از ژن‌ها گرفته تا محیط و شخصیت، همه ما توسط نیروهایی که ظاهراً خارج از کنترل ما هستند، دستکاری می‌شویم. اما راه هایی برای بازگشت به صندلی رانندگی وجود دارد
آیا تا به حال احساس می کنید که کنترل افکار و اعمال خود را ندارید؟ شاید زمانی که خسته هستید یا ناهار را حذف کرده اید، غیرمنطقی می شوید. وقتی قسم خوردی که این کار را نکنی، برای خودت یک نوشیدنی بریز. اگر چنین است، مطمئنا شما تنها نیستید. همه ما در تلاش هستیم تا به وضوح فکر کنیم، تصمیمات خود را بفهمیم یا اقدامات خود را پیش بینی کنیم. کمی هرج و مرج شناختی یک ویژگی بسیار انسانی است.
عوامل زیادی طرز تفکر ما را شکل می دهند. ژن ها و شخصیت نقش دارند، اما حالت های زودگذر مانند گرسنگی، خستگی، نفرت یا عشق نیز نقش دارند. و هر چه کمتر این احساسات و سایر احساسات را درک کنیم، بیشتر تحت تأثیر آنها قرار می گیریم.
مغز ما برای صرفه جویی در انرژی و راه های میانبر طراحی شده است، و این گاهی اوقات به تفکری مغرضانه، تنبل و زودباور منجر می شود. ما تحت تأثیر دوستان و همسایگان هستیم. از طریق تبلیغات و رسانه های اجتماعی؛ با غذا، نوشیدنی و داروهایی که مصرف می کنیم؛ و حتی توسط میکروارگانیسم های موجود در روده و ضربان قلب ما.
خوشبختانه، ما ناتوان نیستیم. با شناخت این عوامل و درک اینکه چگونه ذهن ما را ربوده‌اند، می‌توانیم شفاف‌تر فکر کنیم و روابط خود را بهبود بخشیم، پتانسیل‌هایمان را باز کنیم و زندگی بهتری داشته باشیم. پاسخ به این چهار سوال سوزان می تواند به تغییر شکل رفتار ذهن شما کمک کند.
آیا روتین صبح شنبه دارید؟ شاید یک دراز کشیدن با یک روزنامه و یک قهوه درست شده "درست". یا دویدن در پارک قبل از سرخ کردن. همه افراد روال‌هایی دارند (ترجیح به منظم بودن) و عادت‌هایی (اقدامات خودکار، مانند ریختن ناخواسته نوشیدنی سفت بعد از کار). اینها اغلب مفید و لذت بخش هستند، اما همچنین این ظرفیت را دارند که تفکر ما را پنهان کنند.
افراد در اتکای خود به روال متفاوت هستند. با توجه به مقیاس مخلوق عادت دانشگاه کمبریج، اگر به شدت با جملاتی مانند "من آرامش را در نظم می یابم" یا "هر وقت به آشپزخانه می روم، معمولاً به یخچال نگاه می کنم" موافق باشید، احتمالاً در مقیاس بالا ثبت نام خواهید کرد. ".
عادت‌ها می‌توانند ما را کارآمدتر کنند و قدرت پردازش مغز را آزاد کنند تا به جای اینکه تصمیم بگیریم برای صبحانه چه بخوریم، روی کارهای چالش برانگیز تمرکز کنیم. قابل پیش بینی بودن آنها همچنین می تواند به افرادی که اضطراب یا زوال شناختی دارند کمک کند – که می تواند با پیری یا بیماری های عصبی رخ دهد.
اما عادت ها جنبه تاریک تری هم دارند. اگر همیشه در خلبان خودکار باشیم، ممکن است در فکر کردن انعطاف‌پذیر، گسترده و خلاقانه دچار مشکل شویم. تحقیقات نشان می دهد که موجودات عادت ممکن است برای مدیریت احساسات و رفتار خود مشکل داشته باشند و مستعد اجبار و حتی اعتیاد شوند.
اگر این شما نیستید، در عوض ممکن است هوس چیزها و تجربیات جدید کنید. این می تواند به شما کمک کند خلاق تر، انعطاف پذیرتر و ذهن بازتر باشید. اما میل به تغییر می تواند به خودی خود تبدیل به یک عادت شود و این می تواند مانع از تکرار مورد نیاز برای کسب مهارت ها یا حفظ روابط پر ارزش و مادام العمر شود. برخی از افرادی که به شدت از کارهای روزمره بیزار هستند، ممکن است تکانشی باشند – در فکر کردن به درستی چیزها ناکام هستند، شاید تصمیم بگیرند که به طور ناگهانی کار خود را بدون برنامه پشتیبان ترک کنند.
برای خوب فکر کردن، باید درک کنیم که عادت‌هایمان چگونه بر ما تأثیر می‌گذارند. اگر تکان‌دهنده هستید یا با عدم اطمینان دست و پنجه نرم می‌کنید، اضافه کردن کمی روتین بیشتر به زندگی‌تان می‌تواند فضایی برای تفکر دقیق ایجاد کند. و عادت‌های مفید را می‌توان با استفاده از نشانه‌ها تشویق کرد – مانند قرار دادن پاهای دویدن در کنار تخت در شب برای کمک به شروع یک دویدن صبحگاهی منظم.
برعکس، اگر به نظر می رسد همیشه در حالت خلبان خودکار هستید، سعی کنید برخی از عادت ها را ترک کنید و تجربیات ناآشنا را به زندگی خود تزریق کنید. تغییر محیط می تواند کمک کننده باشد – اگر همیشه پشت میزتان میان وعده می خورید، مثلاً میز را عوض کنید. ممکن است حذف «سرنخ» میان وعده کافی باشد.
در نهایت، همه ما باید از انجام مداوم کارهای یکسان و صحبت دائم با افراد مشابه اجتناب کنیم – حتی اگر احساس راحتی کنیم. به دنبال سرگرمی های جدید باشید. با افرادی دوست شوید که معمولاً با آنها صحبت نمی کنید. اغلب وقتی با چیز جدیدی روبرو می شویم – به جای تکیه بر همان روال ها، عادات و اتاق های پژواک قدیمی – می توانیم تفکر خود را به چالش بکشیم و درک عمیق تری از جهان به دست آوریم.
در سال 1987، تری ویت زمانی که به عنوان فرستاده اسقف اعظم کانتربری آنجا بود، در بیروت گروگان گرفته شد. او 1763 روز بعد را در اسارت گذراند، اغلب در انزوای کامل.
ویت با حال برزخی و آینده ای مبهم به اعماق گذشته خود سفر کرد. او خاطرات دور را زنده کرد: از بستری شدن در بیمارستان در کودکی با مخملک تا اولین عشق هایش. برای Taken on Trust ، زندگی‌نامه‌ای که در دوران حبس در سرش نوشت، تسلی و مطالبی را فراهم کرد.
همه ما مسافران زمان هستیم و تمرکز خود را بین گذشته، حال و آینده تغییر می دهیم. و این بر نحوه تفکر ما تأثیر می گذارد. تمرکز بر گذشته می تواند به زندگی معنا ببخشد، تنهایی را کاهش دهد و احساس ارتباط را تقویت کند. اما خاطرات خطاپذیر هستند، وسواس در مورد اشتباهات می‌تواند ما را تحت تأثیر قرار دهد، و فتوش کردن نوعی دوران طلایی نیز می‌تواند ما را محافظه‌کارتر کند و نسبت به روش‌های جدید تفکر کمتر باز شود.
برای مثال، طبق تحقیقات ، محافظه‌کاران بیشتر از لیبرال‌ها از زبان گذشته‌گرا استفاده می‌کنند – توجه داشته باشید که ترامپ و مبارزان برگزیت با «آمریکا را دوباره بزرگ کنید» و «کنترل را پس بگیرید»، گذشته را محور شعارهای خود قرار دادند.
از سوی دیگر، تمرکز شدید بر زمان حال می‌تواند به پر کردن زندگی با تجربیات غنی و جدید کمک کند. اما با هزینه بالقوه همراه است. یک "سوگیری فعلی" ذاتی به این معنی است که بسیاری از ما یک پاداش فوری کوچکتر را به جای پاداش بزرگتر انتخاب می کنیم (به معاملات "اکنون بخرید، بعدا بپردازید" فکر کنید). همچنین ممکن است ما را در معرض خطر قرار دهد. رابطه جنسی ناایمن، استفاده از مواد مخدر و هدر دادن پس انداز می تواند خطرات کمتری به نظر برسد، زمانی که ما به جای عواقب آینده، روی اقدامات فعلی تمرکز می کنیم.
تمرکز بر آینده – پرداخت حقوق بازنشستگی به جای هدر دادن همه چیز امروز، شاید، یا اولویت دادن به اهداف بلند مدت شغلی به جای تفریح با دوستان و خانواده می تواند شانس ما را برای بازنشستگی راحت افزایش دهد. اما همچنین می تواند ما را به دام بیاندازد تا از همان لحظاتی که زندگی را به یاد ماندنی و معنادار می کند، بگذریم. در عوض، سعی کنید فعالانه در طول زمان فکر کنید. یک تمرین نوشتاری ساده می تواند کمک کننده باشد. برای قدردانی و یادگیری بهتر از گذشته، روزی یک خاطره را یادداشت کنید. یا برای حضور، مواردی را که در حال حاضر سپاسگزار هستید فهرست کنید. و برای پرورش چشم به آینده، یک برنامه پنج ساله ایجاد کنید.
به طور مشابه، اگر از تغییر می ترسید، به دنبال افراد، تجربیات و ایده های جدید باشید. اگر تکانشی هستید، سرعت خود را کم کنید و عواقب اعمال خود را در نظر بگیرید. و اگر همیشه برای هدف آینده فداکاری می کنید، استراحت کنید و زمانی را به انجام کاری که دوست دارید اختصاص دهید. بالاخره فقط یکبار زندگی میکنی
در شرایط فوق‌العاده، گذشته به Waite معنی و احساس امنیت می‌بخشید. در زندگی روزمره، بقیه ما باید بین گذشته، حال و آینده تعادل ایجاد کنیم تا کاملاً کنترل زمان خود را احساس کنیم.
همه ما یک "دکمه فاک کن" داریم. جکی مالتون یک کارآگاه موفق در پلیس متروپولیتن بود – که الهام بخش شخصیت جین تنیسون (با بازی هلن میرن) در سریال تلویزیونی Prime Suspect بود. اما در اواخر دهه 1980، مالتون شروع به فشار دادن بیش از حد مالتون کرد.
مشروبات الکلی به شدت پادزهری برای فشارهای کار پلیس شد. همچنین به او کمک کرد که به عنوان یک زن همجنسگرا – و یک متفکر خلاق – در برابر نیروی مردسالار و ثابت در اواخر قرن بیستم کمتر آسیب پذیر باشد و بر این احساس که او «تعلق ندارد» غلبه کند. . علاوه بر این، نوشیدن بعد از کار بخشی از فرهنگ بود.
اما زمانی که مالتون سعی کرد کاهش دهد، متوجه شد که تقریبا غیرممکن است. با افزایش شرم، او متعهد شد که بار را زودتر ترک کند – اما متوجه می‌شود که می‌گوید «لعنت کن» و یک دور دیگر را سفارش می‌دهد. یکی از شجاع ترین، قانونی ترین و انعطاف پذیرترین ذهن های پلیس توسط اعتیاد ربوده شده بود.
همه ما در برابر وسوسه آسیب پذیر هستیم، به ویژه زمانی که توجه نداریم، نسبت به خود احساس بدی داریم، در رفتارهای معمولی قرار گرفته ایم یا لذت های فعلی را بر عواقب آینده ترجیح می دهیم. اما نکته ای وجود دارد که در آن بسیاری از «لعنت به آن» اعتیاد کامل را ایجاد می کند، چه به قمار، هروئین یا الکل.
اعتیاد بسیار بیشتر از یک انتخاب دوتایی است. ژنتیک نقش دارد – الکلیسم تخمین زده می شود بین 40٪ تا 60٪ ارثی است – و همچنین سلامت روان (سه چهارم معتادان نیز شرایط روانی دارند). برخی از رفتارهای اعتیادآور نیز ممکن است توسط نواحی ابتدایی مغز، مانند هسته اکومبنس ، که ما هیچ کنترل آگاهانه ای روی آن نداریم، ایجاد شود. و همانطور که مالتون کشف کرد، محیط و ارزش شخصی ما نیز در این امر نقش دارد.
اما ما می توانیم چیزها را تغییر دهیم. به عنوان مثال، یک مطالعه درمورد مصرف مواد مخدر در میان کهنه سربازان جنگ ویتنام ، نشان داد که میزان اعتیاد به شدت کاهش یافته است، زمانی که آنها به ایالات متحده بازگشتند و با دوستان، خانواده و افراد آشنا گرد هم آمدند. مواد مخدر ممکن است یک نماینده تحریف شده برای "تعلق" در یک محیط ترسناک و نامطمئن باشد – چیزی که می تواند برای هر کسی که خود را از روابط مثبت، معنی یا "خانه" بریده می بیند، صدق کند.
اما همانطور که مالتون – که در سال 1992 به الکلی های گمنام پیوست و از آن زمان مشروب ننوشیده است – متوجه شد، ما نیز باید با خود صادق باشیم زمانی که یک ماده یا رفتار شروع به کنترل آن می کند. شاید بیشتر مشروب می خوریم یا قمار می کنیم تا به همان چیزی که قبلاً احساس می کردیم برسیم. شاید ما اجازه می دهیم تعهدات و روابط از بین بروند. یا شاید ما رفتار خود را به این دلیل توجیه می کنیم که الکلی کلیشه ای نیستیم که برای صبحانه می نوشیم.
تنها با شناسایی و اعتراف ایرادات موجود در تفکرمان است که می توانیم امیدوار باشیم که بر آنها غلبه کنیم. ما ممکن است نیاز به ایجاد عادات جدید، روابط جدید، یک محیط جدید داشته باشیم. اما، همانطور که مالتون می‌گوید، یکی از بزرگ‌ترین موانع برای شفاف‌اندیشی این است که «به انجام همان کار و انتظار نتیجه متفاوت» ادامه دهیم.

الکس و هلن (نه نام واقعی آنها)، دوقلوهایی در اواخر 30 سالگی، دارای ژن های یکسان هستند. آنها که در خانه ای دوست داشتنی در لندن بزرگ شدند، خلق و خوی مشابهی داشتند، نمرات مشابهی در مدرسه کسب کردند و در فعالیت های تقریباً یکسانی ثبت نام کردند. اما آیا آنها یکسان فکر می کنند؟
یک تست شخصیتی نشان داد که آنها این کار را نمی کنند: هلن در سازگاری (دوستانه) و گشودگی به تجربه نمره بالاتری کسب کرد، در حالی که الکس قاطع تر بود. هیچ کدام از نتایج شگفت زده نشدند. الکس معتقد است کار در یک منطقه درگیری "او را سخت کرده است". هلن فکر می‌کند که حضور در دانشگاهی لیبرال‌تر از آن چیزی که الکس به او آموخته است که سنت را بیشتر زیر سوال ببرد و ملاقات با همسرش او را آرام کرده است.
در حالی که تفکر ما تا حدی توسط صفات وراثتی تثبیت شده است، می‌توانیم با ادامه یادگیری، تغییر محیط خود و کسب تجربیات جدید، شخصیت خود و نحوه تفکر خود را تغییر دهیم. تفکر تا حد زیادی توسط توانایی شناختی و شخصیت تعیین می شود – که هر دو تا حدی در DNA ما برنامه ریزی شده اند. این نشان می دهد که ژن های به ارث رسیده از والدین ما بر تفکر ما تأثیر می گذارد. گلپ!
عملکردهای شناختی سطح بالاتر، از جمله ضریب هوشی و حافظه فعال، در واقع 51 درصد قابل ارث هستند. ضریب هوشی بالا به ما کمک می کند تا الگوهای موجود در جهان را تشخیص دهیم و مشکلات پیچیده را حل کنیم، اما لزوماً باعث نمی شود که از خود انتقادی کنیم یا از تعصبات خود آگاه شویم.
سایر کارکردهای شناختی بالاتر مانند " انعطاف پذیری شناختی " (توانایی تغییر بین مفاهیم مانند تغییر اساسی استراتژی ها برای برنده شدن در یک بازی)، تفکر منطقی / انتقادی، خلاقیت و هوش هیجانی ممکن است تأثیر بیشتری بر نحوه تفکر ما داشته باشند. و محققان تمرین‌ها و برنامه‌های آموزشی را اختراع کرده‌اند که می‌توانند به عنوان مثال به تقویت تفکر انتقادی ، خلاقیت و هوش هیجانی کمک کنند.
شخصیت – که 44٪ ارثی است و در طول زندگی ما تغییر می کند – نیز مهم است. برای مثال، ثبات عاطفی بالا و برون گرایی می تواند ما را در تصمیم گیری هایمان ساده لوح و اعتماد به نفس بیش از حد کند، در حالی که ثبات عاطفی پایین می تواند ما را عمیقاً بدبین کند. گشودگی به تجربه و وظیفه شناسی (احساس وظیفه ما) برای تفکر بسیار مفید است، که اولی با انعطاف پذیری، کنجکاوی فکری و خلاقیت و دومی به تجزیه و تحلیل و توجه به جزئیات مرتبط است.
تحقیقات همچنین نشان می دهد که تغییر شرایط زندگی می تواند شخصیت و در نتیجه تفکر را شکل دهد . اگر مسئولیت های زیادی را بر عهده بگیرید، ممکن است وظیفه شناس تر شوید. اگر تلاش سنجیده ای برای مواجهه، درک و قدردانی از فرهنگ ها، موسیقی یا دیدگاه های مختلف انجام دهید، ممکن است بازتر شوید. در واقع، تحقیقات نشان می دهد که افرادی که در جوامع متنوع زندگی می کنند نسبت به افرادی که با خودشان متفاوت هستند کمتر تعصب دارند.
تغییرات می توانند به سرعت اتفاق بیفتند. هر یک از ما توانستیم با استفاده از یک برنامه چهار هفته ای مبتنی بر تحقیق برای دستیابی به تغییر شخصیت، شامل وظایف و چالش های روزانه، امتیازات خود را در ثبات عاطفی و وظیفه شناسی به طور متوسط افزایش دهیم. برای مثال، وظیفه‌شناسی‌تر شدن شامل کارهایی مانند بیرون آوردن لباس‌هایتان در شب قبل، خواندن ایمیل‌ها قبل از ارسال، نوشتن تولدهای مهم یا داوطلب شدن برای سازماندهی چیزی برای یک دوست است.
وقتی صحبت از تفکر می شود، ژن ها سرنوشت نیستند. همانطور که یک تمرین سخت بدن را تقویت می کند، چالش های فکری دشوار، تجربیات جدید و بینش های ناراحت کننده می توانند ذهن را گسترش دهند.
آیا شما شفاف فکر می کنید؟ 29 دلیلی که شما نیستید و چه باید کرد توسط میریام فرانکل و مت وارن توسط استودیو هودر (20 پوند) منتشر شده است.

source

توسط artmisblog