بعد از جدایی، ارتباط با مردان را معامله‌کننده و افسرده‌کننده دیدم. تا دوباره عاشق نشم رابطه جنسی نخواهم داشت
چند روز پس از کریسمس 2016، من رابطه جنسی را متوقف کردم.
این یک بیانیه بزرگ یا انتخاب سبک زندگی نبود. همچنین تلاشی برای یافتن معنای عمیق تر زندگی نبود. این حتی واقعاً یک تصمیم آگاهانه نبود. این از طریق شرایط در طول یک جدایی به وجود آمد. هفته ها تبدیل به ماه شد که تبدیل به سال شد. و اینجا من، شش سال بعد، یک مرد 37 ساله هستم که رابطه جنسی ندارد.
میدونی چیه؟ من خوشحالم.
این بدان معنا نیست که دلایل پرهیز من دردناک نبود و دلایل من برای ترک کامل رابطه جنسی عمیقاً شخصی است و توضیح آن کاملاً آسان نیست.
آخرین باری که با وضوح مطلق رابطه جنسی داشتم را به یاد می آورم. من در آن زمان متوجه نشدم، اما در آستانه فروپاشی دنیایم بودم. من هفت سال با نامزدم بودم و خیلی عاشق بودم. چند ماه پیش نامزد کرده بودیم.
اما آخرین باری که ما رابطه جنسی داشتیم – یا بهتر است بگوییم، سعی کردیم قبل از تسلیم شدن، خسته، تحریک‌پذیر و با قلب و ذهنش در جای دیگری رابطه جنسی داشته باشیم – می‌دانستم که این آخرین بار خواهد بود.
وقتی بالاخره از هم جدا شدیم، چند ماه بعد، به طور طبیعی رابطه جنسی آخرین چیزی بود که در ذهنم بود. من کاری را انجام دادم که اکثر مردم بعد از ترک شریک زندگی ام انجام می دهند و خودم را وارد حرفه، معاشرت و خانواده ام کردم. هر چیزی جز مردان – و مطمئناً هر چیزی جز رابطه جنسی.
با این حال، اگر صادق باشم، عمیق تر از این است. من هرگز به دلایل مختلف با رابطه جنسی و صمیمیت کاملاً راحت نبوده ام، و فکر می کنم دلایل من برای کنار گذاشتن آن از قبل از آن رابطه، که اولین رابطه من بود، ناشی می شود.
برای یک چیز، من همیشه تا حدودی از مشکلات تصویر بدن رنج می بردم. به عنوان یک نوجوان هرگز با ظاهر فیزیکی خود کاملاً احساس راحتی نمی کردم – البته نه ظاهر برهنه ام. رختکن مدرسه یک کابوس بود و من به شدت خودآگاه شدم.
همجنس گرا بودن مسائل را پیچیده تر کرد. من سال‌های نوجوانی‌ام را در کمد زندگی می‌کردم و رابطه جنسی با مردان تا اوایل دهه 20م یک راز باقی ماند. من باکرگی خود را دیر از دست دادم، در 23 سالگی، و تنها شریک طولانی مدتم را چند سال بعد ملاقات کردم. سکسی که من به خوبی شناختم رابطه جنسی با کسی بود که دوستش داشتم.
اما جایی در امتداد آن رابطه، شروع کردم به ارتباط جنسی با استرس. من و شریکم هر دو ساعت های طولانی در مشاغل سخت کار می کردند، بنابراین لحظات با هم بودن ما اغلب زودگذر بود. هر چه سکس کمتری داشتیم، تمرکز بیشتری روی آن داشتیم و وقتی یکی یا هر دو احساس می کردیم دیگری از آن لذت نمی برد، تنش بیشتری ایجاد می کرد.
سرانجام لحظه ای فرا رسید، در اواخر سال 2016، جایی که هر دوی ما تلاش نکردیم. من آن رابطه را ترک کردم و وارد دنیای مجردی شدم که دیدگاه منفی من نسبت به رابطه جنسی ثابت شده بود.
البته رابطه جنسی به عنوان یک مرد مجرد کاملاً با رابطه جنسی در یک رابطه متفاوت است، و نحوه قرار ملاقات در طول سال‌هایی که من با یک شریک زندگی بودم تغییر کرده بود، شوکه کننده بود. به نظر می رسید رویکرد جامعه به رابطه جنسی تغییر کرده است. بسیاری از دوستان من در روابط باز بودند، بیش از حد خوشحال بودند که نیازهای فیزیکی خود را با یک غریبه خوش تیپ قبل از بازگشت به خانه نزد کسی که می گویند دوستشان دارند، برآورده می کردند.
Tinder، Grindr، Bumble و مجموعه گسترده ای از برنامه های دیگر دنیای دوستیابی را متحول کرده اند. سکس بیش از هر زمان دیگری در دسترس است – تقریباً تبدیل به معامله و بدون احساسات شده است، و من به طور غریزی در برابر آن عصیان می کنم. هرگاه دوستی در طول غروب ناپدید می‌شود و بعداً برمی‌گردد و متوجه می‌شود که توسط مردی که تنها چند ساعت قبل با او صمیمی بود مسدود شده است، من این را افسرده می‌کنم.
من می دانم که این همه صدا چگونه است. من به طور معمول و بی وقفه توسط دوستان به دلیل دیدگاهم در مورد رابطه جنسی مورد تمسخر قرار می گیرم – و این را کاملاً درک می کنم. راستش من خودم تعجب کردم. به هر حال سکس نهایت لذت است. چرا خودت را انکار می کنی؟ آیا من بیش از حد به آن فکر می کنم؟
سکس ممکن است یکی از لذت بخش ترین تجربه های زندگی باشد، اما در عین حال یکی از صمیمی ترین تجربه هاست. هدر دادن این صمیمیت با یک غریبه بیهوده به نظر می رسد. سکس زمانی بهترین است که ابراز عشق باشد. تا زمانی که دوباره عاشق شوم، پرهیز من ادامه خواهد داشت. و از این بابت خوشحالم.
این مقاله در 29 اوت 2022 اصلاح شد تا نام مستعاری که در نسخه قبلی روی آن گذاشته شده بود حذف شود.

آیا نظری در مورد موضوعات مطرح شده در این مقاله دارید؟ اگر می‌خواهید نامه‌ای با حداکثر 300 کلمه ارسال کنید تا برای انتشار در نظر گرفته شود، آن را برای ما به آدرس guardian.letters@theguardian.com ایمیل کنید.

source

توسط artmisblog