چه بخواهید چه نخواهید، داشتن صندوق بازنشستگی به این معنی است که شما سهامدار هستید. پس چقدر در مورد بورس می دانید؟

ام آرگارت تاچر به دنبال تبدیل بریتانیا از یک کشور مغازه دار به یکی از سهامداران بود. بازنشستگی اجباری و نرخ های پایین – تا همین اواخر – در سپرده های بانکی سنتی، اکثر استرالیایی ها را به سرمایه گذاران تصادفی تبدیل کرده است.
با شروع دهه 1980، ترتیبات بازنشستگی از مزایای تعریف شده (یک مستمری مبتنی بر تورم بر اساس حقوق نهایی شما، که توسط کارفرمایان یا دولت در ازای سهم‌های عادی پرداخت می‌شود) به طرح‌های مشارکت تعریف‌شده (در زمان بازنشستگی، پرداخت‌های خود و کارفرما را به اضافه دریافت می‌کنید) تغییر کرد. بازده سرمایه گذاری).
امروزه، طرح‌های بازنشستگی استرالیا حدود 86 درصد سهم تعریف شده است ، در مقایسه با 5 درصد (کشورهای دارای حقوق بازنشستگی شاخص مانند ژاپن یا هلند) تا 64 درصد (ایالات متحده) در سطح جهان.
دور شدن از مزایای تعریف شده منعکس کننده هزینه آن و ریسک اغلب غیرقابل سنجش، مانند طول عمر، برای ارائه دهنده بود.
به عنوان مثال، صندوق آینده استرالیا برای پاسخگویی به بدهی های بدون بودجه بازنشستگی نمایه شده بخش دولتی تأسیس شد. به عنوان انتخاب فزاینده، امکان حمل و نقل و پشتیبانی از ترتیبات تغییر سخاوتمندانه و مشوق های مالیاتی، مسئولیت و ریسک سرمایه گذاری به طور پنهانی به کارکنان منتقل شد.
با تقریباً 48٪ از صندوق های بازنشستگی سرمایه گذاری شده در سهام (در میان بالاترین ها در سطح جهانی)، سطح قابل توجهی از سواد مالی فردی را در نظر می گیرد.
تعداد کمی از صندوق‌های سرمایه‌گذاری به دلیل سقوط در بازارهای سهام و سایر دارایی‌های مالی، بازده مثبتی را در سال جاری ثبت خواهند کرد. اکثر صندوق‌های بازنشستگی بسته به سرمایه‌گذاری‌هایشان حدود 3 تا 10 درصد ضرر خواهند کرد، البته پس از افزایش شدید اخیر.
در جایی که وجوه بازدهی مثبت اندکی را نشان می‌دهند، سود اغلب از دارایی‌های خصوصی فهرست نشده (که در حال حاضر 10 تا 15 درصد از سرمایه‌گذاری‌ها را تشکیل می‌دهند) است. از آنجایی که قیمت ها به راحتی قابل مشاهده نیستند، ارزش گذاری های مورد استفاده مبهم، ذهنی و نادر هستند.
به عنوان مثال، Klarna، یک شرکت سوئدی خرید در حال حاضر-پرداخت بعدا که برخی از منابع مالی به طور مستقیم یا غیرمستقیم در اختیار دارند، بر اساس آخرین جمع‌آوری سرمایه‌اش در یک سال 85 درصد کاهش ارزش داشت، در مقایسه با کاهش کلی 15 تا 20 درصدی سهم. بازارها مورد جدا نیست .
بهانه‌های نتایج ضعیف به تصاویر پرمحتوا تکیه می‌کنند – یک رویداد در 10000 سال، «رویداد قو سیاه» یا «طوفان کامل». صفت هایی مانند "بی سابقه" بیش از حد کار می کنند. برمیدهای ارائه شده ممکن است شامل "ناکارآمدی تخصیص دارایی"، "وزن دهی شاخص"، "تجزیه همبستگی"، "چرخش بخش" (ترجمه: "ما چیزهایی را خریدیم که ارزش خود را از دست دادند") باشد.
اگر خوانده شود، این پیام‌ها غیرقابل درک است، توضیحی نخواهد داد که چرا حرفه‌ای‌های با دستمزد بالا غافل شدند. پیام خودخدمت همیشه این است: «بیشتر از چیزی که می فروشیم بخرید»، «لطفاً وجوه خود را برداشت نکنید» یا «اگر باید انجام دهید، لطفاً یکی دیگر از پیشنهادات ما را جایگزین کنید».
کارمزدهای بالا (که به هزاران دلار می رسد) به این معنی است که سرمایه گذاران کمی به مشاوره مناسب دسترسی دارند. هزینه منعکس کننده ممنوعیت دریافت کمیسیون در مورد محصولات توصیه شده توسط مشاوران برای جلوگیری از تضاد منافع و افزایش مقررات است.
مشاوران همچنین از افراد ثروتمندتر با پورتفولیوهای بزرگ حمایت می کنند. این امر باعث سرمایه‌گذاری و اتکای DIY (خودت انجام بده)، به ویژه در میان گروه‌های جوان‌تر، بر «فینفلوئنسرها» با شجره نامشخص شده است.
در هر صورت، عدم تقارن اطلاعات – ناتوانی در تشخیص راهنمایی خوب و بد – انتخاب های آگاهانه را دشوار می کند.
مشاوره مالی نیز خدماتی است که نتایج واقعی آن تا دیر نشده آشکار نخواهد شد. و ترتیبات گران است. تنها برای بازنشستگی، استرالیایی ها سالانه حدود 30 میلیارد دلار هزینه و هزینه پرداخت می کنند. مشکلات رفتار غیراخلاقی، ارائه نادرست و کلاهبرداری بهخوبی مستند شده است.
هر چند با نیت خوب، سیستم کنونی پس‌انداز و امنیت مالی مردم عادی را به قیمت‌های سرمایه‌گذاری‌های اغلب پرخطر مرتبط می‌کند که ممکن است کاملاً درک نکنند. در حالی که آینده مطمئنی را برای استرالیایی ها تضمین نمی کند، بخش مالی بیش از حد بزرگی ایجاد می کند و پاداش های پرسودی را برای تعداد کمی در خدمات مالی ایجاد می کند.
همچنین باعث ایجاد نابرابری می شود.
طرح‌های کمک‌های تعریف‌شده، زنان را به زیان می‌آورند، زیرا زمان خروج از نیروی کار، سود انباشته را کاهش می‌دهد. امتیازات مالیاتی بازنشستگی سالانه حدود 38 میلیارد دلار است که به طور نامتناسبی به نفع گروه های با درآمد بالا است.
ضعف های اساسی با بازده سرمایه گذاری قوی در چند دهه گذشته پنهان شده است، که ممکن است اکنون در حال تغییر باشد. همانطور که نیروی کار کاهش می یابد و استرالیایی ها شروع به استفاده از این پس انداز می کنند، بسیاری از کاستی ها ظاهر خواهند شد.
تلاش‌های سخت برای اصلاح – افشا، نامگذاری و شرمساری وجوه با عملکرد ضعیف، مقررات بیشتر – به مسائل واقعی نمی‌پردازد.
بهبود سواد مالی ممکن است در دنیایی غیرواقعی باشد که تعداد کمی روزنامه می خوانند و بیشتر آنها اطلاعات خود را از توییتر یا فیدهای خبری مرموز دریافت می کنند.
در برخی از کشورها، عمدتاً اروپایی، کارگران به گزینه ساده‌تری از بهبود سیستم بازنشستگی دولتی نیاز دارند که با یک جزء داوطلبانه مشارکتی یا ترتیبات خصوصی تکمیل شود.
ریسک سرمایه‌گذاری باید به دور از خانوارها به کارفرمایان، دولت‌ها یا مؤسسات مالی مجهزتر برای تحمل و مدیریت آن تخصیص داده شود. اما صرف نظر از ساختار، مشکل مقرون به صرفه بودن همچنان پابرجاست.
این امر مستلزم واقع بینی در مورد حداقل سن بازنشستگی، مزایا، آزمون استحقاق، سطوح سهم کافی و مالیات مناسب برای تضمین پایداری مالی و انصاف است.
متأسفانه، رضایت دو حزبی در مورد طرح بازنشستگی "استاندارد طلایی" استرالیا و مقاومت ذی نفعان فعلی مانع از تغییرات ضروری می شود.
Satyajit Das نویسنده کتاب Fortune's Fool: Australia's Choices (مارس 2022) و A Banquet of Consequences – Reloaded (مارس 2021) است.

source

توسط artmisblog