ما می‌توانیم تاکتیک‌ها را زیر سؤال ببریم، اما فعالان آب و هوا می‌توانند با متقاعد کردن مخاطبان به اینکه اقدام مهم، فوری و مفید است، متحدان را به دست آورند.

چند ماه پیش، فکر می‌کردم در حالی که با اقدامات جنبش اعتراضی «محاصره استرالیا» همدلی می‌کنم، باور نمی‌کردم که تاکتیک ایجاد اختلال در ترافیک مسافران مؤثر باشد.
من فکر می‌کردم که متقاعد کردن اکثر استرالیایی‌ها که به اقدامات اقلیمی فوری نیاز داریم، مستلزم نشان دادن این است که چگونه این اقدام می‌تواند زندگی آنها را آسان‌تر کند، نه سخت‌تر. و اینکه مسافران هدف درستی نیستند زیرا آنها بیشترین مسئولیت را در قبال وضعیت آب و هوا ندارند.
من فکر می‌کردم که متوقف کردن مدیر عامل شرکت شورون برای سر کار کردن، استفاده بهتر از زمان و انرژی است، و در همین راستا مقاله‌ای نوشتم .
من "بازخورد" زیادی در توییتر از طرفداران مختلف معترضان دریافت کردم (باید اعتراف کنم که از دکمه بی صدا استفاده کردم). من با پاسخ‌های متفکرانه‌ای از سوی فعالان آب‌وهوای درخشانی که مدت‌ها قبل از اینکه من درگیر این سیاره باشم، برای سیاره می‌جنگند، درگیر شدم. و من در مورد اینکه آیا باید اپدیت را می نوشتم یا نه احساس ناراحتی می کردم.
استدلال من فی نفسه اشتباه نبود، اما نمی‌توانستم احساسی را که یک موضوع پیچیده را به زبان ساده ارائه کرده بودم، از بین ببرم.
اغلب استدلال می شود که اعتراض – حتی اعتراض مخل، جنایتکارانه و محکوم به گسترده – بخش مهمی از تمام جنبش های اجتماعی موفق را تشکیل داده است. این بدون شک درست است، البته همراه با تلاش کسانی که اشتهای بیشتری برای سازش دارند.
نیاز به رسیدگی به بحران اقلیمی ما را ملزم می‌کند که همه چیز را از هر طرف به سمت آن بیاندازیم: این نیاز به اقدام فوری و اساسی از موانع تا اتاق‌های هیئت مدیره دارد. و اعتراضات می تواند قلب ها و ذهن ها را تغییر دهد. تماشای اعتصاب مدرسه برای آب و هوا بود که من را به یک مدافع اقدام اقلیمی تبدیل کرد.
بلافاصله پس از نوشتن مقاله، دولت ایالتی قوانینی با جریمه های سنگین و مجازات های زندان قابل توجهی را با هدف مستقیم فعالیت های Blockade Australia معرفی کرد. حداقل برایم ناامید شده بود: هنوز متقاعد نشده ام که دولت برای رسیدگی به اعتراضات سیاسی قوانین جدیدی را می طلبد.
و بیایید یک لحظه فراموش نکنیم که در سراسر جهان افرادی که برای اقدامات اقلیمی مبارزه می کنند به خاطر کارشان مورد آزار و اذیت، زندان و حتی کشته شدن قرار می گیرند.
پلیس قبلاً توانایی دستگیری افراد را برای انواع فعالیت‌هایی که در محاصره استرالیا انجام داده بود، در اختیار داشت. و همانطور که گرگ بارنز وکیل حقوق بشر گفته است، "افرادی که درگیر اعتراض می‌شوند عموماً خوشحال هستند که خطر این خطر را می‌پذیرند. زندانی شدن یا جریمه مبالغ هنگفتی به دلیل انگیزه آنها».
در عجله برای محکوم کردن این معترضان، ما اغلب این دلیل را فراموش می کنیم که آنها به آن انگیزه دارند. یعنی، ما باید سوزاندن سوخت های فسیلی را متوقف کنیم تا شانس واقعی برای حفظ گرمایش جهانی در حدود 1.5 درجه داشته باشیم. زیرا زندگی در این کشور در دمای 2 درجه یا بیشتر به معنای آتش سوزی شدید، سیل، خشکسالی، دیواره مرجانی کمتر، تنگه تورس کمتر، حیوانات کمتر، فضای بسیار کمتر برای زندگی و تفریح بسیار کمتر برای همه است.
در حالی که ممکن است تاکتیک‌های آنها را زیر سوال ببریم، من معتقدم معترضان در واقع به شیوه‌ای کاملاً منطقی نه فقط به علم، بلکه به تاکتیک‌های وحشتناک انکار و تأخیر گرایی از سوی کسانی که بیشترین قدرت را برای رسیدگی به بحران آب‌وهوایی دارند و بیشترین مسئولیت را برای مقابله با بحران آب و هوایی دارند پاسخ می‌دهند. علل آن
در حالی که اکثریت قریب به اتفاق ما با درجاتی از انکار وضعیت کره زمین زندگی می کنیم، این معترضان به وضوح این کار را نمی کنند. و در حالی که من نگران هستم که این عدم انکار در دراز مدت پایدار نباشد، کاملا قابل تحسین است.
حتی حامیان شرایط آب و هوایی محافظه کارانه تر (از جمله خودم) ترس، خشم، ناامیدی و اندوهی را که این فعالان را به حرکت در می آورد، درک می کنند. مواقعی وجود دارد که در مورد ذوب شدن یخ‌های دائمی یا مقدار CO2 موجود در اقیانوس‌های ما مطالعه می‌کنم و میل شدیدی به مسدود کردن تونل بندرگاه دارم.
می گذرد اما همیشه برمی گردد: آن وحشت و هشدار.
چگونه با آن کنار بیایم؟ خوب، من خودم را به فعالیت هایی می اندازم که امید فعال ایجاد می کند. من سعی می کنم مقداری پول جمع آوری کنم، به یک گروه آب و هوا کمک کنم، داوطلب شوم، بچه هایم را در مورد بازیافت زحمت بکشم. رای.
اگر لحن من در اینجا دوسوگرا به نظر می رسد، به این دلیل است که من چنین احساسی دارم. اقدامات این معترضان را نه باید محکوم کرد، بلکه نباید از صمیم قلب حمایت کرد.
در واقع، یک چیز وجود دارد که من را از پیوستن به Blockade Australia باز می دارد (خوب، این و این واقعیت است که آنها واقعاً من را دوست ندارند).
من هنوز به قدرت متقاعد کردن بر اختلال اعتقاد دارم. موضع معترضان این است که آنها به دنبال متقاعد کردن دیگران نیستند، بلکه به دنبال ایجاد اختلال در سیستمی هستند که تغییرات آب و هوایی را به پیش می‌برد. اینکه زمان اقناع گذشته است و تاکتیک های معمول وکالت شکست خورده است.
و با این حال، من فکر می کنم (در واقع می دانم) ما در ابتدای کار هستیم تا بهترین راه را برای متقاعد کردن مخاطبان مختلف به این موضوع که اقدام آب و هوا نه تنها مهم و فوری است، بلکه برای خود و جوامعشان در حال حاضر مفید است، نه در آینده ای دور. .
نتیجه انتخابات گذشته تا حدی نتیجه کمپین‌های کوچک و بی‌شماری تحت رهبری جامعه در سراسر کشور بود که دقیقاً در این مورد بحث می‌کردند. من در تحقیقاتی که انجام دادم دیدم که این رویکرد کارساز بوده است. آرا را تغییر داد، مجلس و کشور را تغییر داد.
این هفته افراد زیادی در ترافیک گیر کرده بودند که در انتخابات گذشته به اقلیم رای دادند. ما باید به آنها اجازه دهیم تا در اسرع وقت به مراقبت از کودکان، محل کار و قرارهای پزشکی برسند، زیرا آنها متحدانی هستند که باید مورد توجه قرار گیرند، نه اهدافی برای ایجاد اختلال.
دکتر ربکا هانتلی محقق اجتماعی و نویسنده کتاب چگونه در مورد تغییرات آب و هوا به روشی که تفاوت ایجاد می کند صحبت کنیم

source

توسط artmisblog