ده سال پس از سخنرانی زن ستیزی، کاترین مورفی در مورد نحوه تنظیم آن در آن زمان – و آنچه از آن زمان به دست آمده است فکر می کند.
از نگاه کردن به کلماتی که در 9 اکتبر 2012 نوشتم عصبی بودم. فکر نمی کردم گزارش من وحشتناک باشد، فقط شک داشتم که به آن افتخار کنم. در آن زمان، شغل اصلی من وبلاگ نویسی زنده در سیاست فدرال بود. عصر، روزنامه گسترده ای که من در آن زمان برای آن کار می کردم، خود را به یک خبرگزاری دیجیتال اول تبدیل می کرد. انتقال بی رحمانه بود. از آنجایی که اینترنت در مدل‌های کسب‌وکار ما حفره‌ای ایجاد کرد، شغل انبوهی از بین رفت. روزنامه‌نگاران از خود می‌پرسیدند که روزنامه‌نگاری واقعاً در این عصر جدید چیست، و جنگ‌های چمنی در داخل فیرفکس در جریان بود، زیرا روزنامه و بازوهای دیجیتال ادغام شدند.
گزارش زنده پناهی از آن عدم قطعیت های وجودی بود. در آن حالت، من مجلس را در فواصل 10 یا 15 دقیقه ای پوشش می دادم و گاهی اوقات هر بار 12 ساعت پست می گذاشتم. هر چه پیش می رفتیم، این سبک گزارش را ایجاد می کردیم. خوانندگان اشتهای هولناکی برای اخبار داشتند و ما در تلاش بودیم تا ارزش های روزنامه های قدیمی را به گزارش زنده در دنیای جدید منتقل کنیم. هیچ‌کدام از این صحنه‌سازی بهانه‌ای نیست، فقط یک زمینه است. در حالی که نشسته بودم، به ماتریکس متصل شدم و به جولیا گیلارد گوش دادم که کلماتی را که تبدیل به سخنرانی زن ستیز شد – مجموعه ای از کلمات به اندازه کافی قدرتمند برای سفر در سراسر جهان – در حال بررسی محیط حرفه ای خود هستم.
آن روز در مجلس چهل و سوم بسیار شبیه به روزهای دیگر بود. کارگران در اقلیت حکومت می کردند و هر روز یک مبارزه بود. اولین پست من در وبلاگ زنده آن روز ساعت 9:30 صبح بود. این شروع دیرهنگام بود، زیرا من برای تماشای گیلارد در یک مراسم صبحانه در خارج از مجلس بودم. آخرین پست من در وبلاگ در آن روز ساعت 10:35 شب همان شب بود.
به زودی به جزئیات آن روز خواهیم رسید، اما ابتدا چند صحنه گسترده در مورد چهل و سومین مجلس. دولت گیلارد فاقد اکثریت در هر دو مجلس بود، اما برنامه سیاستی بلندپروازانه ای داشت که بی وقفه از طریق ترن هوایی رهبری حزب متضاد دنبال می کرد. وقتی حزب کارگر قیمت کربن، مرخصی والدین با حقوق و یک طرح بیمه از کارافتادگی ملی را تصویب کرد، کوین راد مشتاق بازگشت به نخست‌وزیری بود که در سال 2010 از دست داده بود. همانطور که حزب کارگر به سمت جلو حرکت می‌کرد و با اپوزیسیون مملو از اندورفین می‌جنگید. رهبر، تونی ابوت ، با قصد پیروزی، احساس بحران روزانه را در پارلمان ایجاد کرد.
ابوت مخلوقی از مؤسسات – ریورویو، آکسفورد، حوزه علمیه، حزب لیبرال – بود و می دانست که چگونه از قدرت آنها استفاده کند. پارلمان فدرال محل بازی او بود. استیج صدای پوگیلیسیک مناسب او بود. او تعلیق تقریباً روزانه دستورات دائمی را انجام داد – رویه ای که برای برهم زدن برنامه پارلمان استفاده می شود – تا حسی قابل لمس از غرق شدن دولت گیلارد در لبه سقوط ایجاد کند. ابوت در سرنخ دادن به رسانه‌های راست‌گرای استرالیا – روزنامه‌های شهری متعلق به مرداک، روزنامه ملی استرالیا، منطقه «فقط ما بلوک‌ها» رادیو تاک بک – متخصص بود و او از چرخه اخبار گرسنه محتوا برای تشدید بحران حکومتی استفاده کرد. با دقت وحشیانه تحریک شده است.
در روز سخنرانی زن ستیزی، پیتر اسلیپر، رئیس مجلس نمایندگان، درگیر جنجال جدی شد. حزب کارگر در تلاش برای تقویت کنترل خود بر اتاق، اسلیپر، یک لیبرال را به صندلی رئیس مجلس جلب کرده بود. در آن روز در ماه اکتبر، ابوت برای برکناری دمپایی به عنوان سخنران اقدام کرد. این به دنبال انتشار پیام‌های متنی خامی بود که اسلیپر برای مشاور سابق جیمز اشبی ارسال کرده بود. این پیام ها در پرونده آزار جنسی اشبی علیه اسلیپر منتشر شده بود. ابوت دوباره در حالت تهاجمی بود. او در مجلس با صدای بلند گفت: «این رئیس مجلس در آزمون شخصیت مردود شد» و افزود که گیلارد با انتصاب او به عنوان رئیس هیئت مدیره «در آزمون قضاوت مردود شد».
شرم سلاح لفاظی انتخابی ابوت بود. ابوت گفت: «اگر او (او که نخست وزیر است) در این مکان قیام کند تا از رئیس مجلس دفاع کند و بگوید که به رئیس مجلس اعتماد دارد، دوباره این مجلس را شرمنده خواهد کرد. و هر روزی که نخست وزیر در این مجلس برای دفاع از رئیس مجلس می ایستد، روز شرم دیگری برای این مجلس خواهد بود، روز شرم دیگری برای دولتی که قبلاً باید از شرم مرده بود.
ثبت نام کنید تا هر روز صبح یک ایمیل با داستان های برتر از Guardian Australia دریافت کنید
قبل از آن گفتم شرم سلاح لفاظی انتخابی ابوت بود. نه فقط ابوت. یکی از همرزمان نخست وزیر سابق، جوک شوک رادیویی سیدنی، آلن جونز، تنها چند هفته قبل ادعا کرده بود که پدر فقید گیلارد، جان، "از شرم" به دلیل "دروغ های" سیاسی دخترش مرده است – تهمت هایی که او بعدا مجبور به انجام این کار شد. راه رفتن به عقب در همان مراسمی که جونز صفرای خود را اسپری کرد، یک کیسه کاه امضا شده نیز به حراج گذاشته شد. این کنجکاوی خاص اشاره ای بود به مشاهدات قبلی جونز مبنی بر اینکه گیلارد را باید در یک کیسه کاه انداخت و به دریا انداخت. خیانت بهترین انتخاب بود. رفتار گیلارد، از کاسه میوه خالی بدنام گرفته تا رهبری حزب کارگر به جای منتظر ماندن برای نوبت او، غیر زنانه بود و بنابراین شایسته محکومیت بود. زبانی که توسط فالانکس متنفران گیلارد به کار گرفته شده بود مانند یک رله بود، ad hominem دست به دست می‌شد و میدان را می‌رساند.
ابوت در مورد شرم خود یا شرم حزب لیبرال از طریق انجمن چیزی نگفت. در گذشته، ابوت در مراسم عروسی اسلیپر شرکت کرده بود و از او به عنوان یک دوست یاد می کرد. ریاکاری ابوت در هوا معلق بود. همه ما می‌توانستیم آن را ببینیم، اما با معیارهای تبرئه‌کننده سیاست و «هر دو طرف‌گرایی» افسارگسیخته که عمیقاً در روزنامه‌نگاری سیاسی حک شده بود، سنجیده شد. در راه سیاست، ریاکاری ابوت هم اهمیت داشت و هم اهمیتی نداشت، زیرا پیش فرض همه این است که سیاست قادر به رفتار خودخواهانه است. سیاست بر پایه دوستی در آب و هوا، تغییر اتحادها و خیانت معاملاتی بنا شده است. این شن و ماسه ای است که حرفه روی آن می ایستد و به طور دوره ای غرق می شود.
بنابراین خبرنگاران بر روی مهره های یک روز بزرگ دیگر تمرکز کردند. آیا دمپایی به عنوان بلندگو زنده می ماند؟ آیا این هیاهو به رای اعتماد تبدیل خواهد شد؟ آیا دولت گیلارد تا هسته خود متزلزل خواهد شد؟ در حال حاضر، و چرخه رسانه‌ای 24 ساعته تماماً مربوط به لحظه است، این سؤال مهم به نظر می‌رسد. حیاتی، حتی.
به خاطر داشته باشید که هانسار تا به امروز سخنان نمادین گیلارد را به صورت اجمالی به عنوان "حرکات" "سخنران" "گفتار" ضبط می کند. سر من در آن چیزها بود – حرکات، سخنران، سخنرانی – در جزئیات آن چیزها. رویه‌ای که به صورت زنده مستند می‌کردم، مجموعه‌ای از حرکات روی صفحه شطرنج بود، حرکاتی که برای مشاهده و گزارش با جدایی بالینی آموزش دیده بودم. البته من سخنان رد گیلارد را شنیدم – که همان سخنرانی زن ستیزی بود – رد ابوت و حرکت او علیه اسلیپر. من از مختصر گویی گیلارد و تکرارهای ملودیک او قدردانی کردم . هوش شدید یک وکیل حرفه ای که یکی دیگر از بداهه های پارلمانی را مطلع می کند. نگاهی اجمالی به عصبانیت داغی که او در نخست وزیری در پشت چهره ای از جدایی کنایه آمیز داشت را دیدم. در آن روز، در آن ساعت، در آن لحظات، گیلارد مانند یک اگزوست زمزمه کرد. ساعت 2:45 بعد از ظهر در وبلاگ زنده ام پست کردم: صدای نخست وزیر می لرزد. خشم؟ اعصاب؟ هر دو؟
گیلارد همیشه در پارلمان بی رحم بود. پژمرده شدن و فرو ریختن. سخنرانی زن ستیزی یک پیچ و تاب لفاظی از آب درنیامده نبود، بلکه نقطه پایانی بود که از مدت ها پیش در وکالت و تکنیک پارلمانی تمرین می شد. به احتمال زیاد من به طور خصوصی، در ذهنم، در برخی از نوبت های عبارات او تشویق کردم. من کاملاً مطمئن هستم که انجام دادم. چهره وین سوان را به یاد می‌آورم، سوسو زدن چیزی، فکر می‌کردم ناراحت بودم زیرا سوان در آن مواقع مضطرب اغلب مضطرب به نظر می‌رسید، اما شاید این تحسین بود، زیرا گیلارد ضربه‌های لفاظی را پشت سر ضربات لفاظی وارد می‌کرد. من همچنین به یاد می‌آورم که وقتی آبوت را تماشا می‌کرد که او را در جعبه اعزام سیخ می‌کرد، مطالعه کردم. در ابتدا، رهبر مخالفان کاملاً از خود راضی به نظر می رسید. بعداً سایه ای از چیزی – نه پشیمانی، معلوم است که خیلی زیاد است، چیز دیگری بود – شاید خودآگاهی؟ در هر صورت، تکانه به سرعت سرکوب شد.
گیلارد برای نخست وزیری خود، برای حیثیت، برای آبرویش، برای رفتار منصفانه، برای مقداری احترام مبارزه می کرد. این یک نبرد حماسی بود که به سطوح غیرانسانی از استقامت نیاز داشت. اکنون برای من عجیب به نظر می رسد که چقدر این واقعیت را نادیده گرفته ایم، چقدر رواقی بودن او را بدیهی می انگاشتیم، تقریباً گویی این چیزی است که ما و مردم رای دهنده مدیون آن هستیم. ما آن را تخفیف دادیم زیرا گیلارد بیشتر روزها این کار را می کرد. این یکی از دلایلی است که ما، روزنامه نگارانی که اولین پیش نویس تاریخ را در آن روز نوشتیم، از قدرت فرهنگی این مشارکت غافل شدیم، یا بهتر است بگوییم به آن نگاه کردیم. ما اصل سخنرانی را نادیده گرفتیم زیرا مخلوقات صومعه کانبرا بودیم. ما در آن دسیسه ها غرق شده بودیم، استادان آن محیط، همیشه در تلاش برای تسلط کامل، برای ترجمه معتبر. صحنه نبرد ما سیاست درون روز بود و سیاست درون روز نبردی بود که اولین نخست وزیر زن استرالیا در آن شکست می خورد.
*
زمانی که گیلارد به قدرت رسید، من این موفقیت را مانند اکثر زنان استرالیایی جشن گرفتم. برتری او هم چشمگیر به نظر می رسید و هم روشی طبیعی. همانطور که باید و باید باشد. وقتی سمیت شروع شد، و تقریباً بلافاصله شروع شد – لیدی مکبث، جادوگر خندق، عوضی باب براون. تمرکز بزرگ روی کمد لباس، لاله گوش، دوست پسر نامناسب، کیف چفیه، «سینه‌های کوچک، ران‌های بزرگ و جعبه قرمز بزرگ» (که تصویری از نخست‌وزیر در منوی شام در جمع‌آوری کمک مالی حزب لیبرال بود. 2013) – من از طریق سیلاب جنسیت گرایی و زن ستیزی نگاه کردم که یک شی دور پوشیده در مه را بررسی می کند. حضور در خط دید، اما به نوعی مبهم است.
بدیهی است که همه این‌ها وحشتناک بود – یک شکست بازسازی‌نشده و جنسیتی که فقط می‌توانست با مصونیت فرهنگی در دوران قبل از #MeToo اتفاق بیفتد. تبعیض جنسیتی که اولین نخست وزیر زن استرالیا با آن روبه رو شد، مطمئناً برای من از بین نرفت. من آن را به صورت دوره ای صدا می کردم. در سال 2011 از کمیک ظاهراً در خانه با طنز جولیا در شبکه ABC عصبانی شدم و به دنبال چند اینچ ستون در روزنامه ام گشتم تا اجازه بدهم پاره شود.
اما در برخی سطوح نمی‌توانستم آنچه را که اتفاق می‌افتد پردازش کنم. من نمی توانستم آن را درک کنم. می‌دانستم که استحقاق مرد یک پیش‌فرض فرهنگی باقی می‌ماند، اما استحقاق مردی که برخی از مخالفان سیاسی گیلارد و برخی از چهره‌های رسانه‌ای نئاندرتال را به نقد بی‌مورد نگاه، اصطلاحات و شخصیت گیلارد می‌رساند، حقایقی را در مورد پیشرفت که من معتقد بودم مطلق است، تضعیف کرد. بدون اینکه به طور خاص از این که این یک تصمیم یا سازگاری فعالی است که می گرفتم آگاه باشم، کل پدیده را در ذهنم به حداقل رساندم. بیشتر اوقات، شواهدی را که برای پردازش آنها خیلی وحشتناک بود، در یک جعبه قرار می‌دادم.
گهگاه قفل جعبه را باز می کردم و محتویات آن را بازجویی می کردم. به خودم آموزش دادم که فراتر از چیزی که به وضوح در مقابلم بود نگاه کنم. این واکنش درونی باید پیچیده‌تر از این باشد که گیلارد زنی بود که فضایی را اشغال می‌کرد که مرد فکر می‌کرد به حق متعلق به اوست. بدیهی است که بیست و هفتمین نخست وزیر استرالیا، مانند سایر ساکنان دفتر، ایراداتی داشت. نخست وزیر بودن کار سختی است. هر لغزشی بزرگ‌نمایی می‌شود، هیچ‌کس از شما برای شایستگی تشکر نمی‌کند. شرایط مناقشه برانگیز بدست آوردن رهبری توسط گیلارد وجود داشت، شرایط ضدکشی که مجوز لفاظی های پر باری مانند خیانت و شرم را می داد. زمانی که من نوجوان بودم، ریچارد کارلتون از باب هاوک پرسیده بود که آیا در یک مصاحبه تلویزیونی معروف پس از اینکه هاوک رهبری را از بیل هیدن گرفت، "امشب از خونی که روی دستان شما جاری است کمی خجالت زده است". در همان ژانر، زمانی که گیلارد رهبری را به دست گرفت، جولیا اروین، نماینده حزب کارگر، خاطرنشان کرد: «از زمانی که بروتوس ژولیوس سزار را با چاقو زد، ما شاهد چنین خیانتی نبودیم». سیاست یک تجارت سخت بود، انتقاد قوی یک ورزش فرصت برابر بود، و گیلارد ثابت کرده بود که از همه سخت‌تر است – به اندازه‌ای سخت که راد را از دفتر نخست‌وزیری‌اش کنار بگذارد، زیرا «دولت خوب راه خود را گم کرده بود».
بنابراین، واقعاً پیچیده بود، و نه فقط برای من. گیلارد که به دنبال نخست‌وزیر شدن برای همه استرالیایی‌ها بود، به وضوح نمی‌خواست خود را به عنوان یک شهید فمینیست یا نخست‌وزیر زنان معرفی کند. این امر باعث خشنودی دشمنان او می شد، انرژی را از نخست وزیری اش می گرفت و او را در بن بستی گرفتار می کرد که هیچ زن حرفه ای نمی خواهد در آن باشد – جایی که شما منحصراً بر اساس جنسیت تعریف می شوید. من گمان می‌کنم که بسیاری از زنان هم‌عصر گیلارد در کارگری، همان نوع ناهماهنگی شناختی و درگیری‌های درونی را احساس می‌کردند که من احساس می‌کردم، بنابراین زبانشان را گاز می‌گرفتند.
اما آنجا بود. همیشه آنجا بود. آن جریان پنهانی مداوم از خصومت، خشم به سمت زنی با شهامت خاموش کردن قدرت مردانه در بالاترین مقام در سرزمین.
زنان خوب قرار است در مورد قدرت دوسوگرا باشند. آن را به زیبایی بخواهی، با جذابیت، نه با زور.
در نامه صبحگاهی گاردین استرالیا ثبت نام کنید
ایمیل صبحگاهی استرالیایی ما، داستان‌های کلیدی ملی و بین‌المللی روز و چرایی اهمیت آنها را توضیح می‌دهد
دخترای خوب چاقو حمل نمیکنن
*
گیلارد سخنرانی زن‌ستیزانه را «نقطه‌ی ترک» توصیف کرده است. در سپتامبر 2013، او گفت: «پس از هر چیزی که تجربه کردم، فکر کردم، باید به سخنرانی تونی ابوت در مورد جنسیت گرایی گوش دهم؟ این به من شروعی احساسی برای سخنرانی داد و وقتی شروع کردم، زندگی خود را به خود گرفت». چند سال پیش، بن رودز، مشاور سابق باراک اوباما، اعتراف کرد که کارکنان ریاست جمهوری در مواردی که دولت از تونی ابوت عصبانی یا ناامید شده بود، ویدئوی سخنرانی را پخش می کرد. رودز در سال 2020 گفت: «این سخنرانی در کاخ سفید اوباما بسیار تماشا شد، اجازه دهید اینطور بگویم.
برای من، آن سخنرانی نخست وزیری گیلارد در جهان کوچک است. این توانایی های اساسی او و محدودیت های نهادی را که از همان لحظه ای که کار را شروع کرد، به نمایش می گذارد. و چیزی که در مورد نخست وزیری گیلارد وجود دارد این است که من را بلند کرد و در جای دیگری نشاند.
من مطمئن هستم که بسیاری از زنان استرالیایی تجربه مشابهی داشتند: همان بازسنجی اجباری مفهوم برابری و پیشرفت. وقتی گیلارد دفتر را ترک کرد، بیشتر از اینکه عصبانی باشم نگران بودم، بیشتر از آنچه که قبلاً در ساختارهای مخرب خاموشی دیده بودم زنده بودم. روزنامه نگاران سیاسی مجذوب قدرت هستند. ما آن را در تمام اشکال آن تجزیه می کنیم. ما نقشه‌های گلی از نهادها را برای درک بهتر نحوه تخصیص و اعمال قدرت بین گروه‌ها و افراد تهیه می‌کنیم. بعد از گیلارد، فهمیدم که یکی از پویایی‌های قدرت مرتبط برای بازجویی در کانبرا جنسیت است.
*
آیا همه چیز می تواند تغییر کند؟ آیا می‌توانیم به نقطه‌ای از زمان برسیم که ساکنان زن آینده لژ نگران مواجهه با همان رفتاری باشد که گیلارد با آن روبرو شده است؟
پاسخ به این سوال ساده است. اوضاع قبلاً تغییر کرده است.
گاهی اوقات تغییر به سختی قابل مشاهده است. اما به من اعتماد کنید، اگر به گذشته برگردید و به آنچه در مورد گیلارد زمانی که نخست وزیر بود نگاه کنید، پیشرفت دهه گذشته بسیار واضح تر می شود. اگر تمام جنس‌های جنسیتی را جمع‌بندی کنید و سپس سعی کنید جهانی را تصور کنید که در آن این چیزها گفته می‌شود و تقویت می‌شود. فرهنگ معافیت از مجازات به تدریج به فرهنگ پیامدها تغییر کرده است.
زمانی که او نخست وزیری را ترک کرد، گیلارد پیش بینی کرد که همه چیز برای زن بعدی آسان تر خواهد بود. در آن زمان، این پیش‌بینی به طرز باورنکردنی خوش‌بینانه بود. اما من فکر می کنم حق با اوست. تجارب گیلارد در نخست‌وزیری، آگاهی را در استرالیا افزایش داد که نبرد برابری هنوز به پایان نرسیده است. جنبش #MeToo همچنین در گوشه های تاریک نور تابیده است و به زنان اجازه می دهد تا درباره تبعیض، آزار و اذیت و شکارگری صحبت کنند.
بدیهی است که پدرسالاری از بین نرفته است. بدیهی است که پیشرفت خطی نیست. پیشرفت به طور کلی دو قدم به جلو، یک قدم به سمت و یک قدم به عقب است. اما زنانی که فضای عمومی مشترک را اشغال می‌کنند، در مورد اعتراض رفتارهای فجیع راحت‌تر شده‌اند. این همان چیزی است که در یک دهه از زمانی که گیلارد در صندوق اعزام ایستاده بود و اجازه می داد با آن سخنرانی پاره کند، اتفاق افتاده است. تغییر فرهنگی
در تئاتر سابق سیاست گیلارد نیز تغییرات عملی رخ داده است. ادعای تجاوز که در اوایل سال 2021 علنی شد، باعث ایجاد یک جلسه درون گرایی نادر در میان طبقه سیاسی استرالیا شد. سیاست مجبور شد آداب و رسوم، استانداردها، رفتارها و انتظارات خود را ارزیابی کند. اسکات موریسون یک بررسی مستقل را توسط کمیسر تبعیض جنسی استرالیا، کیت جنکینز، سفارش داد که نشان داد از هر سه کارمند مصاحبه شده، یک نفر در حین کار در محل کار پارلمان مشترک المنافع مورد آزار جنسی قرار گرفته است. جنکینز تغییرات قابل توجهی را در شیوه های منابع انسانی در دفاتر سیاسی توصیه کرد.
نتیجه انتخابات فدرال 2022 معیار دیگری از پیشرفت ملموس است. مدیریت نادرست موریسون از لحظه #MeToo خود پارلمان بسیاری از زنان را خشمگین کرد. در آستانه کمپین انتخاباتی، ما شاهد تولد یک جنبش سیاسی زنانه بودیم – به اصطلاح مستقل‌های «تیل». «همسران دکتر» (کلیشه‌ای که صاحب نظران سیاسی قدیمی در استرالیا هستند) به پزشکانی تبدیل شده بودند که در دموکراسی ما مشتاق وضعیت حائل خود بودند. این افراد مستقل شش کرسی را در مرکز شهری حزب لیبرال بر اساس یک پلتفرم برابری جنسیتی، اقدام آب و هوایی و یکپارچگی در سیاست به دست آوردند – بزرگترین صف بندی مجدد انتخاباتی در راست میانه در استرالیا از زمان ظهور دموکرات های استرالیا در دهه 1970.
پس از ترک زندگی سیاسی، گیلارد به گسترش فضا برای رهبری زنان ادامه داده است. او برخلاف برخی از معاصرانش، در لبه های سیاست معلق نبوده و میراث خود را به یادگار گذاشته است. اما گیلارد به مبارزه برای کمپین 2022 بازگشت – کمپینی که به نظر می رسید سالی را به پایان می رساند که در آن زنان استرالیایی اصرار داشتند که صدایشان شنیده شود. کارگر به رای دهندگان وعده مراقبت از کودکان ارزان تر، حقوق برابر و حمایت های قوی تر در برابر آزار جنسی در محل کار را می داد.
در 20 می 2022، گیلارد در کنار آنتونی آلبانیز در آدلاید ایستاد. به جای اینکه در اکتبر 2012 قصد تشکیل پرونده را داشته باشم، به خودم اجازه دادم که از پشت میز بلند شوم و به جایی در دفترم سرگردانم که بتوانم کنفرانس مطبوعاتی را تماشا کنم. بسیار نادر بود که گیلارد را درگیر درگیری‌ها ببینم، واضح بود که او چیزی برای گفتن دارد، و من می‌خواستم به‌جای پردازش روزنامه‌نگاری رویداد، گوش کنم.
گیلارد با زنانی صحبت کرد که در محل کارشان در محل کارشان توقف کرده بودند، یا یک دهه قبل از مسئولیت های مراقبتی خود چشم به راه انداخته بودند تا به زمانی که اولین نخست وزیر زن استرالیا خواستار چیزی بهتر از توهین جنسیتی بود، گوش دهند. من نمی خواهم. او فراخوانی برای اقدام راه اندازی کرد. اگر می‌خواهید انتخاب بهتری داشته باشید، لطفاً فردا به محل‌های رأی‌دهی خود بروید، به حوزه‌های رأی‌گیری بروید و به حزب کارگر رأی دهید و به آلبو رای دهید تا نخست‌وزیر شود – من بسیار مطمئن هستم که این دولت برای زنان خواهد بود». .
در 21 می، موریسون از سمت خود خلع شد. در 23 می، آلبانیز به عنوان سی و یکمین نخست وزیر استرالیا سوگند یاد کرد.
این یک عصاره ویرایش شده از Not Now، Not Ever است که توسط جولیا گیلارد ویرایش شده است، در 5 اکتبر 2022 از طریق Vintage Australia منتشر شده است.

source

توسط artmisblog