در 22 اوت 1922، سیاستمدار و انقلابی ایرلندی در یک کمین در غرب کورک، ایرلند کشته شد. ببینید گاردین و آبزرور چگونه رویدادها را گزارش کردند
مایکل کالینز در طول خیزش عید پاک سال 1916 به شهرت رسید و یکی از چهره های کلیدی در نبرد ایرلند برای استقلال از بریتانیا در دهه 1920 بود. با این حال، تصمیم او برای امضای معاهده انگلیس و ایرلند در دسامبر 1921 بحث برانگیز بود و منجر به مرگ او به دست نیروهای ضد معاهده در طول جنگ داخلی ایرلند شد.
24 اوت 1922
مایکل کالینز، فرمانده کل ارتش ایرلند، سه شنبه شب در یک کمین در نزدیکی بندون، شهرستان کورک، در چند مایلی زادگاهش کشته شد.
او با همراهی چند افسر برجسته ایالت آزاد، از پست های ارتش ملی در جنوب کورک بازدید می کرد و به دلیل وجود موانع در جاده اصلی، از راه های فرعی به شهر کورک باز می گشت. یک ماشین زرهی و یک محافظ او را همراهی می کردند. در مجموع حدود 20 نفر در حزب حضور داشتند.
Irregulars، که گفته می شود تعداد آنها حدود 200 نفر بود، تقریباً با شلیک گلوله به سر کالینز مورد ضرب و شتم قرار گرفتند. از اول مشخص بود که این زخم کشنده است، اما او به تیراندازی ادامه داد. آخرین سخنان او این بود: «آنها را ببخش. مرا با پسرها در گلاسنوین دفن کنید.»
24 اوت 1922
در میان بسیاری از افرادی که در اینجا تجربه اخیر ایرلندی دارند، اعتقاد بر این است که مرگ مایکل کالینز به معنای مرحله جدیدی از نبردهای چریکی تلخ و دوره ای از تلافی و تلافی است. یکی از ناظرانی که ماه های هیجان انگیز زیادی را در ایرلند دیده بود، گفت: «ساعت ایرلند را پنج سال به عقب برگرداند.

برای مطالعه کامل مقاله کلیک کنید.
24 اوت 1924
ایرلند یک شکست ظالمانه دیگر متحمل شده است و ضربه ناپاک یک کمین خائنانه مردی را که در این لحظه حداقل می توانست از او در امان بماند، اصابت کرد.
تلاش قطعی برای حذف یک دشمن سیاسی با مرگ صورت گرفته است. معمولاً به این کار ترور می گویند. ما نباید نگران کلمات باشیم. واقعیت این است که رهبر باقی مانده دولت آزاد ایرلند خائنانه سرنگون شده است، و جناحی که مسئول مرگ او است در واقع ادعا می کند که جانشین او و کسانی که با او در رهبری مردمی عمل کرده اند. با هر وسیله ای که در اختیار دارد آنها را رد کرده است.
مرگ آقای کالینز ممکن است نقطه عطفی در مناقشه ای باشد که ایرلند را ویران می کند و مردمش را در چشمان جهانیان سرزنش می کند. آقای کالینز در میان هموطنان خود نام بزرگی داشت. او سرشار از شجاعت بود، سرشار از منابع. و معتدل و آشتی جو و سریع در عمل و بدون توجه به خطر بود. این عنصر بی پروایی است که بومی ایرلندی است و بدون شک با سال ها خطر و ماجراجویی در او تشدید شده است که احتمالاً تا حدی عامل مرگ او است. چنین ویژگی هایی او را برای هموطنانش محبوب کرده است، اما ممکن است در میان همرزمانش، این ویژگی ها کمتر از دیگران باشد. چیزی که تامین آن دشوارتر خواهد بود، تجربه او در فرماندهی و اداره امور بزرگ است.

این یک عصاره ویرایش شده است. برای مطالعه کامل سرمقاله کلیک کنید.
نوشته استفان گوین
آبزرور، 27 اوت 1924
از زمان اوکانل ، هیچ یک از رهبران ایرلندی به اندازه مایکل کالینز کاملا ایرلندی نبوده است. نام او صدایی انگلیسی دارد، اما 300 سال پیش در مونستر به عنوان معادل اوکولان استفاده می شد. گائل او از اصل و نسب بود. اما آنچه از ایرلندی می دانست احتمالاً در لندن آموخته بود، جایی که در سال 1907 به عنوان یک پسر 16 ساله برای مرتب کردن اداره پست به آنجا رفت. او هفت سال را در میان گروهی از مردان و زنان جوان در لندن گذراند که در گردهمایی لیگ گیلیک، حزب پارلمانی را تحقیر کردند. اما او مهر پسر کشاورز از غرب کورک را با اشتیاق به جلسات مسابقه و هر نوع ورزش شادی آور در خود نگه داشت. فقط کافی بود او را ببینی و بشنوی تا طبیعت بزرگ، تکانشی، خودنمایی، مزرعه بزرگ، محکم و در عین حال ورزشی را که متعلق به اوکانل بود، بشناسی. و در او نیز زیرکی بود که ایرلند در اوکانل تحسین می کرد. به هر حال پیمانی که قبل از انتخابات ژوئن گذشته برگزار شد، این دوئل بود که در آن مایکل کالینز از ایمون دی والرا برتری یافت.

برای مطالعه کامل مقاله کلیک کنید .
30 اوت 1924
ادوارد ایشروود، یک موتور سوار جوان انگلیسی، اوایل صبح دیروز توسط افراد نقابدار از خانه ای که در آن در کورک زندگی می کرد، برده شد و او را متهم کردند که ژنرال مایکل کالینز را در آخرین سفر خود رانده است. بعد از آن، ایشروود مورد اصابت گلوله قرار گرفت و با کارتی که روی سینه‌اش چسبانده شده بود، به شهادت رسید: «جاسوس محکوم. IRA برحذر بودن." با این حال، ایشروود فقط از ناحیه مچ پا و بازو مجروح شد و وانمود به مرگ کرد. پس از دو ساعت دراز کشیدن، یک مایل و نیم خزید، زمانی که با زنی روبرو شد که از او کمک گرفت. او اکنون در بیمارستان است.

source

توسط artmisblog