این قسمت از یک قسمت، اولین سکانس اکشن مناسب سریال را به ما می‌دهد – و همچنین چه قتل عام است. در همین حال، رینیرا تمام گراز را می برد
هشدار اسپویلر: این خلاصه برای افرادی است که خانه اژدها را تماشا می کنند. تا زمانی که قسمت سوم را تماشا نکرده اید ادامه ندهید.
جایی در فصل های میانی سریال بازی تاج و تخت، الگویی ایجاد شد. اکثر قسمت های داده شده – دو سوم اول، شاید سه چهارم – تماماً چت خواهند بود. مانورهای سیاسی سنگین و کاراکترها. سپس در جایی نزدیک به پایان، جهنم ناگهان شکسته می شود: چاقوهای غیرمنتظره، مسمومیت های سلطنتی، کندن دست و پا. در سری آخر این الگو شکسته شد – خشونت ممکن بود در هر زمانی فوران کند و همینطور هم شد. اما برای مدتی سیستم کار کرد.
اپیزود سوم House of the Dragon از این قالب استفاده می‌کند و آن را سنگ تمام می‌گذارد. تقریباً می توانید ساعت خود را با آن تنظیم کنید: برای 45 دقیقه اول، بیننده ممکن است بخشیده شود که همه اینها را کمی کند می بیند. تنش وجود دارد، مطمئنا، اما نه حرکت زیادی. سپس ناگهان، در آخرین عمل – کابوم.
باز هم، اپیزود با لحظه ای کوتاه از ضرب وشتم دزدان دریایی شروع می شود. با اصرار لرد کورلیز ولاریون (استیو توسن)، برادر جدا شده پادشاه، شاهزاده دیمون (مت اسمیت) به سمت استپ استونز پرواز کرده است تا بلای دزدان دریایی را که به آن جزایر مبتلا شده است از بین ببرد. شما فکر می کنید یک اژدهای بالغ و یک ارتش از جنگجویان Velaryon برای مقابله با چند دزد دریایی بدجنس کافی است – اما رئیس آنها، شاهزاده درهار، آکا خرچنگ (دانیل اسکات اسمیت)، حامیان قدرتمندی دارد، و جنگ نیست. برای پسران شجاع وستروسی ما خوب پیش می رود. به نظر نمی رسد که اژدهای دیمون، کاراکسس، تفاوتی بین یک طرف و طرف دیگر قائل شود، کمکی نمی کند.
اما زمانی که به Red Keep برگشتیم، به سختی پاهای دریایی خود را پیدا کردیم، جایی که یک پرش زمانی دیگر وجود داشت. سه سال از ازدواج شاه ویسریس (پدی کانسیدین) با عروس نوجوانش آلیسنت هایتاور (امیلی کری) می گذرد و در این مدت یک پسر بچه دار به او داده و برای بار دوم باردار است. به نظر نمی رسد که ویسریس را خیلی خوشحال کرده باشد: او هنوز در فکر از دست دادن همسر اولش و خیانت برادرش دیمون است و به طور کلی مسئولیت های سلطنت را سنگین می داند.
او همچنین، نسبتاً شیرین، نشان می‌دهد که تمایلی به سلب قدرت دخترش رینیرا (میلی الکوک) با جایگزین کردن او به‌عنوان وارث خود با برادر نوزاد جدیدش، ایگون (که البته به‌عنوان اولین فاتح تارگرین نامیده می‌شود) را ندارد – هرچند که این دقیقاً همان چیزی است که کل کل آن‌ها می‌گویند. پدرسالاری نهادی هفت پادشاهی از او التماس می کند که این کار را انجام دهد. جایی که آنها به رینیرا نگاه می کنند و زن ضعیفی را می بینند که برای نشستن بر تخت پادشاهی مناسب نیست، ویسریس جانشین شایسته ای را می بیند. جسور، سرسخت و با اژدهای خودش. اربابان به او وفاداری خود را قول داده اند – پس از اینکه دیمون سرکش شد، انتخاب زیادی نداشتند. اما اکنون یک رقیب دیگر وجود دارد و این وفاداری در حال تزلزل است.
Considine و Alcock هر دو در این قسمت کار فوق العاده ای انجام می دهند. برای آن دسته از ما که نگران این بودیم که پدی – یکی از جذاب‌ترین بازیگران ما، همانطور که هر کسی که کفش‌های مرد مرده را دیده است – می‌تواند به خاطر لباس، شکوه، بی‌میلی و بی‌میلی شدید شخصیتش محدود شود. ما امیدواریم او متفکر است، اما خشمی در زیر آن می جوشد، ناامیدی در حال جوشیدن که مطمئناً باید از بین برود.
در همین حال، آلکاک کار خوبی را انجام می دهد و تجسم دختری را انجام می دهد که در حال مرگ است تا از دامی که در آن متولد شده است بیرون بیاید: او می خواهد آزادانه در کینگزوود پرسه بزند، با شمشیربازان تنومند معاشقه کند و خوک ها را تا سر حد مرگ چاقو بزند. در عوض او مجبور می شود با خواستگاران خسته کننده ای مانند لرد جیسون لنیستر (جفرسون هال) صحبت های کوچکی کند، یک آدم بی حوصله ثروتمند که در مورد اندازه قلعه خود سکوت نمی کند. او که متقاعد شده است که پدرش در حال آماده شدن برای سلب ارث از او است، به طرز دردناکی با وظیفه خود به عنوان یک شاهزاده خانم آشنا است، اما همچنان ناامید است که از بین برود و شخص خودش باشد.
این قسمت اول گسترده اپیزود با کلاستروفوبیا و بی حوصلگی دو قسمت اول مطابقت دارد: به نظر می رسد هیچ کس به جز بچه ایگون نمی تواند لبخند بزند، و علیرغم یک سفر شکار به کینگزوود پربرگ، اکثر این مکالمات در محدوده ی آن ها انجام می شود. اردوگاه سلطنتی، در حالی که ویسریس در چادرها پرسه می زند و خودش را می نوشد تا حواسش پرت شود. سپس در نهایت، حال او شروع به شکستن می کند: پس از صمیمیت با آلیسنت، او سعی می کند یک مکان واقعی را برای حکمرانی انجام دهد، ناوگانی از کشتی ها را به کمک برادرش و لرد کورلیز اعزام می کند، و دسته ای از رسولان را برای تحویل به جلو می فرستد. خبر خوب
در حالی که عبارت «به پیام رسان شلیک نکنید» ممکن است در وستروس رایج نباشد، مطمئناً «پیام رسان را با کلاه خود به مرگ خونین نزنید» ناگفته نماند؟ با این وجود، این دقیقاً همان رفتاری است که توسط یک دیمون خشمگین انجام می‌شود، که خشم خود را نسبت به پیشنهاد حمایت‌کننده برادرش برای کمک به هیچ وجه ابراز می‌کند. اما در ابتدا، ما با یک عکس عقب‌نشینی واقعاً فوق‌العاده روبرو می‌شویم، از کشتی‌های در حال سوختن در جزیره Bloodstone به بالای تپه‌ای که لرد کورلیز و گروه برادرانش در حال بحث در مورد اینکه در مورد Crabfeeder که در آن پنهان شده است، چه باید بکنند، حرکت می‌کنیم. غارهای زیرین و حاضر به چشمک زدن نیست.
همانطور که معلوم است، راه حل ساده است: ارسال مت اسمیت. دیمون که با پیشنهاد برادرش به گوشه‌ای می‌رسد، تصمیم می‌گیرد از خود به عنوان طعمه استفاده کند، در میان تنگه‌ها پارو بزند و خود را به ظاهر غیرمسلح به Crabfeeder برساند. اولین سکانس اکشن درست و کامل سری را به تصویر بکشید، در حالی که دیمون تیغه ای مخفی را بیرون می کشد و مانند تیغه فولادی والیریان از طریق کره از میان عوامل خرچنگ می گذرد، در حالی که کاراکسس کمانداران آنها را با نفس آتشین خود بیرون می آورد و لرد کورلیز نیروهایش را رهبری می کند. برای مراقبت از سرگردانان فقط برای دیمون باقی می ماند که شاهزاده درهار را به غارها تعقیب کند و او را بیرون بکشد تا با عدالت روبرو شود – خوب، به هر حال برخی از او. خداحافظ کربی، ما به سختی تو را می شناختیم.
Triarchy – آن اتحادیه شهرهای آزاد که از Crabfeeder حمایت مالی کرده اند – به مرگ پسرشان چه واکنشی نشان خواهند داد؟ آیا تصمیم برای اعزام کشتی‌هایش در لحظه پیروزی دیمون به این معنی است که ویسریس درگیر جنگ می‌شود؟
با وجود تمام خشونت‌های آشفته، نقطه برجسته اپیزود ممکن است چهره کانسیدین باشد – و خنده وحشتناک او – زمانی که اتو هایتاور پیشنهاد ازدواج رینیرا را به برادر دو ساله‌اش داد. مطمئناً، تارگرین‌ها سابقه رابطه زناشویی با محارم برای حفظ نسل خونی خود را دارند، اما بیان ویسریس نشان می‌دهد که او به این زودی‌ها قصد سرگرم کردن با این فرد مضطرب را ندارد.
از توجه هیچ کس دور نمانده است که آن سریال فانتزی بزرگ دیگر ، ارباب حلقه ها: حلقه های قدرت، اولین پخش خود را هفته گذشته انجام داد. همکار بسیار محترم من و اندی ولش که کمی سرگرمی است، آن یکی را بازنویسی خواهد کرد، بنابراین مطمئن شوید که از آخرین اخبار از سرزمین میانه همین جا مطلع شوید.
بار دیگر، نه یک سوسیس – یا هر چیزی شبیه به آن.
آه بله. اپیزود از روی دست گرفته تا له شده توسط اژدها، از مرگ زوزه بر تیغ شاهزاده دیمون خشمگین تا مرگ شعله ور در پوزه ی کاراکس در حال حرکت، قسمت بالا و دم در اثر قتل عام بود. و آن گراز وحشی بیچاره را فراموش نکنیم که توسط رینیرا بارها در جنگل خنجر زده شد. آیا او به سمت جنون دنریس مانند می رود یا فقط می خواهند ما فکر کنیم که او چنین است؟
به نظر می رسد که جیسون لنیستر بی روح خانه دار حدود 200 سال پس از آن در وستروس تناسخ خواهد یافت: جفرسون هال کهنه کار تلویزیون و سینما نقش برجسته ای را در اولین سری بازی تاج و تخت در نقش سر هیو از واله بازی کرد. به اربابش، دست شاه جان آرین، زهر می خورد. (لازم به ذکر است که GoT در این بخش شکل دارد – به یاد دارید زمانی که The Actor Kevin Eldon به عنوان دو شخصیت کاملاً متفاوت ظاهر شد؟)
سر هیو فقط دو قسمت طول کشید تا اینکه به طور مشکوک و وحشتناکی توسط The Mountain در حین دویدن سقوط کرد، اما می توان به طور قانع کننده ای استدلال کرد که او در واقع مسئول کل افتضاح هفت فصلی بود که پس از آن اتفاق افتاد. آیا لرد جیسون همان تأثیر ویرانگر را خواهد داشت؟

source

توسط artmisblog