دولت ها ممکن است بگویند که تمام تلاش خود را برای توقف بحران آب و هوا انجام می دهند. گرفتار آن نشوید – در این صورت ممکن است هنوز زمان داشته باشیم که اوضاع را تغییر دهیم
"آتش زدن چیزها را متوقف کنید": نه ایده عالی برای نجات سیاره
شاید این نام است که مشکل است . تغییر آب و هوا. آنقدرها هم بد به نظر نمی رسد. کلمه "تغییر" در دنیای بی قرار ما بسیار خوشایند طنین انداز است. مهم نیست چقدر خوش شانس هستیم، همیشه جایی برای امکان جذاب بهبود وجود دارد. سپس بخش "اقلیم" وجود دارد. باز هم، آنقدرها هم بد به نظر نمی رسد. اگر شما در بسیاری از کشورهای شمال جهان با انتشار بالا زندگی می کنید، ایده «آب و هوا در حال تغییر» به خوبی می تواند به عنوان مخالف ترسناک و خطرناک تفسیر شود. جهانی در حال تغییر سیاره ای در حال گرم شدن چه چیزی را دوست ندارد؟
شاید تا حدی به همین دلیل است که بسیاری از مردم هنوز تغییر آب و هوا را یک فرآیند آهسته، خطی و حتی نسبتاً بی‌ضرر می‌دانند. اما آب و هوا فقط در حال تغییر نیست. بی ثبات کننده است. داره خراب میشه الگوها و چرخه‌های طبیعی متعادل که بخش مهمی از سیستم‌هایی هستند که حیات روی زمین را حفظ می‌کنند، در حال مختل شدن هستند و عواقب آن می‌تواند فاجعه‌بار باشد. از آنجا که نقاط اوج منفی، نقاط بدون بازگشت وجود دارد. و ما دقیقا نمی دانیم چه زمانی ممکن است از آنها عبور کنیم. با این حال، چیزی که ما می دانیم این است که آنها به طرز وحشتناکی به هم نزدیک می شوند، حتی آنهایی که واقعاً بزرگ هستند. دگرگونی اغلب به آرامی شروع می شود، اما سپس شروع به تسریع می کند.
استفان رحمستورف، اقیانوس‌شناس و اقلیم‌شناس آلمانی می‌نویسد: «ما به اندازه‌ای یخ روی زمین داریم که سطح دریاها را تا ۶۵ متر افزایش دهیم – تقریباً به ارتفاع یک ساختمان ۲۰ طبقه – و در پایان آخرین عصر یخبندان، سطح آب دریاها ۱۲۰ افزایش یافت. متر در نتیجه گرمایش حدود 5 درجه سانتیگراد. در مجموع، این ارقام به ما چشم اندازی از قدرت هایی که با آنها سر و کار داریم می دهد. افزایش سطح دریا برای مدت طولانی یک سوال سانتی متر باقی نخواهد ماند.
ورقه یخ گرینلند و همچنین "یخچال های روز قیامت" در غرب قطب جنوب در حال آب شدن هستند. گزارش های اخیر حاکی از آن است که نقاط حساس این دو رویداد قبلاً پشت سر گذاشته شده است. گزارش های دیگر می گویند که آنها قریب الوقوع هستند. این بدان معناست که ممکن است قبلاً آنقدر گرمای داخلی ایجاد کرده باشیم که دیگر نمی توان فرآیند ذوب را متوقف کرد یا به آن نقطه بسیار نزدیک شده ایم. در هر صورت، ما باید هر کاری که در توان داریم انجام دهیم تا این روند را متوقف کنیم، زیرا زمانی که آن خط نامرئی رد شد، ممکن است بازگشتی وجود نداشته باشد. ما می‌توانیم سرعت آن را کم کنیم، اما زمانی که گلوله برفی به حرکت در آمد، به حرکت خود ادامه می‌دهد.
"این یک حالت عادی جدید است" عبارتی است که ما اغلب می شنویم زمانی که تغییرات سریع در الگوهای آب و هوای روزانه ما – آتش سوزی، طوفان، موج گرما، سیل، طوفان، خشکسالی و غیره – مورد بحث قرار می گیرد. این رویدادهای آب و هوایی نه تنها از نظر فراوانی در حال افزایش هستند، بلکه بیشتر و شدیدتر می شوند. به نظر می رسد آب و هوا روی استروئیدها است و بلایای طبیعی به طور فزاینده ای کمتر و کمتر طبیعی به نظر می رسند. اما این "عادی جدید" نیست. آنچه اکنون شاهد آن هستیم، تنها آغاز تغییر آب و هوا است که ناشی از انتشار گازهای گلخانه ای توسط انسان است. تاکنون، سیستم‌های طبیعی زمین به‌عنوان ضربه‌گیر عمل می‌کنند و دگرگونی‌های شگرفی را که در حال وقوع است، صاف می‌کنند. اما انعطاف‌پذیری سیاره‌ای که برای ما بسیار حیاتی بوده است، برای همیشه دوام نخواهد آورد، و به نظر می‌رسد شواهد به وضوح بیشتر و واضح‌تر نشان می‌دهند که ما وارد عصر جدیدی از تغییرات چشمگیرتر می‌شویم.
تغییرات آب و هوایی زودتر از حد انتظار به یک بحران تبدیل شده است. بسیاری از محققانی که با آنها صحبت کرده‌ام گفته‌اند که از مشاهده سرعت افزایش آن شوکه شده‌اند. اما از آنجایی که علم در مورد پیش‌بینی بسیار محتاط است، شاید این موضوع جای تعجب زیادی نداشته باشد. با این حال، یکی از نتایج این امر این است که افراد بسیار کمی می‌دانستند وقتی علائم در سال‌های اخیر آشکار شد، چگونه واکنش نشان دهند. و تعداد کمتری هنوز برنامه ریزی کرده بودند که چگونه با آنچه در حال رخ دادن است ارتباط برقرار کنند. به نظر می رسد اکثریت قریب به اتفاق مردم برای سناریوی متفاوت و کمتر فوری آماده می شدند. بحرانی که چندین دهه در آینده رخ خواهد داد. و هنوز ما اینجاییم. بحران اقلیمی و زیست محیطی در آینده ای دور اتفاق نمی افتد. همین الان و اینجا داره اتفاق میفته
اگر همه مانند ما در سوئد زندگی می‌کردند، برای حفظ خود به منابع 4.2 سیاره زمین نیاز داریم. و اهداف اقلیمی تعیین شده در توافق پاریس فقط یک خاطره بسیار دور خواهد بود – آستانه ای که ما سال ها پیش از آن عبور می کردیم. این واقعیت که 3 میلیارد نفر بر اساس سرانه سالانه انرژی کمتری نسبت به یک یخچال استاندارد آمریکایی مصرف می کنند، به شما این ایده را می دهد که در حال حاضر چقدر از عدالت جهانی و عدالت اقلیمی فاصله داریم.
بحران آب و هوا چیزی نیست که «ما» ایجاد کرده باشیم. جهان بینی که تا حد زیادی بر دیدگاه استکهلم، برلین، لندن، مادرید، نیویورک، تورنتو، لس آنجلس، سیدنی یا اوکلند غالب است در بمبئی، نگرولمود ، مانیل، نایروبی، لاگوس، لیما یا سانتیاگو چندان رایج نیست. مردم بخش‌هایی از جهان که بیشترین مسئولیت را برای این بحران دارند باید بدانند که دیدگاه‌های دیگری وجود دارد و باید شروع به گوش دادن به آنها کنند. زیرا وقتی صحبت از بحران آب و هوا و اکولوژیکی می شود – درست مانند بسیاری از مسائل دیگر – بسیاری از مردمی که در اقتصادهای غنی زندگی می کنند هنوز طوری رفتار می کنند که گویی بر جهان حکومت می کنند. با استفاده از بقایای بودجه کربن ما – حداکثر مقدار CO 2 که می توانیم مجموعاً منتشر کنیم تا به جهان شانس 67٪ برای ماندن زیر 1.5 درجه سانتیگراد افزایش دمای جهانی بدهیم – شمال جهانی آینده و همچنین حال را می دزدد. . این کشور نه تنها از فرزندان خود، بلکه مهمتر از همه، از کسانی که در آسیب دیده ترین نقاط جهان زندگی می کنند، دزدی می کند، بسیاری از آنها هنوز بسیاری از اساسی ترین زیرساخت های مدرن را که دیگران بدیهی می دانند، ایجاد نکرده اند. و هنوز این دزدی عمیقا غیر اخلاقی حتی در گفتمان کشورهای به اصطلاح توسعه یافته وجود ندارد.
نجات جهان داوطلبانه است. شما مطمئناً می‌توانید از منظر اخلاقی علیه این بیانیه استدلال کنید، اما واقعیت همچنان باقی است: هیچ قانون یا محدودیتی وجود ندارد که کسی را مجبور به انجام اقدامات لازم برای حفظ شرایط زندگی آینده ما در سیاره زمین کند. این از بسیاری از منظرها دردسرساز است، نه تنها به این دلیل که – همانقدر که من از اعتراف آن متنفرم – بیانسه اشتباه می کرد. این دختران نیستند که دنیا را اداره می کنند. این توسط سیاستمداران، شرکت ها و منافع مالی اداره می شود – که عمدتاً توسط مردان سفیدپوست، ممتاز، میانسال و غیر مستقیم نمایندگی می شود. و معلوم شد که اکثر آنها به شدت برای این کار مناسب نیستند. این ممکن است تعجب بزرگی نداشته باشد. به هر حال، هدف یک شرکت نجات دنیا نیست، بلکه کسب سود است. یا بهتر است بگوییم که برای راضی نگه داشتن سهامداران و منافع بازار تا جایی که ممکن است سود می برد.
این ما را با رهبران سیاسی خود رها می کند. آنها فرصت های بسیار خوبی برای بهبود اوضاع دارند، اما معلوم می شود که نجات جهان نیز اولویت اصلی آنها نیست.
رویکرد به مسائل اقلیمی و بحران اکولوژیکی ناگزیر مستلزم مواجهه با پرسش‌های ناراحت‌کننده متعدد است. به وضوح در لیست آرزوهای هیچ سیاستمداری قرار گرفتن در نقش کسی که حقیقت ناخوشایند را می گوید، و در نتیجه به خطر انداختن محبوبیت خود، نیست. بنابراین آن‌ها سعی می‌کنند تا زمانی که دیگر مطلقاً نتوانند از آن اجتناب کنند، از موضوع دور بمانند – سپس به تاکتیک‌های ارتباطی و روابط عمومی روی می‌آورند تا به نظر برسد که اقدام واقعی در حال انجام است ، در حالی که در واقع دقیقاً برعکس اتفاق می‌افتد.

شستشوی سبز نوعی چرخش بازاریابی است که در آن شرکت‌ها مردم را متقاعد می‌کنند که محصولات، اهداف و سیاست‌هایشان سازگار با محیط زیست هستند. این اصطلاح توسط محیط بان Jay Westerveld در سال 1986 ابداع شد تا به رویه شرکتی مبنی بر ادعای پایداری برای پوشش یک سابقه زیست محیطی مشکوک اشاره کند.
هدف مطلق انتشار گازهای گلخانه ای کاهش آلودگی کلی آب و هوا به میزان مشخصی است.
هدف خالص صفر به معنای خنثی کردن همه انتشار گازهای گلخانه ای با جذب آنها، کاشت درخت برای جذب آنها یا پرداخت هزینه برای توسعه انرژی پاک است.
کاهش شدت به دنبال کاهش میزان انتشار گازهای گلخانه ای گرمایش سیاره است که هر واحد انرژی تولید شده را همراهی می کند.
برای من هیچ لذتی ندارد که مدام مزخرفات رهبران به اصطلاح خود را به زبان بیاورم. من می خواهم باور کنم که مردم خوب هستند. اما واقعاً به نظر می رسد که پایانی برای این بازی های بدبینانه وجود ندارد. اگر هدف شما به‌عنوان یک سیاستمدار واقعاً این است که روی بحران آب‌وهوایی اقدام کنید، پس مطمئناً اولین قدم شما جمع‌آوری ارقام دقیق برای انتشار گازهای گلخانه‌ای واقعی ما خواهد بود تا یک نمای کلی از مشکل به دست آورید و از آنجا شروع به جستجوی راه‌حل‌های واقعی کنید؟ این همچنین به شما یک ایده تقریبی از تغییرات مورد نیاز، مقیاس آنها و سرعت اجرای آنها می دهد. با این حال، هیچ یک از رهبران جهانی این کار را انجام نداده اند – یا حتی پیشنهاد نکرده اند. یا، تا آنجا که من می دانم، توسط هر یک از سیاستمداران.
روزنامه‌نگار الکساندرا اوریسمان اتو توضیح می‌دهد که چگونه شروع به تحقیق در مورد سیاست‌های آب و هوایی سوئد کرد و متوجه شد که تنها یک سوم از انتشار واقعی گازهای گلخانه‌ای ما در اهداف آب و هوایی و آمار رسمی ملی گنجانده شده است. بقیه یا برون سپاری شدند یا در خلأهای چارچوب های حسابداری بین المللی آب و هوا پنهان شدند. بنابراین، هر زمان که بحران آب و هوا در کشور مادری "پیشرو" من مورد بحث قرار می گیرد، ما به راحتی دو سوم مشکل را کنار می گذاریم. تحقیقات واشنگتن پست در نوامبر 2021 نشان داد که این پدیده منحصر به فرد سوئد نیست. اگرچه ارقام در هر مورد متفاوت است، اما این روند و ذهنیت کلی تلاش برای جارو کردن همه چیز زیر فرش و سرزنش دیگران یک هنجار بین المللی است.
بنابراین وقتی سیاستمداران ما می گویند ما باید بحران آب و هوا را حل کنیم، همه باید از آنها بپرسیم که منظورشان کدام بحران اقلیمی است. آیا بحرانی است که همه انتشارات ما را در بر می گیرد یا بحرانی که فقط بخشی از آنها را در خود دارد؟ وقتی سیاستمداران پا را فراتر می گذارند و جنبش اقلیم را متهم می کنند که هیچ راه حلی برای مشکلات ما ارائه نمی دهد، باید از آنها بپرسیم که از چه مشکلاتی صحبت می کنند. آیا این مشکل ناشی از همه انتشارات ما است یا فقط آنهایی که نتوانسته اند برون سپاری کنند یا در آمار پنهان کنند؟ زیرا اینها مسائل کاملاً متفاوتی هستند.
برای شروع رویارویی با این وضعیت اضطراری چیزهای زیادی لازم است – اما مهمتر از همه، صداقت، صداقت و شجاعت لازم است. هر چه مدت بیشتری منتظر شروع اقدامات لازم برای همسویی با اهداف بین المللی خود باشیم، رسیدن به آنها سخت تر و پرهزینه تر خواهد بود. انفعال امروز و دیروز را باید در زمان پیش رو جبران کرد.
برای اینکه ما حتی شانس کمی برای جلوگیری از ایجاد واکنش های زنجیره ای برگشت ناپذیر بسیار فراتر از کنترل انسان داشته باشیم، به کاهش شدید، فوری و گسترده در منبع نیاز داریم. وقتی وان حمام شما در شرف سرریز شدن است، به دنبال سطل نمی‌گردید یا شروع به پوشاندن کف با حوله نمی‌کنید – با بستن شیر شروع می‌کنید، در اسرع وقت که ممکن است. رها کردن آب به معنای نادیده گرفتن یا انکار مشکل، به تأخیر انداختن انجام هر کاری برای حل آن و کم اهمیت جلوه دادن عواقب آن است.
سیاستمداران ما برای شروع اقدام نیازی به انتظار شخص دیگری ندارند. آنها نیازی به کنفرانس ها، معاهدات، موافقت نامه های بین المللی یا فشار خارجی ندارند. آنها می توانند بلافاصله شروع کنند. آن‌ها همچنین فرصت‌های بی‌پایانی برای صحبت و ارسال پیامی روشن در مورد این واقعیت دارند که ما باید جوامع خود را اساساً تغییر دهیم. و با این حال، به استثنای بسیار کمی، آنها به طور فعال تصمیم نمی گیرند. این یک تصمیم اخلاقی است که نه تنها در آینده برای آنها گران تمام می شود، بلکه کل سیاره زنده را در معرض خطر قرار می دهد.
برای شنبه داخلی ثبت نام کنید
تنها راه برای دیدن پشت صحنه مجله جدید ما، شنبه. برای دریافت داستان داخلی از نویسندگان برتر ما و همچنین تمام مقالات و ستون‌های ضروری که هر آخر هفته در صندوق پستی شما ارسال می‌شوند، ثبت‌نام کنید.
بر اساس گزارش شکاف انتشار سازمان ملل متحد، تولید سوخت فسیلی برنامه ریزی شده جهان تا سال 2030 بیش از دو برابر مقداری خواهد بود که با حفظ هدف 1.5 درجه سانتیگراد مطابقت دارد. این روشی است که علم به ما می گوید که ما دیگر نمی توانیم بدون تغییر سیستم به اهداف خود برسیم. زیرا رسیدن به اهداف ما به معنای واقعی کلمه مستلزم پاره کردن قراردادها، معاملات معتبر و توافقات در مقیاسی غیرقابل تصور است. البته این باید بر هر ساعت از خوراک خبری روزمره، هر بحث سیاسی، هر جلسه تجاری و هر وجب از زندگی روزمره ما مسلط باشد. اما این چیزی نیست که اتفاق می افتد.
رسانه ها و رهبران سیاسی ما این فرصت را دارند که اقدامات فوری و شدید انجام دهند، و با این حال آنها تصمیم نمی گیرند. شاید به این دلیل است که آنها هنوز در انکار هستند. شاید به این دلیل است که آنها اهمیتی نمی دهند. شاید به این دلیل است که آنها بی اطلاع هستند. شاید به این دلیل است که آنها بیشتر از راه حل ها می ترسند تا از خود مشکل. شاید به این دلیل است که آنها از ایجاد ناآرامی اجتماعی می ترسند. شاید می ترسند محبوبیت خود را از دست بدهند. شاید آنها به سادگی وارد سیاست یا روزنامه‌نگاری نشده‌اند تا سیستمی را که به آن باور دارند، ریشه کن کنند – نظامی که عمر خود را صرف دفاع از آن کرده‌اند. یا شاید دلیل بی عملی آنها آمیزه ای از همه این موارد باشد.
ما نمی توانیم در سیستم اقتصادی امروز به طور پایدار زندگی کنیم. با این حال این همان چیزی است که مدام به ما گفته می شود که می توانیم انجام دهیم. ما می‌توانیم ماشین‌های پایدار بخریم، در بزرگراه‌های پایدار، با انرژی نفت پایدار، سفر کنیم. ما می‌توانیم گوشت پایدار بخوریم و نوشابه‌های غیرالکلی پایدار را از بطری‌های پلاستیکی پایدار بنوشیم. ما می توانیم مد سریع پایدار بخریم و با استفاده از سوخت های پایدار با هواپیماهای پایدار پرواز کنیم. و البته، ما به اهداف کوتاه مدت و بلندمدت اقلیمی پایدار خود نیز بدون کوچکترین تلاشی دست خواهیم یافت.
"چطور؟" ممکن است بپرسید وقتی ما هنوز هیچ راه حل فنی که بتواند این بحران را به تنهایی رفع کند، نداریم و گزینه توقف انجام کارها از دیدگاه اقتصادی کنونی ما غیرقابل قبول است، چگونه می تواند امکان پذیر باشد؟ چه کاری میخواهیم انجام دهیم؟ خب، پاسخ مثل همیشه است: ما تقلب می کنیم. ما از تمام آن حفره ها و تمام حسابداری خلاقانه ای که از اولین کنفرانس طرفین، یعنی Cop1 در سال 1995 در برلین، در چارچوب های آب و هوایی خود ایجاد کرده ایم، استفاده خواهیم کرد. ما انتشار گازهای گلخانه ای خود را به همراه کارخانه های خود برون سپاری می کنیم، از دستکاری خط پایه استفاده می کنیم و زمانی که به بهترین وجه مناسب ما باشد شروع به شمارش کاهش انتشار خود خواهیم کرد. ما درختان، جنگل ها و زیست توده را می سوزانیم، زیرا این موارد از آمار رسمی حذف شده اند. ما چندین دهه انتشار گازهای گلخانه ای را در زیرساخت های گاز فسیلی محبوس خواهیم کرد و آن را گاز طبیعی سبز می نامیم. و سپس بقیه را با پروژه های جنگل کاری مبهم جبران می کنیم – درختانی که ممکن است در اثر بیماری یا آتش سوزی از بین بروند – در حالی که به طور همزمان آخرین جنگل های قدیمی خود را با سرعت بسیار بالاتر قطع می کنیم.
اشتباه نکنید کاشت درختان مناسب در خاک مناسب کار بسیار خوبی است. در نهایت دی اکسید کربن را از اتمسفر جدا می کند و ما باید هر جا که برای خاک مناسب است و برای افرادی که در آنجا زندگی می کنند و از آن زمین مراقبت می کنند، این کار را انجام دهیم. اما جنگل کاری را نباید با جبران یا جبران آب و هوا اشتباه گرفت، زیرا این چیزی کاملاً متفاوت است. می بینید، مشکل اصلی این است که ما در حال حاضر حداقل 40 سال انتشار دی اکسید کربن برای "جبران" داریم. همه چیز در آن بالا، در جو است، و این همان جایی است که احتمالا برای قرن های آینده باقی خواهد ماند. این دی‌اکسید کربن تاریخی همان چیزی است که در پروژه‌های مختلف مانند کاشت درختان، باید روی آن تمرکز کنیم. اما تعدیل کردن، همانطور که ما آن را تصور کرده‌ایم، برای انجام این کار نیست. هرگز برای ما ساخته نشد که آشفتگی خود را پاک کنیم. اغلب اوقات از آن به عنوان بهانه ای برای ادامه انتشار CO 2 استفاده می شود، کسب و کار را به طور معمول حفظ می کنیم و در عین حال سیگنالی ارسال می کنیم که راه حلی داریم و بنابراین نیازی به تغییر نداریم.
کلمات مهم هستند و آنها علیه ما استفاده می شوند. اینها دروغ است. دروغ های خطرناکی که باعث تاخیر بیشتر و فاجعه آمیز می شود. پیش‌بینی‌های سازمان ملل به این نتیجه می‌رسد که انتظار می‌رود انتشار CO 2 ما تا سال 2030 تا 16 درصد دیگر افزایش یابد. زمانی که برای جلوگیری از ایجاد فجایع آب و هوایی فزاینده در بسیاری از نقاط جهان باقی مانده است، به سرعت در حال پایان است.
ما در حال حاضر در مسیر رسیدن به جهانی 3.2 درجه سانتیگراد گرمتر تا پایان قرن هستیم – و این در صورتی است که کشورها تمام سیاست‌های خود را اجرا کنند، سیاست‌هایی که اغلب بر اساس اعداد ناقص و کمتر گزارش‌شده است. اما در بسیاری از موارد آنها حتی به انجام این کار نزدیک نیستند. به نقل از آنتونیو گوترش ، دبیرکل سازمان ملل در پاییز 2021، ما ظاهرا سال نوری تا رسیدن به اهداف اقدام اقلیمی خود فاصله داریم. – تعهدات و تعهدات الزام آور بیایید بگوییم که آنقدرها هم تاثیرگذار یا قانع کننده نیست.
حتی اگر همه برنامه‌های اقدام اقلیمی خود را اجرا کنیم، باز هم در مشکل خواهیم بود. صفر خالص تا سال 2050 خیلی کم است، خیلی دیر. خیلی در خطر است که بتوانیم سرنوشت خود را به دست فناوری های توسعه نیافته بسپاریم . ما به صفر واقعی نیاز داریم. و ما به صداقت نیاز داریم. حداقل، ما به رهبران خود نیاز داریم که همه گازهای گلخانه ای واقعی ما را در اهداف، آمار و سیاست های ما لحاظ کنند. قبل از اینکه آنها این کار را انجام دهند، هرگونه اشاره به اهداف مبهم و آینده چیزی جز اتلاف وقت نیست. می گویند نباید بگذاریم کامل دشمن خوبی ها باشد. اما وقتی «خوب» نه تنها ما را ایمن نمی‌کند، بلکه آنقدر از آنچه لازم است دور است، دقیقاً چه می‌کنیم که می‌توان آن را فقط به عنوان مواد کمدی توصیف کرد. کمدی بسیار تاریک، اما همچنان.
آنها می گویند ما باید بتوانیم مصالحه کنیم. گویی توافق پاریس از قبل بزرگترین سازش جهان نبوده است. مصالحه‌ای که قبلاً رنج غیرقابل تصوری را برای مردم و مناطق آسیب‌دیده به همراه داشته است. من می گویم: "دیگر نه." من می گویم: "در موضع خود بایستید." رهبران ما هنوز فکر می کنند که می توانند با فیزیک چانه بزنند و با قوانین طبیعت مذاکره کنند. آنها به زبان دلار آمریکا و اقتصاد کوتاه مدت با گل ها و جنگل ها صحبت می کنند. آنها گزارش درآمد سه ماهه خود را برای تحت تاثیر قرار دادن حیوانات وحشی نگه می دارند. آنها مانند احمق ها برای امواج اقیانوس تحلیل بورس را می خوانند.
به یک پرتگاه نزدیک می شویم . و من قویاً پیشنهاد می کنم که کسانی از ما که هنوز از حواس خود سبز نشده ایم، موضع خود را حفظ کنیم. اجازه ندهید آنها ما را یک اینچ دیگر به لبه نزدیکتر کنند. نه یک اینچ درست اینجا، همین الان، جایی است که ما خط می کشیم.
این یک عصاره ویرایش شده از کتاب آب و هوا است که توسط گرتا تونبرگ ایجاد شده و در 27 اکتبر توسط آلن لین (25 پوند) منتشر شده است. برای حمایت از Guardian و Observer، نسخه خود را از guardianbookshop.com خریداری کنید. هزینه های تحویل ممکن است اعمال شود

source

توسط artmisblog