در سایه مشکلات خود کشورهای ثروتمند، بحران یک دهه در حال شکل گیری است
کریستالینا جورجیوا ، مدیر عامل صندوق بین المللی پول این را می داند. دیوید مالپاس ، رئیس بانک جهانی نیز این را می داند. تعداد فزاینده ای از کشورها در پرداخت بدهی های خود با مشکل مواجه هستند و نقطه بحران به سرعت فرا می رسد.
بحران قرض الحسنه قرض الحسنه امری آهسته بوده و بیش از یک دهه در حال شکل گیری است. این موضوع شماره یک مورد بحث در نشست سالانه بانک جهانی و صندوق بین المللی پول در واشنگتن در هفته جاری نیست، اگرچه اگر کشورهای ثروتمند مشکلات کمتری برای خود داشتند، این مشکل وجود داشت.
سازمان ملل 54 اقتصاد در حال توسعه را با مشکلات شدید بدهی شناسایی کرده است. در حالی که اندکی بیش از 3 درصد از اقتصاد جهانی را تشکیل می دهند، 18 درصد از جمعیت جهان و بیش از 50 درصد از مردمی که در فقر شدید زندگی می کنند را تشکیل می دهند.
برخی کشورها برای پرداخت بهره بدهی بیشتر از هزینه های بهداشتی، آموزشی و حمایت اجتماعی هزینه می کنند و این مانع مبارزه با فقر می شود.
هدف سازمان ملل کاهش فقر شدید به 3 درصد از جمعیت جهان تا سال 2030 است، اما ایندرمیت گیل، اقتصاددان ارشد بانک جهانی، می‌گوید با توجه به روندهای فعلی، این هدف نادیده گرفته خواهد شد. "ما کاملاً از مسیر خارج شده ایم. کاهش فقر متوقف شده است.»
مشکلات بدهی به کشورهای کم درآمد محدود نمی شود. نکول بدهی سریلانکا در اوایل سال جاری نشان داد که بسیاری از کشورهای با درآمد متوسط نیز در تلاش هستند تا پرداخت وام های ارائه شده را در زمانی که نرخ بهره و تورم بسیار پایین تر بود، حفظ کنند.
در حال حاضر حدود 60 درصد از کشورهای کم درآمد و حدود 25 درصد از بازارهای نوظهور یا در تنگنای بدهی یا در معرض خطر بالای آن قرار دارند. تحولات اخیر در کشورهای ثروتمند – به ویژه ایالات متحده – زندگی را بسیار چالش برانگیزتر می کند.
از ماه های ابتدایی سال جاری، فدرال رزرو برای مبارزه با تورم، نرخ های بهره آمریکا را به شدت افزایش داده است. دلار در بازارهای ارزی جهان افزایش یافت. از آنجایی که 90 درصد از بدهی های بازارهای نوظهور به دلار است، یک ارز قوی تر ایالات متحده بازپرداخت ها را به شدت گران می کند. هزینه های استقراض برای کشورهای دارای بدهی بالا افزایش یافته است.
تیم جونز از گروه کمپین Debt Justice گفت: «دو سوم کشورهای با درآمد پایین و متوسط اکنون بازده اوراق قرضه بالای 10 درصد دارند و دیگر نمی توانند از بخش خصوصی وام بگیرند. اگر کشورها نتوانند اوراق قرضه خود را مجدد تامین مالی کنند، دچار بحران می شوید.
زنگ خطر زمانی که همه‌گیری کووید-19 در اوایل سال 2020 شروع شد به صدا درآمد. گروه G20 متشکل از اقتصادهای بازار توسعه‌یافته و نوظهور پیشرو موافقت کردند که از طریق تعلیق پرداخت بدهی‌ها به مدت محدود کمک اضطراری ارائه دهند و همچنین طرح جدیدی را تنظیم کنند – چارچوب مشترک – برای تجدید ساختار بدهی کشورهایی که در شرایط بحرانی شدید به صورت موردی هستند.
اما در دو سال و نیم گذشته، این چارچوب هنوز محقق نشده است، در حالی که مشکل مشکلات بدهی در نتیجه تورم بالایی که به دنبال پایان قرنطینه‌های کووید و جنگ در اوکراین رخ داد، بسیار حادتر شده است.
پیچیده‌تر کردن مسائل این است که بیشتر بدهی‌ها، به‌ویژه کشورهای با درآمد متوسط، به چین و طلبکاران بخش خصوصی بدهکار است. موافقت پکن و شرکت‌های سرمایه‌گذاری مانند بلک راک با کاهش بدهی‌ها فرآیندی کند و دشوار است.
متیو مارتین از گروه کمپین Debt Relief International گفت این ایده که کاهش بدهی صرفاً توسط ناسازگاری چین و طلبکاران بخش خصوصی متوقف شده است، درست نیست. برای بسیاری از کشورهای فقیر، این بانک‌های توسعه چندجانبه هستند.»
تنها سه کشور علاقه خود را به تأمین کمک تحت چارچوب مشترک ابراز کرده اند و تنها یک کشور – زامبیا – نزدیک به توافق است. مارتین می گوید که از این موضوع تعجب نمی کند.
در Business Today ثبت نام کنید
برای روز کاری آماده شوید – ما هر روز صبح شما را به تمام اخبار و تحلیل های تجاری که نیاز دارید اشاره می کنیم
گذر از چارچوب مشترک، همانطور که زامبیا انجام می دهد، روشی بسیار پرهزینه برای انجام کارها است، زیرا به معنای دو سال از دست دادن رشد و منجمد شدن از بازارهای مالی بوده است.
ما نیازی به یافتن راه های جدیدی برای مقابله با بحران بدهی نداریم. سه چیز در گذشته کار می کرد و دوباره کار می کرد: فشار سیاسی و ترغیب اخلاقی. مقررات و معافیت های مالیاتی برای طلبکارانی که بدهی خود را رد می کنند.
گیل می‌گوید بانک جهانی بدهی‌ها را بسیار جدی می‌گیرد و آن را با تغییرات آب و هوایی به‌عنوان بزرگ‌ترین چالشی که این موسسه با آن مواجه است، مهار می‌کند.
او می‌پذیرد که چارچوب مشترک تاکنون به نتیجه نرسیده است و می‌گوید ممکن است به چیزی بلندپروازانه‌تر نیاز باشد. او پیشنهاد می کند که سابقه ای در ابتکار کشور فقیر به شدت بدهکار (HIPC) وجود دارد که توسط بانک جهانی و صندوق بین المللی پول در سال 1996 با هدف اطمینان از اینکه هیچ کشوری بار بدهی ندارد که نتواند آن را مدیریت کند، راه اندازی شد.
بیایید دور دیگری از کاهش بدهی ساختاریافته را دریافت کنیم، زیرا HIPC همین بود. چارچوب مشترک مورد به مورد است و مورد به مورد به معنای شکست دادن ضعیف است. کشورهای فقیری که نمی توانند برای خودشان مذاکره کنند، یک معامله شوم به دست می آورند. HIPC به این معنی بود که همه معامله مشابهی داشتند.
«فقر به عنوان یک بد جهانی تلقی می‌شد، درست مانند تغییرات آب و هوا در حال حاضر. مالیات دهندگان در کشورهای ثروتمند می گویند که مایلند در ازای این که کشورهای بدهکار لقمه بزرگی از فقر بگیرند، بخشی از پولی که بدهی داشتند را کنار بگذارند.
در گذشته، رفع سیستماتیک بدهی زمانی اتفاق می‌افتد که طلبکاران بپذیرند مشکل جدی وجود دارد و اراده انجام کاری برای آن وجود دارد. فعالان بدهی می گویند شرط اول برآورده شده است اما شرط دوم برآورده نشده است. در همین حال، همانطور که مشاور اقتصادی صندوق بین المللی پول، پیر-اولیویه گورینشاس، این هفته خاطرنشان کرد: "زمان ممکن است به زودی تمام شود."

source

توسط artmisblog