کتاب مورد انتظار خبرنگار نیویورک تایمز در مورد رئیس جمهور سابق آمریکا به طرز کوبنده ای ترکیب سمی خودپرستی، تعصب و توهم پشت ظهور بدبینانه او را افشا می کند.
داونالد ترامپ همیشه به طور متناوب بین خرخر کردن خبرنگاران و حنایی کردن برای آنها تناوب داشته است. او در طول مدت حضورش در کاخ سفید، مگی هابرمن را به عنوان یک آدم کش درجه سه یا «هیلاری فریبکار» بدنام کرد و سعی کرد تلفن او را هک کند تا منابع افشاگری های او در نیویورک تایمز را کشف کند. او یک بار عکسی از او در توییتر منتشر کرد. هر وقت او را در CNN می دید به مشخصات لکه دار او تمسخر می کرد. خصومت او، به نظر هابرمن، به یک «تثبیت» تبدیل شد. با این حال، اگرچه ترامپ می‌دانست که او در حال نوشتن کتابی درباره رفتار نادان، بی‌کفایت و اغلب دیوانه‌کننده‌اش به‌عنوان رئیس‌جمهور است، او را در کلوب کشورش در فلوریدا خوشامد گفت و در آخرین مصاحبه‌شان به دستیارانش گفت: «من دوست دارم با او باشم، او مانند روان‌پزشک من است. "
هابرمن این قدردانی را رد می‌کند، سپس می‌گوید که ترامپ «با همه طوری رفتار می‌کند که انگار روان‌پزشکان او هستند». او به این امید که دیگران بتوانند «پیشنهاد کنند که چرا او کاری را انجام می‌داد»، تجربیات خود را تخلیه می‌کند. در حالی که او در سمت ریاست جمهوری بود، "روزها اخبار را تنها بر اساس واکنش او به مردمی که به او واکنش نشان می دادند، منتشر کرد". تفاوت اساسی با یک جلسه درمانی این است که این بیمار مستعد کج خلقی امیدی به درمان ندارد. در عوض، هدف او ابهام کردن و با شانس، دیوانه کردن جهان است. کاخ سفید در دوران اشغال ترامپ، گهواره ای بود برای هیولایی که فروید از نظر ذهنی کوتاه می آمد به نام «اعلیحضرت فرزند» و مقامات کابینه روزهای خود را با آویزان کردن اشیاء براق می گذراندند تا حواس او را پرت کنند، زیرا او «درباره موضوعات مختلف صحبت می کرد و تکه هایی از مکالمه را در مورد چیزهایی که او تعقیب می کرد. از تلویزیون شنیدم. کتاب هابرمن پر از نمونه‌هایی است که قبل از انتشار به طور جامع به مطبوعات درز کرده است، اما چیزی که آن را از رقابت متمایز می‌کند، درک آن در مورد شخصیت ترامپ و روشی است که شرارت‌های خصوصی او به تهدید عمومی تبدیل شده است.
هابرمن که به عنوان یک شرینک آزار دیده کار می کند، به طور تشخیصی زندگی اولیه ترامپ را مرور می کند، زمانی که شیدایی ها و خود توهمات او از قبل آشکارا مشهود بود. مربی او روی کوهن ، یک وکیل فاسد و منحرف با چهره ای زخمی و عادت به لیسیدن لذیذ لب هایش در حین فحش دادن، کاربرد «تروریسم عاطفی» را به او آموخت. ترامپ در طی سال‌هایی که به عنوان توسعه‌دهنده املاک در نیویورک با اراذل و اوباش مافیا و کارفرمایان سیاسی مذاکره می‌کرد، ترفندهایی را ابداع کرد که از آن زمان تاکنون در خدمت او بوده است: دروغ‌گویی وقیحانه، خشم نمایشی، توطئه‌های آشفته‌ای که متحدان را با یکدیگر در تضاد قرار می‌دهد. این تاکتیک ها مهارت بازی او را آشکار می کند، زیرا قدرت برای او به معنای بازی بدون مانع است که با بلوف های دو و سه گانه ادامه می یابد. از این رو، ادعای فعلی او، پس از حمله اف‌بی‌آی به باشگاه کشورش برای بازیابی کارتن‌های اسرار هسته‌ای قاچاقی که در آنجا پنهان شده بود ، مبنی بر اینکه او می‌تواند این اسناد را صرفاً با تصور اینکه این کار را انجام داده است، از حالت طبقه‌بندی خارج کند .
ثروت افسانه‌ای و احتمالاً افسانه‌ای ترامپ نیز بیشتر از صفرهای تصادفی در سر او نمی‌شود: او در سال 1991 اعتراف کرد که دارایی خالص او «با نگرش‌ها و احساسات، حتی احساسات خودم، در نوسان است»، زیرا میلیاردها دلار صرفاً «پیش‌بینی ذهنی» هستند. ". این مرد با اعتماد به نفس، مکنده ها را به چالش می کشد تا به او ایمان بیاورند یا به او رای بدهند و زمانی که آنها به اندازه کافی کم رنگ هستند، آنها را مسخره می کند. او به مشتریانی که چک های رفاهی خود را در کازینوی آتلانتیک سیتی هدر دادند، به تمسخر گفت: «به آن بازندگان نگاه کنید» – اگرچه خود ترامپ، که توسط این سرمایه گذاری بد مدیریت ورشکسته شده بود، بازنده نهایی بود. او اغلب در حالی که در راهپیمایی های انتخاباتی خود در تحسین و ستایش اوباش غمگین می شد، زمزمه می کرد.
هابرمن استدلال می کند که ترامپ در «حال ابدی» زندگی می کند، به همین دلیل است که در کاخ سفید او هیچ کس برنامه ریزی بلندمدتی انجام نداد. اما او همچنین اسیر «گذشته ابدی» از کینه ها و نارضایتی ها است که در حمله به کسانی که ظاهراً او را نادیده گرفته اند، دوباره به تصویر کشیده شده است. باراک اوباما که به او حسادت می‌ورزید و در نتیجه او را تحقیر می‌کرد، در مراسمی بهداشتی جن‌زده شد: ترامپ توالت اتاق بیضی‌شکل را جایگزین کرد، زیرا هابرمن مظنون است که از سپردن الاغ خود به صندلی مورد استفاده «سلف سیاه‌پوست» خودداری کرد. در موارد دیگر او به شدت سادیست یا شیطانی به نظر می رسد. او می خواست که دیوار مرزی تصوری اش که به رنگ مشکی است، گرمای خورشید را جذب و منعکس کند تا پوست مهاجران هنگام لمس آن بسوزد و تاول بزند. هیتلر، او در جریان سفر ریاست جمهوری به اروپا اعلام کرد، " خیلی کارهای خوب انجام داد ".
با وجود همه جنگ طلبی ترامپ، از نظر هابرمن، او همچنان شکننده و ترسناک است. او پیشخدمت‌های کاخ سفید را فرستاد تا بیگ‌مک‌ها را برای شام بیاورند، زیرا رستوران‌های فست‌فود نمی‌دانستند چه کسی را سرو می‌کنند و بنابراین کمتر احتمال داشت که او را مسموم کنند. در دهه 1980، او از مدل هایی که با او ملاقات می کرد خواسته بود قبل از اینکه با آنها رابطه جنسی برقرار کند، آزمایش ایدز را انجام دهند. او هنوز دستانش را با دستمال‌های ضدعفونی‌کننده‌ای که برای استفاده روی سطوح غیر متخلخل استفاده می‌شود، می‌مالد (که ممکن است تنها علامت احساس گناه باشد که تا به حال نشان داده است). در کوچک‌ترین فوبیاهای خشمگین او، مانند اینها، به غرور گیج‌آلود تبدیل می‌شود. در فرانسه در سال 2018 ترامپ بازدید از قبرستان کشته شدگان جنگ آمریکایی را با تغییر آب و هوا لغو کرد : او توضیح داد که نمی خواهد موهایش را زیر باران خیس کند. در اولین سخنرانی تلویزیونی خود در مورد کووید-19، چشم انداز یک طاعون قریب الوقوع برای او اهمیت کمتری داشت تا "لکه ای قابل مشاهده روی پیراهن سفیدش" که درست قبل از شروع پخش زنده متوجه آن شد. او همه گیری را به عنوان یک امر جزئی شخصی تلقی کرد: سخنان دلخراش او در طول آن دو سال وحشتناک این بود: "باور می کنی این اتفاق برای من می افتد؟"
هابرمن نتیجه‌گیری می‌کند که ترامپ از دولت به‌عنوان توسعه‌ای برای خود استفاده کرد و با آن به‌عنوان یک شرکت خصوصی رفتار کرد که به اشتهای او خدمت کرد، مخالفانش را تهدید کرد و شرکت خانوادگی‌اش را ثروتمند کرد. حتی مخرب تر، او با تبدیل نفرت به «یک خیر مدنی» «عصر جدیدی از رفتار را آغاز کرد». اگرچه او با نام بردن از دوران کودکی شروع کرد، اما سرخوردگی فراتر از لفاظی ها پیش رفت و او دیگر به خود زحمت نمی دهد که درخواست های خود را برای شبه نظامیانی مانند پسران مغرور و نگهبانان سوگند تعریف کند. این همه در یک زمان هشدار دهنده و پوچ است، به وجد آمده از قریب الوقوع یک آخرالزمان تماشایی. همانطور که هابرمن می‌گوید، نمایش ترامپ دارای یک موسیقی هیجان‌انگیز روان‌شناختی و آهنگ خنده کمدی است که همزمان پخش می‌شود. این راهی است که جهان به پایان می رسد، هم با صدای بلند و هم با گاف توخالی و بدبینانه.
مرد اعتماد به نفس: ساخت دونالد ترامپ و شکستن آمریکا اثر مگی هابرمن توسط مادلرک (25 پوند) منتشر شده است. برای حمایت از Guardian و Observer نسخه خود را در guardianbookshop.com سفارش دهید. هزینه های تحویل ممکن است اعمال شود

source

توسط artmisblog