از مفسران تلویزیونی که کامیلا و دایانا را "دوست" خطاب می کنند تا برداشت رابرت کیلروی سیلک در مورد سلطنت، تصاویر آرشیو این برنامه نشان دهنده رابطه بد جامعه با او است.
T he Princess (مستندهای آسمان)، بیوگرافی بلند دایانا، شاهزاده خانم ولز به کارگردانی اد پرکینز، کاملاً از تصاویر آرشیو معاصر تشکیل شده است. ما با سرگیجه در دهه‌های 1980 و 90 غوطه‌ور هستیم، بدون سر صحبت، تیتراژ یا راوی فیلمنامه‌ای که بتواند افکارمان را ثابت کند. اما پرکینز از طریق انتخاب کلیپ‌هایش، البته داستانی را که می‌خواهد تعریف کند، به ما می‌گوید. آنچه او در کنار هم می‌سازد، کارناوالی از غم‌انگیز است که در آن رسانه‌ها، مردم و خانواده سلطنتی همگی مثل همدیگر کثیف و کثیف به نظر می‌رسند.
زمانی که دایانا و پرنس چارلز اولین مصاحبه خود را پس از نامزدی انجام می دهند، Doom جمع شده است، دایانا در فاصله میانی چشمک می زند زیرا این زوج نمی توانند به سؤالاتی که برای ایجاد بینش قابل اعتماد در رابطه آنها طراحی شده است پاسخ دهند. به نظر می رسد تنها علاقه مشترک آنها ترسی تمام شده از آزار و اذیت مطبوعاتی است. در مورد آن موضوع، به زودی مردی را در یک برنامه مناظره تلویزیونی می‌بینیم که به طور ماهرانه ادعا می‌کند که این وضعیت رو به بهبود است: «فکر می‌کنم شاهد تغییری در نگرش مطبوعات باشیم. من فکر می کنم که اکنون او به وضوح یکی از خانواده سلطنتی است، تمام این تجارت لنزهای تله فوتو متوقف خواهد شد."
پرکینز در زدن طنزآمیز در برداشت هایی که به خوبی پیر نشده اند، ضعف دارد. بعدها، او پوشش تلویزیونی مراسم عروسی چارلز و دایانا را با مفسری اضافه کرد که جزئیات اطمینان بخش پشت صحنه را اضافه کرد: «اسکورت، تحت فرماندهی سرهنگ اندرو پارکر بولز … چارلز و لیدی دایانا با او و همسرش کامیلا ماندند. در ویلتشایر در دو نوبت در پایان سال. بنابراین، آنها در میان دوستان هستند."
اما پرنسس همچنین برای لحظات مورب، گیج‌کننده و شیطنت‌آمیز که پرده بلند می‌شود و ما می‌بینیم که دستگاه چرخیده و پراکنده می‌شود، نگاهی ظریف نشان می‌دهد. با اتمام مراسم عروسی، ما فیلم‌های خشن و تا حدی مبهم از زوج سلطنتی را تماشا می‌کنیم که به در پشتی خلوت کاخ باکینگهام می‌رسند، در یک دوره کوتاه بین انبوهی که در مسیر سنت پل به آنها خیره می‌شوند و خیره می‌شوند. در کنار انبوهی که در مقابل منتظر بوسه بالکن هستند. چارلز برای لحظه‌ای بی‌حال به دامان او نگاه می‌کند، گویی ممکن است یواشکی گوشی هوشمندی را بیرون بیاورد و شروع به حرکت خسته‌کننده در اینستاگرام کند.
زمان فشرده می شود. قبل از اینکه بتوانیم نفس بکشیم، آنها صاحب فرزند می شوند و همه چیز خوب نیست، همانطور که پرکینز به طور مرتب فیلمی را انتخاب کرد که نشان می دهد پدر بودن با سرگرمی های مورد علاقه چارلز تداخلی ندارد: تیراندازی به قرقاول ها، تشویق دسته سگ ها برای دریدن روباه و خرگوش ها. جدا از هم، و – ساعاتی پس از تولد هری – چوگان بازی می کند که توسط کامیلا تماشا می شود. اما هنگامی که دایانا به درستی وظایف سلطنتی خود را آغاز می کند، چیزی تغییر می کند. او در یک چهره عمومی مهارت فوق العاده ای دارد. با ناراحتی چارلز، او او را تحت الشعاع قرار می دهد، از کلینیک های ایدز و بیمارستان های هارلم بازدید می کند، به راحتی با افرادی که می آیند صحبت می کند، کاری را انجام می دهد که خانواده ای که با آن ازدواج کرده است همیشه با آن دست و پنجه نرم کرده است. او محبوب است.
نمی تواند دوام بیاورد. داستان‌های مربوط به پرخوری عصبی، خودآزاری و امور از طریق کتاب اندرو مورتون، نوارهای جیمز گیلبی، نوارهای چارلز و کامیلا، کتاب آن پاسترناک، مصاحبه مارتین بشیر – هر مکاشفه‌ای که به‌طور خونین توسط مردم و مطبوعات کالبدشکافی می‌شود، شروع می‌شود. ، همه به طرز دیوانه‌واری در تحلیل خود از افرادی که ندیده‌اند مطمئن هستند. به نظر می‌رسد پرکینز علاوه بر اشتراک عشق آدام کورتیس به بازی‌های وهم‌آور و آفکات‌های فاش‌کننده، انزجار تمام عیار کریس موریس را نسبت به همه در صنعت رسانه دارد: مخاطب او برای به تصویر کشیدن این سیرک کثیف، رابرت کیلروی-سیلک، تلویزیون داوری تندرو است. فریاد زدن مسابقات، و او از ورزش آسان ساختن خبرنگاران سلطنتی مانند انگل های غم انگیز لذت می برد. با این وجود، وزنه‌بردارانی مانند جرمی پکسمن، اپرا وینفری و جاناتان دیمبلبی به‌عنوان بازیکنانی در همان بازی کثیف و پوچ نشان داده می‌شوند. گنجاندن کلیپی از بازیگران آینده برنجی، دارکوس هاو و پرگرین وورثورن، که به طور جدی درباره «کامیلا بولز پارکر» بحث می کنند، حتی ممکن است یک ادای دینی حیله گر موریس باشد.
از آنجایی که دهه 90 استعاره های بصری بسیار بی نقصی را ارائه می دهد، مانند آتش گرفتن قلعه ویندزور (پرکینز ملکه شوکه شده ای را به ما نشان می دهد که توسط شاهزاده غیر قابل بحث و قابل اعتماد اندرو آرامش می یابد)، مراحل آخر شاهزاده خانم به وضوح این احساس دلخراش را القا می کند که دیانامانیا قابل کنترل نیست. . او پاپاراتزی‌ها را با ژست گرفتن برای عکس‌ها خشمگین می‌کند، اما در مواقع دیگر عمداً از آنها طفره می‌رود یا آنها را خراب می‌کند (یکی از مجموعه بی‌پایان کارشناس مرد پوسته‌دار و دلخراش فیلم می‌گوید: «او بسیار نزدیک به یک هیولا است». او نمی‌تواند از تعطیلات آفتاب‌گیر سنت تروپه لذت ببرد، بدون اینکه یک دسته از مردان کچل و چرب که تصاویری مبهم اما قابل فروش از نیم تنه او از فاصله 200 متری ثبت کنند، او را مجبور می‌کنند تا به داخل خانه برگردد. ما می دانیم، زیرا ما با پاپ ها هستیم: "او ما را شناسایی کرده است!" با این حال، پس از طلاق، بدون دانستن اینکه مرگ نزدیک است، به حضور عمومی خود سرعت می بخشد، آزادتر، صریح تر به نظر می رسد، لباس ها و مدل های موی او هر بار تیزتر و جذاب تر می شوند.
اگر پرنسس اظهار نظر قطعی در مورد دایانا داشته باشد، از همین تضاد ناشی می شود: در میان چیزهای عجیب و غریب، او به نوعی این تصور را ایجاد می کند که بکر باقی مانده است. با نگاه کردن به گذشته، چیزی که او سعی داشت از آن فرار کند، به طرز عجیبی تلخ بود.

source

توسط artmisblog