در Canada Real، نزدیک به مادرید، ساکنان خود را برای زنده ماندن وفق می دهند، اما ترس وجود دارد زیرا آنها به زمستان نگاه می کنند.
تلاش برای زنده ماندن بدون برق برای دو سال تمام، اثر خود را بر روی بدن و بافت بخش ششم Canada Real گذاشته است. در سوختگی درجه دو روی پای پسر کوچکی که خیلی به بخاری گازی نزدیک شده بود، و در دستان خشک و ترک خورده زنی که شست و شوی خانواده را با سنگ و صابون انجام می دهد، وجود دارد.
در پنل‌های خورشیدی که بر بام ساکنان خوش‌شانس‌تر ظاهر شده‌اند، و در آتش‌هایی که در خانه‌های سرد و تاریک افراد کم‌بخت می‌سوزند. و آنجا در خاطرات مردم بزرگترین حلبی آباد اروپاست که با نیم ساعت رانندگی از مرکز مادرید فاصله دارد.
برخی به یاد می آورند که نوزادان صورت آبی خود را در مقابل سرمای طوفان فیلومنا قنداق می کردند، یا سعی می کردند فرزندان خود را به مدرسه تشویق کنند که می دانستند به دلیل بوی بدن و لباس های شسته نشده شان مورد آزار و اذیت قرار خواهند گرفت.
برخی دیگر شب‌هایی را به یاد می‌آورند که بیدار بودند و به صدای آژیر آمبولانس‌هایی که به سمت افرادی که توسط بخاری‌های بوتان مسموم شده بودند، گوش می‌دادند.
با این حال، قوی ترین خاطره هدی آکریکز یک شمع و یک راهپیمایی است. شانزده روز پس از خاموش شدن چراغ‌ها در 2 اکتبر 2020 – ارائه‌دهنده انرژی Naturgy می‌گوید غیرقانونی، "استفاده شدید و نامنظم" سیستم را بیش از حد بارگذاری کرد و باعث خاموش شدن اضطراری شد – آکریکز زودتر برخاست تا مردم را برای یک راهپیمایی اعتراضی به دفاتر محلی این اداره جمع کند. دولت منطقه ای مادرید
او دخترانش را به سرپرستی مادرش که در اتاق نشیمن شمع روشن کرده بود در خانه رها کرد. اما سپس مادر آکریکز اصرار کرد که او را همراهی کند زیرا هنوز هوا تاریک بود.
آکریکز می گوید: «من موفق شدم حدود 50 نفر را برای راهپیمایی دور هم جمع کنم و خوشحال شدم. «سپس شنیدم که خواهر شوهرم مرا صدا می‌زند. 'اجرا کن!' او گفت: فرار کن! برگشتم و دیدم تمام خانه‌ام در آتش سوخته است و بچه‌هایم هنوز در آن خوابیده‌اند. خانه پر از دود بود، اما آن‌ها به خواب ادامه دادند تا این که صدای فریاد و فریاد را از بیرون شنیدند. در را باز کردم و چیزی جز دود و تاریکی نبود.»
آکریکز در حالی که دختران وحشت زده خود را نجات می داد، از خود پرسید که آیا تعهد او به کمپین بازگرداندن قدرت از کنترل خارج شده است یا خیر. با خودم گفتم: لعنتی دارم چه کار می کنم؟ دخترانم می میرند و من هنوز در حال مبارزه با این مبارزه هستم.»
همسایه هایش به او پیشنهاد دادند که راهپیمایی را لغو کند و برود استراحت کند. آکریکز، یک میانجی بین فرهنگی 36 ساله که خانواده اش از سال 1994 در Canada Real، که به شش بخش تقسیم شده است، زندگی می کنند، نپذیرفت.
گفتم: نه. ما آن را لغو نمی کنیم. ما به آنجا می رویم چون دخترانم به خاطر شمع نزدیک بود بمیرند چون برق ما را قطع کردند. راهپیمایی پیش می رود. و این کار را کرد.»
از آن زمان، آکریکز، که انجمن تابادول را تأسیس کرد و رهبری کرد – سازمانی که برای حقوق زنان مراکشی که در کانادا زندگی می‌کنند مبارزه می‌کند – دست از مبارزه برنداشته است.
دو سال گذشته شامل سرمای شدید ژانویه 2021 بود، زمانی که فیلومنا سنگین‌ترین برف 50 سال اخیر مادرید را آورد و لوله‌های آب را یخ زد و تابستان امسال، گرم‌ترین تابستان اسپانیا از سال 1961 ، زمانی که بار دیگر آبرسانی به بخش ششم شکست خورد.
آکریکز و همسایگانش که از فقدان اقدام پنج مقام منطقه ای که مسئولیت های متفاوتی در قبال سکونتگاه غیررسمی دارند، ناامید شده اند.
ما چیزی را عادی کرده ایم که عادی نیست. ما زندگی بدون برق را در این شرایط عادی کرده ایم. زمانی که همه چیز شروع شد، فکر می‌کردیم که مدت زیادی طول نمی‌کشد و چند ماه دیگر مرتب می‌شود.»
کسانی که می‌توانستند ژنراتورهای بنزینی بخرند که چهار ساعت برق تولید می‌کرد به ازای 5 یورو (4.40 پوند) سوخت، یا روی پنل‌های خورشیدی سرمایه‌گذاری کردند. کسانی که نتوانستند چوب و مقوا را بسوزانند. و 1800 کودکی که در این منطقه زندگی می کنند سازگار شدند و یاد گرفتند که تکالیف خود را با نور مشعل یا شمع یا در ماشین خانواده انجام دهند.
در طول همه‌گیری، کسانی که سعی می‌کردند با کلاس‌های آنلاین همگام شوند، از تپه‌ای که پوشش تلفن همراه در آن نیمه مناسب است، بالا رفتند. برخی دیگر از رفتن به مدرسه منصرف شدند، زیرا دیگر تحمل آزار و اذیت در مورد بهداشت خود را نداشتند.
رنج ها در داخل یا خارج از اسپانیا بی توجه نبوده است.
در دسامبر 2020، گروهی از کارشناسان سازمان ملل به دولت اسپانیا هشدار دادند که کمبود برق نه تنها حق کودکان برای داشتن مسکن مناسب را نقض می‌کند، بلکه تأثیر بسیار جدی بر حقوق آنها در مورد بهداشت، غذا، آب، بهداشت و آموزش نیز می‌گذارد. ".
آنجل گابیلوندو، وزیر آموزش سوسیالیست سابق که اکنون به عنوان بازرس عمومی اسپانیا خدمت می کند، به همان اندازه رک و پوست کنده است و آنچه را که در Canada Real اتفاق می افتد به عنوان "وضعیت اضطراری انسانی ناپایدار" توصیف می کند.
او پیچیدگی مسائل مربوط به آن، مانند برنامه ریزی طولانی مدت بسیاری از ساکنان کانادا رئال را انکار نمی کند.
گابیلوندو می‌گوید: «اما در حالی که همه چیز مهم است، صادقانه بگویم، فکر نمی‌کنم این مشکل باشد. «من فکر می‌کنم زمانی که شما در شرایط بسیار ضروری هستید، چیزی که باید فوراً آن را حل کنید تأمین [برق] است. وقتی این کار انجام شد، می‌توانید کل فرآیند اسکان مجدد و بررسی وضعیت برنامه‌ریزی را ادامه دهید. فکر نمی‌کنم هیچ بهانه‌ای برای این اتفاق وجود نداشته باشد.»
هنگامی که به زمستان نگاه می کند و حس دژاوو را همراهی می کند، یک نت از خشم در صدای او وجود دارد. گابیلوندو گفت: «موضوع این است که زمستان در راه است و زمانی که این اتفاق بیفتد، همه ما از این وضعیت ابراز تاسف خواهیم کرد. "اما ناله کردن و دلسوزی در مورد آن کافی نیست.
"ما نیاز به اقدام داریم. بیایید برق را دوباره روشن کنیم و بعد هر بحثی که مردم می خواهند داشته باشیم. اما باید به این ترتیب باشد.»
هیئت دولت مرکزی مادرید می گوید که با دولت منطقه ای و مقامات محلی مربوطه برای یافتن مسکن اجتماعی برای کسانی که می خواهند رئال کانادا را ترک کنند، کار می کند. همچنین می‌گوید که به طور منظم با سازمان‌های غیردولتی، سازمان‌های محلی – و Naturgy – صحبت می‌کند تا "در حین انجام اسکان مجدد، نیازهای ساکنان کانادا را کاهش دهد".
دولت منطقه ای کمبود مداوم نیرو در مزارع غیرقانونی شاهدانه در کانادا را مقصر دانسته است که می گوید، منابع برق را مختل کرده است.
اداره محیط زیست و مسکن آن – که تخمین می زند بیش از 3000 اتصال برق خطرناک و غیرقانونی در منطقه آسیب دیده وجود دارد – نیز می گوید که برای رفع نیازهای مردم تلاش می کند و افزود: "هرکسی که به دلیل برق مشکلی داشته باشد می تواند با مشورت شهرداری آن را حل کند. خدمات اجتماعی."
چنین کلماتی آکریکز را که از وعده های شکسته شده و بدنامی که به رئال کانادا وارد شده است، به خاطر اقدامات فروشندگان مواد مخدر که تجارت خود را در امتداد یکی از شش کیلومتری بخش او انجام می دهند، دلزده است، اطمینان نمی دهد.
چرا او فکر می‌کند که مقامات مردم عمدتاً آفریقای شمالی و کولی‌هایی را که در Canada Real زندگی می‌کنند ناکام گذاشته‌اند؟
او می گوید: «زیرا چیزی که آنها به آن اهمیت می دهند این زمین و ارزش آن است. وقتی صحبت از پروژه های بزرگ شهری به میان می آید، Cañada Real یک قطعه زمین آبدار است. اگر چند سال بعد اینجا را ترک کنم و متوجه شوم که به یک ساختمان لوکس با خانه های بزرگ تبدیل شده است، عصبانی می شوم. و همچنین این واقعیت وجود دارد که ما خارجی‌هایی هستیم که به این جامعه تعلق نداریم یا کولی‌هایی هستیم که همیشه طرد شده‌اند و انگ شده‌اند.»
او قصد ندارد خانه ای را که پدرش ساخته است، آجر به آجر، در زمینی که امروز به مبلغ 20000 یورو خریده، ترک کند. او نیز مانند بسیاری از همسایه‌هایش، می‌خواهد بماند و به او اجازه داده شود تا هزینه تامین برق خود را بپردازد و مانند هر مشتری دیگری قرارداد داشته باشد.
پنج دقیقه پیاده از خانه آکریکز، با صفحات خورشیدی و ردیفی از سیلندرهای بوتان، تعدادی از دوستان کولی او زندگی می کنند.
یولاندا و خانواده بزرگش در یک مجتمع کوچک زندگی می کنند و با جمع آوری و فروش مقوا از یک ون ترانزیت فرسوده امرار معاش می کنند. بودجه آنها به یک مولد ضعیف می رسد که احتمالاً نمی تواند نیازهای 30 نفری را که به آن وابسته هستند برآورده کند.
حتی در یک روز ملایم و اواخر سپتامبر، خانه یولاندا سرد است. دو پسر کوچک در کنار شومینه روباز در گوشه ای خود را گرم می کنند در حالی که نوه دو ماهه یولاندا روی تختی در همان نزدیکی چرت می زند.
در اتاق بعدی، پدرشوهر 62 ساله او روی تشکی روی زمین خوابیده است. نزدیک او دستگاه و ماسک آپنه خواب است که به دلیل کمبود برق نمی توان آن را به برق وصل کرد.
یولاندا، 39 ساله، می‌گوید: «فقط نمی‌دانم چگونه آن را توضیح دهم. کودک واکسینه نشده است، زیرا سرما خورده بود. بچه ها مریض هستند چون هوا خیلی گرم است یا خیلی سرد. هیچ نور و آب گرمی وجود ندارد و تنها چیزی که داریم یک شومینه است. آنها باید کاری انجام دهند. ما به نور نیاز داریم.»
مادرشوهر یولاندا، ماریا، دست‌های خام خود را دراز می‌کند و به سنگی که در آن شست‌وشوی خانواده را انجام می‌دهد و به ژنراتور بی‌فایده و نصب شده اشاره می‌کند.
او می گوید: «این جهنم است. "و اینجا اسپانیا است."

source

توسط artmisblog