این بازیگر که اولین حضور پر حاشیه خود را با نمایشی درباره یک استندآپ مشکل دار انجام می دهد، توضیح می دهد که چرا اجرای انفرادی را دوست دارد، مشکلاتش با The History Boys و چرا روزهای این دولت به پایان رسیده است.
ساموئل بارنت درباره اجرای حاشیه ادینبورگ برای اولین بار با یک نمایشنامه تک نفره به نام « احساس ترس انگار که قرار است اتفاق وحشتناکی رخ دهد»، می خندد: «من نمی ترسم. او تاکید می کند که این ترس چیز خوبی است. "من می خواهم کارهایی را انجام دهم که قبلا هرگز انجام نداده ام."
این نمایشنامه توسط مارسلو دوس سانتوس برای بارنت نوشته شده است، ماتیو شیا کارگردانی آن را بر عهده دارد و فرانچسکا مودی، تهیه کننده فلیباگ، آن را به حاشیه آورده است. بارنت نقش یک کمدین مشکل‌ساز را بازی می‌کند – در جشنواره‌ای که دقیقاً کمتر از آن‌ها نیست – و نمایش در ابتدا شکل یک استندآپ روتین را به خود می‌گیرد. بارنت می‌گوید: «چقدر به خودمان دروغ می‌گوییم، چقدر برای افشاگری انتخاب می‌کنیم و چقدر می‌توانیم واقعاً آسیب‌پذیر باشیم». اگرچه، او به سرعت اضافه می کند، "همچنین واقعا خنده دار است".
اگرچه بارنت به عنوان بخشی از یک گروه در پسران تاریخ آلن بنت به شهرت رسید – و هنوز هم با همبازی هایش، از جمله جیمز کوردن و راسل تووی، با علاقه زیاد صحبت می کند – نمایش های انفرادی را هیجان انگیز می داند. در سال 2010، او در نقش مرد جوانی که با اولین اظهارنامه مالیاتی خود دست و پنجه نرم می کرد و به آرامی زیان هایی را که زندگی او را شکل داد، در نمایشنامه جیمز گراهام، مردی در تئاتر کوچک فینبورو، فاش کرد. او می‌گوید که نمایش انفرادی یک فرم به‌ویژه افشاگر است. جایی برای پنهان شدن وجود ندارد – به ویژه در فضای دور پینز پلاگ، جایی که نمایشنامه های فعلی او در آن قرار دارند. اما می تواند فوق العاده صمیمی باشد. هر بار که یکی از این برنامه‌ها را اجرا می‌کنم، باید بر ترس اولیه از نگاه کردن به مردم و تعامل با آنها غلبه کنم.» او می‌گوید در نهایت، انجام دادن به عنوان یک مجری، کاری رهایی بخش است. "عشق واقعی من نوشتن جدید در فضاهای کوچک است."
بارنت که در سال 1980 در ویتبی به دنیا آمد، بخشی از یک خانواده بزرگ است – یکی از چهار خواهر و برادر. او اجرا را از جوانی شروع کرد، قبل از اینکه برای تحصیل در لامدا به لندن رفت و بیشتر دهه 20 خود را با بازی در نقش پوسنر در تولید پسران تاریخ توسط نیکلاس هایتنر گذراند. (خط تعریف: "من یک یهودی هستم. من کوچک هستم. من یک همجنس گرا هستم. و در شفیلد زندگی می کنم. من لعنتی هستم.") او از اولین خواندن درگیر بود، نمایش را در ملی انجام داد و در وست اند، با آن به برادوی تور رفت – جایی که نامزد جایزه تونی شد – و همچنین در استرالیا و هنگ کنگ، و در فیلم 2006 که همچنین توسط هایتنر کارگردانی شد بازی کرد.
او مجذوب این می‌شود که ببیند کارگردانی امروز چگونه به نمایشنامه می‌پردازد – به‌ویژه رفتار نامناسب معلم هکتور با دانش‌آموزان پسر جوانش، که آنها را در حالی که پشت موتورسیکلتش سوار می‌شوند، دست می‌کشد. پسران این نمایشنامه با آن به عنوان یک آیین گذر رفتار می کنند. بارنت می‌گوید: اگرچه این نمایشنامه در دوره قبل از #MeToo نوشته شده بود، اما "همه ما در آن زمان با آن مشکل داشتیم." در حالی که بنت و هایتنر می گفتند که به تجربیات آنها در مدرسه در دهه های 50 و 60 صدق می کند، نمایشنامه در دهه 1980 اتفاق می افتد که آن را دلخراش تر می کند. بارنت تأکید می کند که این تنظیمات همه چیز را تغییر نمی دهد. "خوب نیست. هیچ وقت خوب نبوده – شما نمی توانید اینطور رفتار کنید.
او می‌گوید بازی در نقش یک نوجوان در آن محصول برای مدت طولانی، او را «از نظر عاطفی جوان» نگه داشته است. این و ظاهر پسرانه اش به این معنی است که مدتی طول کشیده تا او را به عنوان یک بازیگر در نقش های قدیمی تر جدی بگیرند. اما او از این فرصت برای ایفای شخصیت‌های نزدیک به سن خود لذت می‌برد، همانطور که در ادینبورگ چنین است. او قبلاً بازی ساده لوح را آسان می‌دانست، اما اکنون آن را بسیار سخت‌تر می‌بیند، در عین حال: «من احتمالاً حتی آشکارتر از گذشته آسیب‌پذیر هستم، زیرا خودم را می‌شناسم، بنابراین می‌توانم بیشتر به نقش بیاورم. "
در سال 2016 او نقش شخصیت اصلی را بازی کرد – کارآگاهی که برای حل پرونده‌ها به تصادف تکیه می‌کند – در آژانس کارآگاه جامع دیرک جنتلی، بر اساس کتاب‌های داگلاس آدامز، و اخیراً در چهار زندگی ، درام بی‌بی‌سی نیل مک‌کی در مورد شکست‌های متعدد پلیس بازی کرد. در مورد استفن پورت که چهار مرد جوان همجنسگرا را کشت. بارنت نقش همسایه پورت را بازی کرد که وقتی برای اولین بار تلاش کرد اطلاعاتی را به پلیس ارائه دهد، از کار برکنار شد و در سخنرانی او را متهم کرد که دستانشان خون بود. بسیار عالی بود که در چیزی بودم که آموزش می داد و تأثیر داشت، و این برای جامعه LGBTQ+ بسیار مهم بود. واقعا حرفی برای گفتن داشت.»
پدر و پدربزرگ بارنت هر دو بر اثر کووید-19 در طول همه‌گیری درگذشتند. این امر او را بر آن داشت تا در مورد تاریخچه خانوادگی خود تحقیق کند و نمایشی به نام Medium در مورد کشف خود مبنی بر اینکه از یک سلسله جادوگران آمده است، نوشت. مانند بسیاری از افرادی که عزیزان خود را بر اثر این بیماری از دست دادند، او نتوانست در آخرین روزهای زندگی در کنار پدرش باشد. او می‌گوید: «من فکر می‌کنم این یک امتیاز، یک امتیاز انسانی است که بتوانیم با یک نفر روند مرگ را طی کنیم. محدودیت های کووید از آن جلوگیری کرد. "و بعد معلوم شد، همه این قوانین به هر حال شکسته شده اند . این تلخ است.»
قرنطینه حداقل به او این فرصت را داد که به درستی غصه بخورد. او می‌گوید: «من نمی‌توانستم جایی بروم، بنابراین زمان و فضا برای رویارویی با آن داشتم. در مورد دولت: «من انرژی ندارم که برای عصبانی شدن از آنها هدر دهم.» او می گوید از یک طرف، اگر بخواهد تسلیم آنها شود، احساس خشم و ناتوانی بیش از حد خواهد بود. اما او همچنین به این واقعیت حساس است که انسان ها خطاپذیر هستند و سیاستمداران نیز انسان هستند. او می گوید که این کار را آسان نمی کند. اما دولت ها سقوط می کنند و این یکی در نهایت سقوط خواهد کرد.»
تا 28 آگوست، احساس ترس، انگار قرار است اتفاق وحشتناکی رخ دهد ، در Roundabout @ Summerhall است.

source

توسط artmisblog