نمایشنامه نویسی که در شعر، معاصرانی که او را تحسین می کند و نیازش به به چالش کشیدن باورهای مخاطبان
دی آوید هار، 75 ساله، نویسنده بیش از 30 نمایشنامه صحنه ای است که بسیاری از آنها با سیاست و موسسات اصلی بریتانیا سروکار دارند، از جمله Plenty ، Racing Demon ، Stuff Happens . و غیبت جنگ . او همچنین فیلمنامه‌ها و مجموعه‌های تلویزیونی متعددی مانند Collateral و Roadkill را نوشته (و گاهی کارگردانی کرده است). ما سفر کردیم ، که به تازگی در جلد شومیز منتشر شده است، خاطرات، تأملاتی در مورد تئاتر ایده آل او، بحث های سیاسی و ادای احترام به برخی از هنرمندانی که او آنها را تحسین می کند – و همچنین گزیده ای از شعرهای او را که برای اولین بار منتشر می شود، گرد هم می آورد.
چه چیزی باعث شد که شعر بنویسید – و اکنون منتشر کنید؟
من شروع به نوشتن شعر کردم زیرا [همسرم] نیکول [فرهی، طراح مد تبدیل به مجسمه‌ساز] شکایت کرد که من هرگز درباره او ننوشتم. و من گفتم با توجه به نوع نویسنده ای که بودم، احتمالاً یک تعریف عالی بود! من با شعر عاشقانه شروع کردم و سپس از آنجا گسترش یافتم. من آن را به صورت خصوصی به عنوان هدیه تولد 70 سالگی به خودم منتشر کردم… بدیهی است که یک موسسه شعر در این کشور وجود دارد [و] مردم گفتند که من برای نوشتن شعر بسیار شجاع بودم در حالی که چیزی در مورد "وضعیت شعر" نمی دانستم.
شما مقالات خود را، از سارا برنهارت تا جیمی ساویل ، به عنوان «پاک کننده کام» توصیف می کنید…
نوشتن یک نمایشنامه به زمان طولانی و تلاش زیادی نیاز دارد و سپس، وقتی از من می‌خواهند مقاله بنویسم، بسیار هیجان‌انگیز است، فقط دو یا سه هفته طول می‌کشد. وقتی افکارم را در مورد موضوعی روشن می‌کنم، برایم مفید است. ناودان های ذهنم را پاک می کند.
کدام یک از مقاله ها به طور خاص برای شما در گذشته برجسته است؟
سخنرانی ای که من بیش از همه به آن افتخار می کنم [در کتاب با عنوان «در مدرسه آکسفورد» تجدید چاپ شده است] سخنرانی ای است که در سال 2016 درباره محافظه کاری در یک آشفتگی فلسفی ناامیدکننده ارائه کردم. در زمانی بود که محافظه کاری به شدت بالا بود و سخنرانی در آکسفورد با استقبال بسیار بدی مواجه شد. کامرون و جانسون نمایانگر بدترین فرهنگ بریتانیا هستند و به دانشگاهی رفتند که به آنها آموزش داد تا باور کنند همه چیز مربوط به جاه طلبی شخصی است و هیچ چیز مربوط به مسئولیت شخصی نیست.
منظور شما از «تئاتر پارسا» چیست و چگونه از خطرات آن محافظت می کنید؟
در حال حاضر تئاترهای پرهیزگاری بسیار زیادی وجود دارد، جایی که شما به آنجا می روید تا آنچه را که قبلاً معتقد بودید تقویت کنید. به سادگی به شما می گویند که همجنس گرایان افرادی هستند درست مثل بقیه، که نژادپرستی یا زن ستیزی چیز وحشتناکی است. شما در عدالت خود تأیید شده اید. من در قسمت‌هایی از نمایشنامه‌هایم مقصر آن بوده‌ام، اما، همانطور که تهیه‌کنندگان مشتاق بودند به من اشاره کنند، به ندرت تماشاگرانی را که از شگفت‌انگیز بودنشان تأیید شده‌اند، به بیرون از تئاتر می‌فرستم. من تمایل دارم که بیماری های جهان را بررسی کنم و مردم را با احساسات بسیار مبهم در مورد آنچه که می توان در مورد آنها انجام داد و دخالت خود آنها را ترک کرد.
لذت خاص اقتباس از آثار نمایشنامه نویسان دیگر چیست؟
هر چه به صدای خودم بیشتر اعتماد می کردم، از اینکه دیگران را قادر می ساختم خوشحال تر می شدم. بردن برشت یا ایبسن یا لورکا یا چخوف به "گاراژ"، جدا کردن آنها و دیدن نحوه کار آنها فقط از نظر حرفه ای جذاب است. شما فقط بروید: "پس آنها این کار را انجام می دهند!" واقعا سرگرم کننده است.
یکی از مقاله‌های شما، تصویری که گاه تحسین‌کنندگان چخوف از او ارائه می‌کنند، به چالش می‌کشد…
او دوست داشت زنان را اغوا کند و هنگامی که با آنها همخوابی کرد، آنها از او منفور شدند. این سندرمی است که مردان از آن رنج می برند. و این یک حالت رشک برانگیز یا مطلوب برای یک جوان نیست. چخوف توسط زنانی که از رفتار او گیج شده بودند دنبال شد. آن قدیس سکولار افسانه نیست.
مدام به سراغ کدام نمایشنامه نویسان نسل خودتان می روید؟
من برایان فریل را دوست دارم و دوست دارم و Faith Healer به نوعی به نمایشنامه مورد علاقه من تبدیل شده است. او این ایده فوق‌العاده را دارد که یک مرد یک شفادهنده ایمان سیار است که استعدادی دارد و می‌تواند مردم را شفا دهد – گاهی اوقات اما نه همیشه. او نمی داند هدیه از کجا می آید و سپس هدیه ناپدید می شود. همه با او قهر می کنند و او را به کلاهبرداری متهم می کنند. برای من، این دقیقاً استعاره‌ای از زندگی است – شما نمی‌دانید که قدرت شما، اگر قدرتی دارید، از کجا می‌آید و سپس، وقتی از بین می‌رود، نمی‌دانید چرا از بین رفته است. اولین باری که آن نمایشنامه را دیدم، فکر کردم: «آقای باهوش! این بهترین استعاره از زندگی بشر است.» حسودی کردم مثل جهنم
از یک نمایشنامه معاصر بگویید که به طور خاص آن را تحسین می کردید.
من نمایشنامه بت استیل The House of Shades را دوست داشتم، نوشته یک جوان 30 ساله که سعی می کرد به افرادی که در اوایل سال جاری به تئاتر Almeida [در ایسلینگتون لندن] رفتند توضیح دهد که چرا مردم یک جامعه طبقه کارگر در ناتینگهام ممکن است جهان بینی خود را به اشتراک نمی گذارند. این گزارش فوق‌العاده شیوا از احساساتی بود که آنها را از مردم [چپ لیبرال] بسیار سرخورده می‌کرد.
کدام کتاب های اخیر به طور خاص تحت تاثیر قرار گرفته اید؟
من توسط «هنرمند فرار» اثر جاناتان فریدلند [بیوگرافی رودولف وربا، «مردی که از آشویتس بیرون آمد تا به جهان هشدار دهد»] ناک اوت شدم. فکر می‌کردم لحنی دارد که مطمئن نیستم کسی در نوشتن درباره آن رویدادها کاملاً به آن رسیده باشد. من در حال خواندن و مبارزه با مگی نلسون The Argonauts هستم. احساس تحسین و خشم به طور مساوی. اما او بسیار تحریک کننده است. به نظر من راشل کوشنر نویسنده بزرگی است. The Hard Crowd ، کتاب مقالات او از جمله "آیا زندان ضروری است؟"، کاملاً خارق‌العاده است و همچنین رمان او به نام The Mars Room .
برای درک صحنه سیاسی و فرهنگی کنونی به کدام نویسندگان مراجعه می کنید؟
آن اپلبام – من فکر می کنم او فوق العاده است. فینتان اوتول بهترین مفسر در مورد برگزیت است. کولم توبین، هر زمان که به خود زحمت می دهد سیاسی بنویسد – او نوعی مفسر سیاسی نابغه است. هلن لوئیس نویسنده ای فوق العاده درباره سیاست است. دوره ای در New Statesman بود که به او فضایی برای نوشتن پروفایل ها داده شد و او بهترین پروفایل های تئاتر را از زمان [کنت] تینان نوشت. یکی از آنها [نویسنده و کارگردان تئاتر] رابرت آیک بود، که دوست من است، و من همین الان آن را خواندم و گفتم: «این کار رابرت را به زیبایی میخکوب می کند».
ما سفر کردیم اثر دیوید هیر توسط فابر (10.99 پوند) منتشر شده است. برای حمایت از Guardian و Observer نسخه خود را در guardianbookshop.com سفارش دهید. هزینه های تحویل ممکن است اعمال شود

source

توسط artmisblog