برای جلوگیری از سیاستمداران و شرکت‌های «جوان‌شوی»، جوانان در حال حاضر بیشتر به احتمال زیاد حول سیاست‌ها یا کمپین‌های رادیکال متحد می‌شوند.
بین سال‌های 2016 و 2020، کودکان نیروی حیاتی در مرکز جنبش آب و هوا بودند. اعتصاب کنندگان جوانان ، بسیج توده ای و اعتراضات بی سابقه ای را بین جغرافیا و ریاضیات دوگانه سازماندهی کردند. در ایالات متحده، جوانان جنبش طلوع آفتاب دفتر نانسی پلوسی را اشغال کردند و خواستار اقدام اقلیمی شدند. فعالان جوان توجه رسانه‌ای فوق‌العاده‌ای را به خود جلب کردند، دعوت‌هایی برای سخنرانی در اجلاس‌های آب و هوا و سخنرانی در سازمان ملل متحد شدند. نوجوانانی مانند ونسا ناکاته و گرتا تونبرگ نام‌های معروفی پیدا کردند. هر دوی آنها روی جلد مجله تایم ظاهر شدند، دومی به عنوان شخصیت سال در سال 2019.
این با برهه‌ای از سیاست‌های اقلیمی مصادف شد که مملو از ایده‌هایی درباره کودکان، آینده و عدالت بین نسلی بود. فعالان شورش انقراض از نسل بعدی به عنوان نماینده ای برای آینده استفاده کردند: اقدام اقلیمی در حال حاضر یک ضرورت اخلاقی برای فرزندان و نوه های ما بود. سیاستمداران نیز این چارچوب را اتخاذ کردند. در همان زمان، جوانان کار را به دست خود می گرفتند. برای مدتی، به نظر می رسید که یک جنبش آب و هوایی در حال ظهور است که در آن کودکان به طور همزمان به عنوان جرقه، الهام و انرژی عمل می کنند. این موج غیرقابل توقف به نظر می رسید.
اما آن لحظه گذشت. فعالیت اقلیمی جوانان دیگر به ندرت تیتر یک خبر است و تونبرگ از کانون توجه جنبش عقب نشینی کرده است. کمتر جنگجوی محیط‌زیست در کانون توجه است که در مورد نوه‌های خود صحبت می‌کنند، و به نظر می‌رسد سیاستمداران کمتر به عکس‌برداری با فعالان جوانی که جاده‌ها را مسدود می‌کنند اهمیت می‌دهند.
البته، سازماندهی جوانان به سادگی ناپدید نشده است – جوانان هنوز هم در بسیاری از صحنه های فعال پراکنده هستند و جنبش هایی مانند Green New Deal Rising به صراحت برای افراد زیر 35 سال باقی مانده است. اما تمرکز رسانه ها و خود فعالان تاکید کمتری بر سن دارند. اغلب اتفاقی است و کمتر در استراتژی فعالان مرکزیت دارد.
زمین سیاسی از عصر نماد فعال جوانان تغییر کرده است. رویدادهای دو سال گذشته چالش‌هایی را برای سازماندهی آب و هوا به‌طور گسترده‌تر از بین برده است: همه‌گیری یک عامل سردکننده اصلی برای فعالیت‌ها بود و در انتخابات عمومی ۲۰۱۹ داغ شد، بزرگترین پیروزی محافظه‌کاران از سال ۱۹۸۷ و تجربه‌ای خردکننده برای جامعه جنبش سبز چپ و گسترده تر
اما جنبش آب و هوا فقط در یک چشم انداز سیاسی متفاوت حرکت نمی کند. شکل دیگری نیز به خود گرفته است. در بخش‌هایی از جنبش آب‌وهوای بریتانیا تغییر موضع‌گیری اساسی صورت گرفته است، تشخیص فروپاشی آب‌وهوا یک موضوع آینده نیست، بلکه یک واقعیت ویرانگر کنونی برای میلیون‌ها نفر در جنوب جهانی است. و در کل، فعالان جوان از سازماندهی در امتداد خطوط نسلی رشد کرده اند، در عوض به سمت جنبش های موضوع محور حرکت کرده اند.
از همان ابتدا، اعتصاب کنندگان جوانان، ائتلاف پیچیده ای از کودکان را که در حول و حوش سن آنها و تاکتیک اعتصاب متحد شده بودند، به جای یک برنامه سیاسی صریح، در کنار هم داشتند. پس از تداوم مشارکت چشمگیر در تظاهرات، اما دستیابی به تغییر سیاسی اندک، سازمان دهندگان بریتانیا و همچنین شوک اعتصابات در حال سوختن بودند.
این با این احساس ترکیب شد که رهبران و شرکت‌های جهانی با مشارکت فعالان آب و هوای کودکان – آنها را به سکوها و جلسات خصوصی دعوت می‌کردند تا تصاویر خودشان را زیبا کنند، اما خواسته‌هایشان را نادیده می‌گرفتند. علیرغم افزایش نمایندگی در صحنه جهانی، به ویژه از جمله جوانان بومی و کودکان جنوب جهانی، نمی توان گفت که رهبران جهان چقدر صدای آنها را در نظر گرفته اند. کودکان دیده می‌شدند، اما خواسته‌های آنها – از اصرار برای تامین مالی برای ضرر و زیان، پایان دادن به وزارت کشور نژادپرست یا پایان دادن به خود سرمایه‌داری – شنیده نشد. ائتلاف اقلیمی جوانان بریتانیا آنقدر از این مشارکت ناامید شده بود که در سال 2019 کمپینی را برای فراخوانی برای شستشوی جوانان راه اندازی کرد .
برخی از بزرگسالان برای پوشش دادن سیاست‌های مشکل‌ساز یا مدل‌های کسب‌وکار خود، جوانان را شستشو می‌دادند، برخی دیگر برای واگذاری اقدامات به نسل جوان‌تر. تونبرگ در سخنرانی معروف خود در سازمان ملل در مورد آن صحبت کرد: «همه شما برای امید به ما جوانان می آیید. چطور جرات میکنی؟ تو با کلمات توخالی رویاها و کودکی ام را دزدیده ای.» در نهایت چیزی که کم است قدرت تصمیم گیری واقعی جوانان است.
بنابراین اکنون، به جای استفاده از جوانان به عنوان پرچمی برای تجمع، جوانان در سراسر کشور در حال ایجاد جنبش هایی حول سیاست های رادیکال یا مبارزات سیاسی روشن هستند. انتخاب اینها هم سخت تر و هم منسجم تر از تداعی سست جنبشی است که به تنهایی بر اساس سن است. با توجه به سیاست‌های پراکنده و ماهیت زودگذر دوران کودکی، ایجاد جنبش‌های تحت رهبری جوانان حول پایه‌های کمپین قوی – از Stop Jackdaw تا Just Stop Oil – پایدارتر شده است.
جنبش آب و هوا هنوز به ایده ها و استعاره های قدرتمندی نیاز دارد که بتواند ائتلاف های بزرگ را متحد کند، اما کودکان دیگر آینده آن نیستند. این تمرکز موقتی بود، و علاوه بر این، توجه میلیون‌ها نفر را که فروپاشی آب‌وهوایی برای آنها آینده نیست، بلکه اکنون است، دور نگه داشت. این یک چیز خوب است که فعالان جوان اکنون کمتر به عنوان ناجیان فرشتگان و بیشتر به عنوان بازیگران سیاسی به خودی خود دیده می شوند.
النور سالتر در مورد آب و هوا، فرهنگ و سیاست می نویسد

source

توسط artmisblog