از همسرش (جولیان مور) و زمانی که زندگی با او به هم می‌ریزد، فکر دومی به ذهنش می‌رسد – که باعث می‌شود او را به بازی خواستگاری با زوجی که از هم جدا شده‌اند، بپردازد. صحنه‌ای که در آن او این راه‌حل رمانتیک را برای موری خشن و بی‌باور ارائه می‌کند، فوق‌العاده است، و بیل هدر به‌عنوان نزدیک‌ترین معتمد مگی، که از نقشه‌ی او سرپیچی می‌کند و او را متهم به «بازی کردن تیتانیا و پاشیدن گرد و غبار ستاره‌ای» می‌کند، درگیر می‌شود. در چشمان آنها». درد واقعی در فیلم ربکا میلر وجود دارد که همه آن با خنده خنثی نمی شود.
اولین همکاری گرویگ با سوانبرگ که کمتر از بسیاری از تلاش‌های غم‌انگیز است، تأثیرات خورنده فناوری را بر زندگی عاشقانه یک گروه بیست و چند ساله بررسی می‌کند. دارای گفتگوی پیچیده و استفاده مبتکرانه از صفحه نمایش تقسیم شده است. گرویگ در ابتدا سرگرم کننده و در نهایت عذاب آور است زیرا زنی که سعی می کند دوست پسرش را با سلفی های برهنه آرام کند، پس از رد خواسته های او برای سکس تلفنی. یک cri de mumblecoeur واقعی.
گرویگ برای دومین کنسرت کارگردانی انفرادی خود از رمان همیشه سبز لوئیزا می آلکات در سال 1868 اقتباس می‌کند و زمان‌بندی آن را به گونه‌ای تغییر می‌دهد که کنایه‌ها را به زبان بیاورد. فیلم بین مراحل مختلف نوجوانی ماساچوست جو مارچ (Saoirse Ronan) و سه خواهرش، رمان‌نویس نوپایی زیگزاگ است. فلورانس پیو نامزد جایزه اسکار انواع بی نهایت ناامیدی و دلشکستگی را در نقش امی، رقیب جو در میان خواهران و برادرانش بیان می کند. در اجرای دوم خود برای گرویگ، رونان از افراد ناپسند کوتاه نمی آید: او دیدن امی را که در مواجهه با انتقادها آرامش خود را از دست می دهد، به نقطه اوج خود تبدیل می کند.
مجمع انتقام جویان از فیلم های mumblecore. سوانبرگ گرویگ را در نقش هانا کارگردانی می‌کند، نویسنده کمدی که بین سه مرد، دو نفر از آن‌ها توسط نویسندگان دیگر مومبلکور (اندرو بوژالسکی و مارک دوپلاس) بازی می‌کنند و سومی توسط کنت آزبورن (نویسنده واقعی سریال‌های انیمیشنی مانند زمان ماجراجویی). این فیلم خنده‌دار و مملو از تنش‌های گذرا است – که گرویگ و همبازی‌هایش در نویسندگی آن نقش‌آفرینی می‌کنند – حاوی یک صحنه جدایی ناپذیر است: هانا می‌گوید: «فکر نمی‌کنم دیگر بتوانی مرا لمس کنی.» دوست پسرش، برای فرار از مزخرفاتش به دیوار می‌چرخد. خواه رقص خشمگینانه، اعتراف گریه‌آمیز "من تمایل به ترک ویرانی در پی خود را دارم"، یا نواختن شیپور برهنه در حمام، محدوده گرویگ در اینجا چشمگیر است.
طبیعت گرایی ضعیفی که گرویگ برای بیش از یک دهه جلوی دوربین به نمایش گذاشته بود، در این اولین فیلم خودنویس و کارگردانی انفرادی که برای آن دوبار نامزد اسکار شد، به خوبی در پشت آن احساس می شد. کریستین (Saoirse Ronan)، با نام مستعار لیدی برد ، یک شورشی سطح پایین است که در آستانه فارغ التحصیلی از دبیرستان کاتولیک در ساکرامنتو است. دور او دورش می گردند، دوست پسری (Beanie Feldstein)، دو دوست پسر بالقوه (Timothée Chalamet، Lucas Hedges) و یک مادر همیشه ناراضی (Laurie Metcalf)، که معتقد است اگر نمی توانید چیز خوبی بگویید، بهتر است که باشید. وحشیانه در عوض. گرویگ عکس‌ها را در حال پخش نگه می‌دارد. آنها نقاط رنگارنگی هستند که پرتره ای از زندگی لیدی برد را شکل می دهند.
یک بازیگر نمی‌توانست به ویترینی بهتر از این مطالعه شخصیت‌های کمیک هیجان‌انگیز امیدوار باشد. فرانسیس (گرویگ) یک رقصنده جوان است که در حالی که پولش تمام می شود، رویاهایش پژمرده می شود و بهترین دوستش به محله ای شیک تر نقل مکان می کند، راهی شهر نیویورک می شود. گرویگ این دومین فیلم او را با نوآ بامباخ نوشته است. (آنها در این مرحله یک زوج بودند، فیلمساز جنیفر جیسون لی را ترک کرده بود، که با او در نویسندگی گرینبرگ همکاری داشت). فرانسیس مستعد پروازهای سرخوشی است، مانند دویدن جشن در منهتن، جایی که گام‌های تند او جای خود را به جهش‌ها و پیروت‌ها می‌دهد، در حالی که عشق مدرن دیوید بووی به‌طور جادویی در موسیقی متن صدا می‌زند – بازسازی تقریباً دقیقی از رقص دویدن دنیس لاوانت از لئوس کاراکس در سال 1986. Mauvais Sang.
هیچ فیلمی تا به حال به این اندازه به گرویگ نیاز نداشته است یا از حضور او به اندازه رامکام خارش‌آور و غم‌انگیز نوآ بامباخ استفاده نکرده است. برای 10 دقیقه اول، به نظر می رسد که کنسرت او به تنهایی است. در حالی که فلورانس، یک زن بیست و چند ساله پر هرج و مرج، برای انجام کارهایش در اطراف لس آنجلس می چرخد، سگ را راه می اندازد، به یک مهمانی می رود و یک مهمانی یک شبه بی شادی دارد، همه اینها در حالی که هوای پریشان حواس پرتی و ناامیدی خوش خنده را به گوش می رساند. سپس بن استیلر در نقش راجر گرینبرگ، برادر عصبی رئیسش ظاهر می شود و روایت را از بین می برد. هوشمندانه، این باعث می‌شود که تماشاگران او را دوست داشته باشند – چه کسی می‌خواهد پس از سرد شدن با فلورانس غم‌انگیز اما آفتابی، با بودجه‌ای هولناک گیر کند؟ وقتی (یا اگر) ما راجر را دوست داشته باشیم، تا حد زیادی به عنوان محصول جانبی توجهی است که او از او دریافت می‌کند: اگر او متوجه چیزی در او شود، شاید آنقدر که به نظر می‌رسد غیرقابل تحمل نباشد.
گرینبرگ مامبلکور را به جریان اصلی کشاند (مارک دوپلاس نیز نقش کوچکی دارد) و شعله‌ور رابطه‌ای حرفه‌ای بین بامباخ و گرویگ ایجاد کرد که به زودی به رابطه شخصی تبدیل شد. آنها اکنون در شش موقعیت با یکدیگر همکاری کرده‌اند، از جمله اقتباس‌هایی از فیلم دون دلیلو از «White Noise»، که جشنواره فیلم ونیز امسال را افتتاح می‌کند، و یک خلبان HBO منتشر نشده در سال 2012 بر اساس «اصلاحات» جاناتان فرانزن، و همچنین باربی سال آینده که گرویگ از آن کارگردانی کرده است. فیلمنامه ای که با هم نوشتند اگرچه این گرینبرگ است که در بین قوی ترین و عجیب ترین فیلم های قرن باقی مانده است – و فیلمی که گرویگ را به یک ستاره تبدیل کرد.

source

توسط artmisblog