عکس ماه -خرداد ۱۴۰۰

عکس، ثبت لحظه‌هاست. این جمله کلیشه‌ای، تعریفی بارها شنیده‌شده از عکس و عکاسی است؛ اما گاه در پس هر کدام از این لحظات، قصه‌ و روایتی نهفته است؛ روایتی که گاه ماجرای عکس را بازگو می‌کند و گاه تکنیک یا انگاره‌های پیدا و پنهان عکس را آشکار می‌سازد. عکاسان ایسنا در یک ماه اخیر، هفت عکس خود را به عنوان عکس‌های منتخب ماه انتخاب کرده‌اند و حالا در اینجا، تجربیات خود در زمان عکاسی را نقل می‌کنند.
پس از اعلام رسمی اسامی ۷ نامزد نهایی انتخابات ریاست‌جمهوری و شروع تبلیغات انتخابات ۱۴۰۰، بنر تبلیغاتی و تریبون آزاد این هفت کاندیدا در پل بزرگمهر اصفهان نصب گردید، در زمان تردد در سطح شهر و هنگام  نصب بنرها به صورت اتفاقی از پل بزرگمهر در حال عبور بودم که متوجه شدم بنر عبدالناصر همتی مورد واکنش عده‌ای قرار گرفته و تخریب شده. این عکس را ثبت کردم و همان شب برای خبرگزاری ارسال کردم. فردای روز انتشار گزارش مجدد این بنر تعویض شد و بازهم برای بار دوم در روزهای منتهی به انتخابات تخریب شد.
                                                                                                           **********
با مطلع شدن از آتش‌سوزی بلافاصله به همراه یکی از همکاران عازم محل حادثه شدیم. حجم سیاهی از دود در آسمان تهران خودنمایی می‌کرد و از هر فاصله‌ای در طول مسیر دیده می‌شد. در مسیر ماشین‌های آتشنشانی با سرعت از کنارمان عبور می‌کردند. وقتی به محل با ممانعت ماموران حاضر در ورودی پالایشگاه روبه رو شدیم که به دلیل حجم زیاد حریق اجازه ورود هیچ فردی به جز عوامل آتشنشانی را نمی‌دادند، تصمیم گرفتیم در اطراف پالایشگاه به دنبال نزدیک‌ترین فاصله تا آتش‌سوزی را پیدا کنیم تا بشود عکسی گرفت که با جمعیتی که به تماشای حادثه ایستاده بودند برخوردیم. جمعیتی که در حال گرفتن عکس و فیلم با موبایل بودند یا حتی عکسی از خود با حادثه. به نظرم این صحنه گویاترین توصیف از این حادثه بود. دیگر همه می‌دانیم که در کشور ما وقتی عده‌ای موبایل به دست در یک مکان تجمع کرده‌اند به معنی وقوع یک حادثه است.
                                                                                                            **********
استان سیستان و بلوچستان جاذبه های گردشگری فراوانی دارد. از شهر سوخته تا قله تفتان که یکی  بلندترین قله های ایران است. یکی از اهداف اصلی این سفر رفتن به قله تفتان و دیدن آتشفشان نیمه فعال آن بود. مسیر پرچالش و طاقت فرسایی بود. ذوق رسیدن به قله و دیدن دهانه آتشفشان دلیلی بود که مرا تا رسیدن به هدف امیدوار می‌کرد. بعد از طی مسافتی ۶ ساعته به قله رسیدیم. مکانی که قابل وصف نیست. هیچ گدازه ای در کار نبود. گازهای گوگردی که از دهانه آتشفشان خارج می‌شد همچون کارخانه ابر سازی بود که   هیچ گاه از کار نمی ایستد. نشست این گازها طی صد ها سال اطراف دهانه را سبز پوش کرده بود . بی شک همه سیستان و بلوچستان زیر پای ما بود و دیدن این دهانه آتشفشانی در بالاترین قسمت قله کوه تمام خستگی مسیر را از یاد می‌برد.
                                                                                                      **********
در آخرین لحظات روز رای‌گیری انتخابات ریاست جمهوری در استان تهران همراه با اتوبوسی شدم که به صورت سیار در مناطق مختلف شهر حضور پیدا می‌کرد تا عابران و کسبه پروسه رای گیری را انجام دهند.آخرین مقصد اتوبوس میدان ولیعصر بود. پیرمرد راننده اتوبوس که از فرط خستگی پشت سر هم سیگار می‌کشید و پروسه رای گیری که در حال انجام بود.
                                                                                            **********
چند روزی بود که اخبار حمله رژیم اسرائیل به فلسطین منتشر میشد. در این حملات تعداد زیادی از کودکان کشته شدند. این اتفاق برای همه مردم جهان درداور است. در کشور ایران نیز برای حمایت از آسیب دیدگان و کشته شدگان فلسطین تجمعات بسیاری برگزار شد. با همین ذهنیت در این  برنامه عکاسی کردم که متوجه وجود بوم نقاشی برای کودکان شدم. به سمتش رفتم و منتظر آمدن اولین نقاش کودک ماندم.  این عکس حاصل این انتظار بود. این تصویر از دید من تماما نشان دهنده نمادین این حمایت کودکان ایرانی از کودکان کشته شده در این حملات است.
                                                                                                            **********
وقتی خبر سوختن نخلستانهای اروندکنار را شنیدم عکسهای آن را در اینترنت جستجو کردم ولی بجز یک فیلم کوتاه چیزی پیدا نکردم، بنابراین تصمیم گرفتم برای تهیه گزارش به روستای ابودیره بروم. پس از رسیدن با مرد میانسالی که نخلستانش سوخته بود مواجه شدم، اقای شریفات مرد مهربانی بود، مارا به نخلستان برد و نخلهای سوخته را نشانمان داد. 
                                                                                                          **********
سالهاست که در حوزه کشاورزی بومی مازندران عکاسی کردم.کاشت و برداشت برنج یکی از مهمترین سنت های کشاورزی منطقه مازندران است. کشاورزان برنج کار مازنی معمولا گروه سنی خاصی ندارند، از جوان ترین تا مُسِن ‌ترین افراد روستا در فصل برنج،مرد و زن دوش به دوش هم در شالیزار ها مشغول کار هستند حتی سرمای فروردین و گرمای طاقت فرسا مرداد هم هیچ خللی در کارشان ایجاد نمیکند.
امسال هم مانند سال های قبل تصمیم گرفتم گوشه‌ایی از زحمات این عزیزان رو به تصویر بکشم‌، اما با یک سنت شکنی کوچک و نگاهی جدید به کشت برنج، عکس های هوایی را برای امسال انتخاب کردم. و طی چند ماه هر بار مرحله به مرحله ازشون عکاسی کردم که بعد به پیشنهاد دوستان تصمیم بر این شد که عکاسی هوایی را امتحان کنم تا بافت هایی از کشاورزی و مزارع برنج که تا امروز یه چشم هیچ بیننده‌ایی آشنا نبود آشنا شود.

source

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *