این شهر آندلس قرن‌ها داستان برای گفتن دارد، از مورها گرفته تا رومی‌ها. اما این یک اسکاتلندی است که آخرین فصل آن را نوشته است و یک پستوی خواب آلود را به یک مرکز توریستی تبدیل می کند.
درست در بالای افق، اسب‌های وحشی دور یک ساختمان گنبدی سفید می‌چرخند، در حالی که در فاصله‌ای نزدیک، یک الاغ کوچک روی خشخاش‌های وحشی و خرچنگ ارغوانی می‌جوید . قبل از اینکه پس از یک روز پیاده‌گردی و شنا در میان جنگل‌های درختان کاج در ساحل اندلس احاطه شده‌ایم، برای تماشای منظره مکث می‌کنیم.
بعد از ظهر همان روز، نور به رنگ صورتی لذیذ محو می شود و با عبور گردشگران از کنار درخت انار در پای شهر کوچک، خیابان ها را حمام می کند. آنها همیشه مکث می کنند – و گاهی اوقات به سمت بالا اشاره می کنند – چیزی که به نظر می رسد سرابی در بالای تپه است. با این حال، این محفظه غیرممکن سفید که از دامنه تپه فرو می‌رود، یک سراب نیست، بلکه شهر Vejer de la Frontera در استان کادیز اسپانیا است.
خیابان‌های این پوبلو بلانکو با ریشه‌های موری و رومی در جاهایی به قدری باریک هستند که اتومبیل‌هایی که رانندگان آن‌قدر شجاع هستند که از آن عبور کنند، تقریباً پاهای شما را مسواک می‌زنند. در اطراف هر گوشه، بنای یادبودی به تاریخ غنی آن وجود دارد: دروازه‌های بربر قرن دهم قرن‌ها توسط ساکنان محله یهودی‌اش برای دفع دزدان دریایی بسته شد. مجسمه های زنانی که لباس سنتی وجر را پوشیده اند، شنل سیاهی که تمام بدن را به جز چشم راست می پوشاند. کلیسای اصلی، ایگلسیا دل دیوینو سالوادور، در محل یک مسجد سابق، پایه‌های آن بر روی آبراهی ساخته شده است که هنوز تحت اشغال مسیحی فعلی‌اش است.
ما اینجا هستیم تا با جیمز استوارت، یک اسکاتلندی پیشگام بمانیم که بیش از 30 سال پیش در جستجوی ساندویچ به دهکده آمد و واقعاً هرگز آنجا را ترک نکرد. او اولین خانه خود را در شهر در اواخر دهه 1980 به مبلغ شاهزاده ای 1000 پوند خرید و دو سال بعد ساختمان هایی را خریداری کرد که تبدیل به هتل اصلی او، La Casa del Califa شد. جیمز می گوید که بلافاصله جذابیت و پتانسیل شهر را دید و فلسفه «اگر آن را بسازید، خواهند آمد» را پذیرفت. این پروژه شروع به تبدیل یک پس‌آب خواب‌آلود به یک مرکز توریستی، بازسازی و مدیریت ده‌ها ملک اجاره‌ای تعطیلات، راه‌اندازی پنج رستوران و چهار هتل و ایجاد اشتغال برای صدها نفر در طول سال‌ها شد. چشم انداز او همچنین منجر به ورود سایر مشاغل متمرکز بر گردشگری به این منطقه شد.
استوارت می گوید: «وجر در سال 1988 ماورایی به نظر می رسید. «احساس می‌کردم که در زمان عقب‌نشینی کرده‌ام. نور تند تابستان از دیوارهای سفید تابید، نخل‌ها در نسیم تاب می‌خوردند، بوگنویل صورتی روی دیوارها می‌چرخید و پسر پیری که به کافه‌ای که در آن توقف کرده‌ام تحویل می‌داد، با سبدهای حصیری قاطرش که مملو از نان تازه بود، رسید.
در ابتدا، استوارت یک پروژه بازسازی برنامه ریزی نکرده بود. اولین تجارت او یک شرکت تعطیلات فعالیت بود که عمدتاً سفرهای کوهستانی را در سراسر اندلس ارائه می کرد. La Casa del Califa پس از آن به وجود آمد که او خانه خود را برای پذیرایی از مهمانان خود گسترش داد و سپس به گسترش خود ادامه داد.
ویجر که بسیار دور از مسیر بود، احتمالاً در آن زمان نیازی به یک بوتیک هتل کوچک نداشت، اما با ایجاد فضایی بدیع و تخیلی، ما تمرکز بسیار مورد نیاز شهر را برای بازار توریستی نوپا فراهم کردیم. این پروژه بیشتر کاربردی بود تا شاعرانه. به نظر می‌رسید تقاضایی وجود داشت که ما ایجاد کرده بودیم و همه چیز برای تحقق آن هماهنگ بود.»
این هتل اکنون به یک نقطه عطف تبدیل شده است و در قلب میدان اصلی شهر، Plaza de España، در سایه درختان خرمای سنگال قرار دارد. در داخل آن هزارتویی با تصور زیبایی وجود دارد که ساختمان اصلی آن متعلق به سال 1527 و سایر بخش‌ها مربوط به قرن دهم است. این مکان زیارتگاهی برای رابطه عاشقانه استوارت با مراکش است – یک قایق کوتاه یا شنای 14 کیلومتری در عرض تنگه جبل الطارق (استوارت در اواخر امسال سعی خواهد کرد آن را شنا کند). بسیاری از مورها از مراکش به این بخش از اسپانیا آمدند و از اوایل قرن هشتم تا اواخر قرن پانزدهم بر بخش‌هایی از اندلس حکومت کردند، که با 800 سال تاریخ به اوج خود رسید و میراثی از غذا، هنر و معماری باشکوه به جای گذاشت. درست زمانی که به هتل قدم می گذارید، یک ملیله ایرانی قرن نوزدهمی آویزان است که پدرش به استوارت هدیه داده بود و او مجبور بود ارتفاع سقف را تنظیم کند تا بتواند آن را آویزان کند. این لحن را تعیین می کند. توجه استوارت به جزئیات دقیق است – مرمت پر زحمت ساختمان هایی که طی سال ها ذره ذره خریداری شده تا دربار خلیفه خودش را ایجاد کند.
در حال حاضر 20 اتاق وجود دارد، همه با سبک های بسیار منحصر به فرد. یک نوار پشت بام؛ یک استخر؛ و یک رستوران مرکزی، Jardín del Califa، که غذاهای مراکشی و خاورمیانه‌ای را در اتاق‌های غذاخوری طاق‌دار سنگی با حیاطی سرسبز پر از نخل سرو می‌کند. این منو از مزه، تاگین، کباب بره آبدار و کوفته تا غذاهای سنتی کبابی یا پاستیل های ترد مرغ و بادام، با دسرهای خانگی از جمله باقلوای خیس شده با عسل، فوندانت شکلاتی و تاهینی و چیزکیک خرما را شامل می شود.
فراتر از دیوارهای هتل، استوارت و همسر اسکاتلندی‌اش، الی، اهل غذا خوردن هستند – آنها پنج رستوران دیگر را در وجر و اطراف آن اداره می‌کنند. در Corredara 55، خوراکی‌هایی مانند گونه‌های خوک تزیین شده با لوروسو که به مدت چهار ساعت با زردآلو، آلو و بادام پخته می‌شوند، و کرپ‌های اسفناج و چغندر پر از پوره نخود فرنگی وجود دارد. اما ستاره‌های این سریال یک مرنگ سوخته است که تقریباً حس زنا دارد و یک کیک چغندر که با کرم لیمویی سرو می‌شود. پخت و پز جدی با نفیس ترین مواد است.
در طی یک کارگاه آشپزی صمیمی در خانه یک مهاجر دیگر به آن منطقه، آنی منسون، یک اسکاتلندی صمیمانه شاد با رابطه دیرینه با شری (او یک مربی واجد شرایط شری است) فرصتی برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد غذا و فرهنگ آندلس وجود دارد. با کمک سرآشپز او، پپی، ما وظیفه داریم یک منوی با شکوه از سیر سفید سرد شده و گازپاچوی بادام و یک کیک پرتقال و لیموی چسبناک اما کم رنگ که با توت فرنگی آغشته به سرکه شری سرو می شود، بپزیم.
اتفاق اصلی اما به کارشناسان واگذار شده است. نوال، سرآشپز و یکی از خانواده‌های خواهران مراکشی که برای استوارت کار می‌کنند، آورده می‌شود تا ماهی‌های دریایی را در تاگین‌های سنتی بپزد که سرشار از فلفل، سیب‌زمینی و ادویه‌های معطر مراکشی است. شام در تراس پشت بام خانه آنی با شری فراوان و چای شیرین مراکشی است.
برای یک روز از غذا دور می‌شویم و از پارک طبیعی زیبای La Brena y Marismas del Barbate به کیپ ترافالگار و شهر ساحلی بارباته می‌رویم. در مسیر، روی صخره‌های Vejer در منطقه لانه‌سازی ماهی‌های کچل شمالی بسیار کمیاب در حالی که بچه‌های خود را تغذیه می‌کنند، توقف می‌کنیم. پس از قرن ها غیبت، این منطقه اکنون یکی از بزرگترین مستعمرات پرندگان جهان را دارد. بعد از ظهر با استوارت می گذرد و با دوچرخه های کوهستان الکترونیکی در امتداد بخش آسان EuroVelo جدید، مسیری طولانی که در نهایت کادیز را به آتن و از طریق حومه باز در مسیرهای مزرعه ای وصل می کند، به Vejer می گذرد.
با شروع غروب خورشید، روز خود را در Vejer به پایان می‌رسانیم. شور و شوق استوارت برای خانه فرزندخوانده اش مسری است، نه حداقل به این دلیل که او آن را از نزدیک می داند. در حالی که برای آخرین شام خود در کوچه پس کوچه های آرام قدم می زنیم، و او مسیری انحرافی را طی می کند تا حمامی را که در شهر باز می کند – اولین حمامی در شهر – و بنای یادبود مهم دیگری را به ما نشان دهد که هنگام عبور به همه سلام می کند، با کنایه گفت: "شاید یکی روز، مجسمه ای از من خواهد بود؟»
این سفر توسط گروه Califa ارائه شد. یک بسته سالگرد سه شب اقامت در La Casa del Califa از 209 یورو هزینه دارد، شامل سه صبحانه، دو شام (El Jardin del Califa و Corredera 55) و بازدید از Hammam de Vejer. امکانات اضافی اختیاری شامل کرایه دوچرخه کوهستان الکترونیکی با یادداشت‌های مسیر (30 یورو در روز)، پیاده‌روی با پرندگان و گیاه‌شناسی با راهنمای محلی (130 یورو نیم روز/180 یورو تمام روز) و یک روز کامل با آموزشگاه آشپزی آشپزخانه اسپانیایی Annie B از یورو است. 155pp

source

توسط artmisblog