کتاب جدیدی به بررسی حرفه بازیگر پیشگام دومینیکن می پردازد که اکنون چندان شناخته شده نیست و توانایی او در بازی در سیستمی که کار را برای او سخت کرده است.
امروز نام ماریا مونتز را می‌دانیم، اما داستان او فقط نوعی معجزه هالیوود است که مردم دوست دارند درباره آن بشنوند. او که یک مهاجر از جمهوری دومینیکن با حداقل مهارت های بازیگری بود، با قدرت اراده توانست به یکی از درخشان ترین ستاره های هالیوود در سال های جنگ جهانی دوم تبدیل شود. مونتز افسانه خود را از طریق مجموعه ای از فانتزی های فراری ساخت که تماشاگران سینما، که از تیرگی و فداکاری جنگ خسته شده بودند، بسیار مشتاق بودند که در آن غرق شوند.
داستان بانوی پیشرو با دقت در بیوگرافی جدید ملکه تکنیکال: ماریا مونتز در هالیوود، توسط عکاس و نویسنده تام زیمرمن بازگو شده است. زیمرمن به گاردین گفت: «این داستان بسیار عجیبی است، من را مجذوب خود کرد. "مونتز فقط مصمم بود که به طور گسترده شناخته شود." کتاب زیمرمن اولین بیوگرافی کامل انگلیسی زبان این بازیگر دومینیکن است.
مونتز با امضای قرارداد با یونیورسال پیکچرز، که در آن زمان یکی از کوچک‌ترین استودیوهای بزرگ هالیوود بود، به شهرت رسید. یونیورسال که مشتاق داشتن ستاره‌ای برای رقابت با افرادی مانند ریتا هیورث و آن شریدان بود، مونتز را در جلو و وسط مجموعه‌ای از فانتزی‌ها قرار داد که دور و دراز بودند. مونتز پس از صعود به اوج فیلمسازی، بدون تشریفات توسط یونیورسال کنار گذاشته شد، و پس از یک رشته فیلم اروپایی دیگر که در فرانسه و ایتالیا پیروانی تقریباً پرستش پیدا کرد، در اثر حمله قلبی درگذشت. فقط 39 سال سن دارد
زیمرمن می‌گوید: «من می‌خواهم این کتاب او را با جهانی که تا حد زیادی او را فراموش کرده است، معرفی کند. وقتی روی کتاب کار می‌کردم، به ناچار هیچ‌کسی که درباره آن صحبت کردم نمی‌دانست او کیست. این یک مبارزه سخت است، زیرا او خیلی خوب به یاد نمی‌آید.»
مونتز، یک خارجی هالیوود، اگر تا به حال وجود داشته باشد، چگونه توانست به یک بانوی برجسته در لیست A تبدیل شود؟ همانطور که ملکه Technicolor توضیح می دهد، او خود را وقف یک روش آزمایش شده و واقعی کرد – خواستگاری کردن جنجال و هرگز اجازه نداد مطبوعات هالیوود نام او را فراموش کنند. بمبی که میل زیادی به نشان دادن بدنش داشت، طولی نکشید که مونتز با اخلاق‌گرایان آن زمان به خاطر پوشیدن ژاکت‌های خیلی تنگ در عکس‌های پخش شده، با اخلاق‌گرایان آن زمان برخورد کرد. او غوغای بعدی را مانند موجی نشاط‌آور سوار کرد و از قدرت جنسی خود برای تبلیغات بیشتر و نقش‌های بهتر و بهتر در فیلم‌ها استفاده کرد.
بخش دیگری از موفقیت مونتز این بود که او دوست داشت شخصیت خود را اغراق کند و همیشه در شوخی بود. در یک نمونه زمانی که او از نردبان شهرت بالا می رفت، مونتز با شرکت در یک رقص سال اولی در دانشگاه هاروارد خود را ارتقا داد. البته تصویر ستاره پر زرق و برقی که در محوطه دانشگاه نخبه‌گرایانه پا می‌گذارد، سر و صدای زیادی به پا کرد و مونتز همه چیز را به هم زد و با این افسانه به مردان جوان خدمت کرد که اصلاً علاقه‌ای به رقصیدن با آنها دارد. زیمرمن گفت: «او همیشه داستانی برای یک ستون نویس روزنامه آماده می کرد و هرگز «نه» نمی گفت. او هر کاری می‌کرد تا وارد ستون‌های آنها شود.»
زمانی که مونتز به اوج شهرت رسید، نقش اصلی را در شش فیلم نورلند یونیورسال بازی کرد، فانتزی‌های غیرتاریخی که در لوکیشن‌هایی که برای برانگیختن علایق مخاطبان در آن زمان طراحی شده بودند، اتفاق افتاد. این فیلم‌ها با توجه به دوز سنگین فرارشان، و غیرواقعی بودن کلی که به تصویر می‌کشیدند، به طرز شگفت‌انگیزی با انقلاب تکنیکال که از زمان جریان اصلی فناوری جادوگر شهر اوز در سال 1939 هالیوود را فراگرفته بود، بازی کردند. از طریق همین حماسه‌های زنده بود که مونتز به عنوان «معروف شد. ملکه تکنیکالر».
زیمرمن گفت: «جنگ جهانی دوم یک موهبت بزرگ برای ماریا بود. تمایل زیادی برای داشتن یک فیلم اکشن ماجراجویی وجود داشت که کاملاً نامربوط بود و حتی چندان منطقی هم نبود. می توانستی به تئاتر بروی و آنچه را که در حال رخ دادن است فراموش کنی. فیلم‌های او بهترین عکس‌های فراری بودند.»
ملکه Technicolor به شدت مورد تحقیق قرار گرفته است و اولین بیوگرافی معنادار زنی است که شایسته به یاد ماندن است. این کتاب به دلیل ترکیبی از عناصر سیستم قدیمی استودیوی هالیوود که دوران به اصطلاح طلایی فیلم، محیط فرهنگی و اخلاقی آن زمان، و دستگاه تبلیغاتی وسیعی را که به مونتز اجازه داد تا جنسیت گرایی دوران را تغییر دهد، ترکیب می کند، جذاب است. به نفع او داستان مونتز با اثبات این ضرب المثل "هر چه چیزها بیشتر تغییر کنند، بیشتر ثابت می مانند" به این واقعیت نزدیک است که چگونه زنان مشهور امروز در فرهنگ سیمی اشباع شده از تصویر ما پیشرو هستند.
او بدون شک دقیقاً در عصر رسانه های اجتماعی ما قرار می گیرد، با رشته بی پایانش از الهه های زرق و برق خودساخته که بیشتر به دلیل مشهور بودن شناخته می شوند. منشأ شخصی مونتز ، صراحت و توانایی او در دستکاری تعصبات فرهنگی به نفع خود، همه برای تأثیرگذاران امروزی آشنا هستند. در حالی که مونتز برای گرفتن عکس های پر زرق و برق از او و ستون نویسان روزنامه برای نوشتن آخرین دستاوردهای خود همیشه به عکاسان وابسته بود، فقط می توان تصور کرد که او با پلتفرم اینستاگرام خود یا یک برنامه تلویزیونی واقعی چه کرده است. احتمالاً فوق العاده بود. همانطور که زیمرمن اظهار داشت، "این جالب است که فکر کنیم اگر ماریا رسانه های اجتماعی خودش را داشت، امروز چه می کرد."
با توجه به عشق مونتز به لباس های ظالمانه و خون آشام های عجیب، شاید تعجب آور نباشد که او در سال های پس از مرگش تبدیل به یک نماد عجیب و غریب شد. او در رمان مایرون در سال 1974 گور ویدال نقش اساسی داشت و هنرمندانی از جمله جک اسمیت، افسانه فیلم‌های زیرزمینی عجیب و غریب و خود اندی وارهول او را بت می‌کردند.
ملکه Technicolor هرگز فرصتی را از دست نمی دهد تا به ما اطلاع دهد که مونتز چقدر زیبا، جذاب، سکسی، زرق و برق دار، ساق پا یا خوش اندام بوده است، و نه توصیف برخی از اعضای بدن و لباس هایی که به سختی آنها را می پوشاند. ممکن است مونتز برای رسیدن به جایگاه افسانه‌ای هالیوودی که آرزوی آن را داشت، خود را جنسی کرد، اما 80 سال بعد، ادامه این عینیت‌سازی در زندگی‌نامه‌ای که ظاهراً به قدرت و حافظه او اختصاص داده شده است، چیز دیگری است.
با این حال، مهم است که کتابی داشته باشید که مونتز را دوباره روی نقشه قرار دهد، و امیدواریم که این کتاب از کجا آمده است. اگرچه مونتز ممکن است هنر بزرگی نداشته باشد، فیلم‌های او لذت‌های حسی بودند که به تماشاگران کمک می‌کرد تا دنیاهای دیگر را تصور کنند – چیزی که اکثر ما می‌توانیم در این زمان‌های بسیار پر استرس بیماری، تحولات سیاسی و بحران آب‌وهوایی پشت سر بگذاریم. اعتماد به نفس و اصالت او همچنین الهام بخش جوامع دگرباش بود تا خود را در آغوش بگیرند و برای چندین دهه پس از آن طنین انداز شد. بیشتر از همه، به نظر می رسید که او فقط سرگرمی زیادی دارد – به همه ما یادآوری می کند که فضای کمی برای شادی و زرق و برق در زندگی خود پیدا کنیم.
ملکه تکنیکالر: ماریا مونتز در هالیوود اکنون منتشر شده است

source

توسط artmisblog