در پی کارناوال خودخوار آدمخوارها، فاجعه بارترین کنفرانس محافظه کاران که هر کسی می تواند به خاطر بسپارد، پارلمان این هفته دوباره تشکیل جلسه خواهد داد. سپس بازی های تاریک سرگرم کننده و غم انگیز واقعاً آغاز خواهند شد.
بر روی کاغذ، لیز تراس دارای اکثریت 71 کامان است. در عمل، او یک نخست وزیر با اکثریت کمتر از صفر است. ما در واقع پارلمان معلقی داریم که در آن فراکسیون تراس حتی بزرگترین حزب نیست. خبر خوب این است که او به سادگی اعداد و ارقامی برای اجرای ایده های دیوانه وار خود را ندارد. خبر بد این است که ما دوره ای از شرایط اضطراری متعدد را با یک دولت ناکارآمد که برای انجام کارهای زیادی تلاش می کند، تحمل خواهیم کرد.
او و صدراعظمش از تلاش خود برای لغو بالاترین نرخ مالیات دست نکشیدند، زیرا نوعی "کودتا" وجود داشت، ادعای مضحک سوئلا براورمن . آن‌ها مجبور شدند به آن چرخش لاستیک‌کننده‌ای بروند، زیرا دادن بیشتر به کسانی که در میانه‌ی بحران هزینه‌های زندگی چیزهای زیادی دارند، مورد نفرت مردم بود و قرار نبود از مجلس عبور کند.
این معکوس کمی بازارهای مالی را آرام کرد و باعث شورش نمایندگان محافظه‌کار شد، اما موقعیت نخست‌وزیر و صدراعظم او را نیز ضعیف‌تر کرد. آن دسته از محافظه‌کارانی که در امواج رادیویی جرأت کردند و برای لغو نرخ بالاتر بحث کردند، به شدت احمق هستند. حتی وفاداران باقیمانده نیز تمایل کمتری خواهند داشت تا در آینده به عنوان سپر انسانی برای زوج بد ستاره داونینگ استریت عمل کنند. همانطور که یکی از رهبران سابق حزب محافظه‌کار می‌گوید: «اگر دولت بخواهد برگردد، هیچ‌کس نمی‌خواهد از همه چیز دفاع کند.»
شورشیان پس از چشیدن طعم خون نخست وزیر و صدراعظم، اکنون شروع به سازماندهی علیه تلاش خزانه داری برای کاهش واقعی رفاه کرده اند. ما به مرحله سورئال انفجار حزب محافظه‌کار رسیده‌ایم، زمانی که نادین دوریس خود را واجد شرایط می‌داند تا به بریدگی‌های «بی‌رحمانه» حمله کند و خانم تراس را به خاطر «چوغ زدن به سمت راست » مورد انتقاد قرار دهد.
حتی قبل از برگزاری کنفرانس درگیری های داخلی، موقعیت رهبر محافظه کار شکنندگی اساسی داشت. این به شیوه‌ی هولناکی است که او در آن مقام نخست‌وزیری را به دست آورد و رفتار فاجعه‌بارش در دفتر. هرگز فراموش نکنید که او در اولین رای گیری رهبری فقط 50 رای به خود اختصاص داد، به این معنی که 305 نماینده محافظه کار فکر می کردند شخص دیگری کار بهتری انجام می دهد، قضاوتی که از آن زمان با تایید فراوان پاداش داده شده است. او تا دور آخر وارد دو مرحله آخر نشد و سپس کمتر از یک سوم همکارانش از آن حمایت کردند.
در این زمینه، خانم تراس عاقلانه عمل می‌کرد که با ظرافت در قبال نمایندگان محافظه‌کار عمل کند و در مورد آنچه که تلاش می‌کرد از طریق پارلمان ارائه دهد محتاط بود و در عین حال اذعان داشت که کشور هیچ حرفی در ارتقای او ندارد. او در عوض به گونه‌ای رفتار کرده است که نشان می‌دهد در مورد عدم حمایت از خود بی‌توجه بوده یا متکبرانه بی‌توجه بوده است. او طوری رفتار می‌کند که گویی در یک انتخابات عمومی از مانیفست آزادیخواهانه‌اش حمایت می‌کند، زمانی که در واقع توسط فعالان محافظه‌کار بر خلاف میل اکثر نمایندگان مجلسش و بدون هیچ گونه مجوزی از سوی مردم نصب شد.
دو منبع بالقوه رستگاری برای نخست وزیری در چنین موقعیت پرمخاطره پارلمانی وجود دارد. یکی محبوب بودن است. اکثر نمایندگان حزب محافظه کار هرگز به سلف خانم تراس اعتماد چندانی نداشتند، اما آنها برای مدتی طولانی به او علاقه داشتند زیرا فکر می کردند او می داند چگونه آرا را جمع کند. تنها زمانی که غیرقابل انکار بود که او با رای دهندگان مسموم شده بود، آنها اقدام به حذف او کردند. عموم مردم هرگز مشتاق نبودند که با خانم تراس ارتباط برقرار کنند و در حال حاضر خواهان طلاق هستند. هرگز در عرصه سیاست بریتانیا، رهبری در چنین مدت کوتاهی تا این حد حیرت آور منفور نشده است. محبوبیت او به کمتر از ترزا می درست قبل از استعفا و پایین تر از محبوبیت بوریس جانسون درست قبل از اخراج از داونینگ استریت کاهش یافته است. او تبدیل به آرسنیک انتخاباتی آهسته برای محافظه‌کاران شد. او سیانور انتخاباتی فوری است.
راه حل احتمالی دیگر برای رهبری در موقعیت شکننده، تشکیل دولتی است که نمایندگان جناح های دیگر را در آغوش بگیرد. مارگارت تاچر و تونی بلر، هر دو نخست‌وزیر بسیار قوی‌تر، مراقب بودند که تمام سنت‌های مهم حزب مربوطه را در دولت‌های خود بگنجانند. لیدی تاچر یک ملت محافظه‌کار مانند ویلی وایتلاو و کن کلارک را در اطراف میز بالا داشت. کابینه سر تونی شامل جان پرسکات به عنوان معاون او و دیگر چهره های غیرجدید حزب کارگر بود.
خانم تراس به جای تشکیل کابینه وسیع کلیسا، کاهن اعظم یک فرقه باریک است. او تقریباً همه کسانی را که در تیمش نبودند، پاکسازی کرد، به ویژه هرکسی که با ریشی سوناک، گزینه محبوب‌تر در میان نمایندگان محافظه‌کار مرتبط بود. او کابینه را مملو از دوستان نزدیک، دوستان ایدئولوژیک، راست‌گرایان سخت‌گیر که به آنها بدهی‌های مبارزاتی داشت و برخی جانسونی‌ها را پر کرد تا آنها را در کنار خود نگه دارد. یکی از مقامات ارشد محافظه‌کار می‌گوید: «من می‌گفتم کابینه بوریس از زمان جنگ جهانی دوم بدترین کابینه بود. "مال او بدتر است."
پس از تمام اشتباهات اجباری دو هفته گذشته، حمایتی که او در میان نمایندگان محافظه کار داشت در حال از بین رفتن است. یکی از وزیران سابق کابینه محافظه‌کاران می‌گوید: «حدس من این است که او نیمی از کسانی را که در دور نهایی به او رای داده‌اند، از دست داده است. بنابراین، در بهترین حالت، او تنها از حمایت یک ششم حزب پارلمان برخوردار است.»
حتی کابینت کارائوکه او هم نمی تواند آهنگ بخواند. اگرچه وزرای ارشد به سختی یک ماه در پست خود هستند، اما در حال حاضر مانند عقرب در بطری می جنگند. این کنفرانس جشنواره اتحاد حول یک رهبر جدید نبود، بلکه جنگ آبی به آبی بود که گویی رهبری وجود ندارد.
زمانی که نمایندگان مجلس به وست مینستر بازگردند، هرج و مرج بیشتر خواهد شد. از زمان فاجعه بزرگ بودجه کوچک، خانم تراس و صدراعظم او به دنبال راه هایی برای بازگرداندن اعتبار خود در بازارهای مالی بوده اند. این به این معنی است که سعی کنید مجموع آنها را با هم جمع کنید. ناامید از این که دیگر تحقیرآمیز کاهش مالیات های بدون بودجه خود را انجام ندهند، به دنبال این هستند که تیغ هزینه ها را ببرند. این در شرایطی است که خدمات عمومی با میراث همه‌گیری و تأثیر ویرانگر نرخ تورم بسیار بالاتر از آنچه در زمان تعیین بودجه آنها انتظار می‌رفت دست و پنجه نرم می‌کنند. مبالغ قابل توجهی را فقط می توان با هجوم به منابع تخصیص داده شده به چهار سرمایه گذار بزرگ که رفاه، بهداشت، آموزش و دفاع است، پیدا کرد. یکی از اعضای ارشد حزب محافظه‌کار در سمت راست حزبش می‌گوید: «بدون خونریزی زیادی برای قطع کردن باقی نمانده است. من به کاهش اعتبار جهانی رأی نمی‌دهم، به کاهش NHS رأی نمی‌دهم، به کاهش آموزش رأی نمی‌دهم، من به آن رأی نمی‌دهم. بریدگی برای دفاع.»
رژیم تراس می گوید که برنامه ای برای رشد دارد. بنابراین دیوانگی خواهد بود که تیشه به سمت بهبود زیرساخت ها و سایر پروژه های سرمایه ای برداریم. این باعث خشم بیشتر نمایندگان محافظه‌کار می‌شود، به‌ویژه آن‌هایی که نماینده مناطق کمتر مرفه هستند و به رای‌دهندگان خود گفته‌اند که محافظه‌کاران در مورد بالا رفتن صادقانه هستند. می توان با مذاکره در مورد رابطه تجاری بهتر با بازار بزرگ در آستانه بریتانیا، به رشد کمک کرد. این هیچ هزینه‌ای ندارد، اما برای کابینه‌ای از برگزیت‌کنندگان سرسخت که توسط یک نوکیش غیور رهبری می‌شود، ممنوع است.
بسیاری از نمایندگان حزب محافظه کار از بیرمنگام دوری کردند. شنیده می‌شود که برخی از کسانی که در این مراسم شرکت کرده‌اند، درباره سرنوشت محافظه‌کاران کانادایی در سال 1993 فکر می‌کنند، زمانی که آن‌ها از یک فروپاشی انتخاباتی آنقدر حماسی رنج بردند که از یک دولت اکثریت به حزبی با تنها دو نماینده پارلمان تبدیل شدند.
من وزرایی را می شناسم که در پذیرایی های تجاری کنفرانس شرکت کردند، نه برای ارتقای دولت، بلکه به این امید که پس از انتخابات بعدی شغلی به عنوان نماینده مجلس نخواهند داشت.
در حال حاضر صحبت های زیادی در مورد حذف خانم تراس وجود دارد و وقتی همه آنها به وست مینستر برگردند، این توطئه تب و تاب بیشتری خواهد داشت. هیچ اتفاق نظری در مورد اینکه چگونه دفاع او مهندسی شود یا چه کسی جای او را می گیرد یا چگونه می توانند این کار را بدون اینکه حزب محافظه کار حتی دیوانه تر به نظر برسند، ایجاد کنند، وجود ندارد. بنابراین، در زمان نگارش این مقاله، او در رتبه 10 باقی می ماند، رهبری بدون اکثریت که با رفتارهایی که به گونه ای رفتار می کند که گویی کشور به او جایزه داده است، هنوز در مقام است، اما قدرت در حال غوغا می کند، نخست وزیری کوتاه مدت او در حال حاضر. دور سوراخ سوراخ.
اندرو راونزلی، مفسر ارشد سیاسی آبزرور است

source

توسط artmisblog