پس از ممنوعیت تقریباً همه زنان تراجنسیتی از مسابقات شنای نخبه، باید برای نبردهای پیش رو آماده شویم.
فهرست بلندبالایی از ورزش‌های نخبه – شنا، واترپلو، شیرجه، شنای هنری، شیرجه در ارتفاعات و شنا در آب‌های آزاد – تحت تأثیر قوانین جدیدی قرار دارند که تقریباً همه زنان تراجنسیتی را از رقابت محروم می‌کند. این سیاست از سوی فدراسیون بین المللی شنا فینا، بزرگترین ممنوعیت شرکت ترنس ها در ورزش تا به امروز است.
من یک مرد ترنس و یک ورزشکار حرفه ای در مسابقات از جمله ورزش سه گانه هستم و بلافاصله برای من روشن شد که سیاست جدید شنا بر اساس علم، حقایق یا حقوق بشر نیست و به شدت به همه زنان در ورزش آسیب می رساند. انگیزه این حمله به ورزشکاران تراجنسیتی در عوض بر اساس روایت‌های رسانه‌ای، سناریوهای فرضی «چه می‌شد» و کلیشه‌ها است. سیاست فینا راه حلی برای جستجوی مشکل است. به نظر می رسد احتمال دارد که سایر ورزش ها نیز با تصمیمات مشابهی بیرون بیایند. در بریتانیا، وزیر فرهنگ، نادین دوریس، گفته است که آنها را به انجام این کار ترغیب خواهد کرد.
سیاست‌های مربوط به شمول ترنس‌ها در بالاترین سطح ورزش برای دهه‌ها بدون هیچ مشکلی وجود داشته است. این حکم ضعیف طراحی شده و فاقد پشتوانه علمی است و نشان می‌دهد که وقتی سازمان‌های ورزشی به دنبال ممنوعیت مشارکت افراد تراجنسیتی هستند، به راحتی می‌توانند «متخصص» را برای حمایت از موضع خود بیابند و در عین حال واقعیت‌های موجود در مشارکت را نادیده بگیرند.
سیاست جدید فینا، ورزشکاران را ملزم می‌کند تا قبل از شروع بلوغ، تغییر جنسیت دهند، اما با توجه به اینکه دسترسی جوانان تراجنسیتی به مراقبت‌های تأییدکننده جنسیت در بسیاری از ایالت‌های ایالات متحده و کشورهای سراسر جهان در معرض تهدید است، این امر به طور فزاینده‌ای دشوار است. و این سیاست هیچ کاری برای محافظت از ورزش زنان یا حمایت از زنان جنسیتی در ورزش انجام نمی دهد. برعکس، معیارهای واجد شرایط بودن جدید فینا، آزمایش تهاجمی را برای تصمیم گیری اینکه چه کسی زن تلقی می شود و چه کسی نیست، الزامی می کند و به هر ورزشکار زن اجازه می دهد تا به طور تصادفی مورد هدف یا آزمایش قرار گیرد. این سیاست اجازه نقض حریم خصوصی و استقلال بدنی را برای همه ورزشکاران زن می دهد، اقداماتی که توسط سازمان های حقوق بشری مانند دیده بان حقوق بشر و دفتر کمیساریای عالی سازمان ملل متحد درخواست شده است.
دستورالعمل‌های مربوط به گنجاندن ترنس‌ها در بسیاری از ورزش‌ها در حال بررسی است – لیگ بین‌المللی راگبی این هفته اعلام کرد که زنان ترنس را از مسابقات تحت عنوان «عادلانه» منع می‌کند. اما اگر سیاستگذاران واقعاً به عدالت در ورزش اهمیت می‌دادند، مسائل واقعی سازمان‌هایشان را بررسی می‌کردند. آنها اتهامات سوء رفتار جنسی و فساد و نابرابری های واقعی از نظر دسترسی، بودجه، فرصت های توسعه و پوشش رسانه ای را بررسی خواهند کرد. راه های زیادی وجود دارد که می توان صنعت ورزش و به ویژه ورزش زنان را بهبود بخشید. ممنوعیت ورزشکاران ترنسجندر یکی از آنها نیست.
اطلاعات نادرست به عنوان عنصر اصلی این حمله به عدالت و ایمنی استفاده می شود. حقیقت این است که زنان و دختران تراجنسیتی به شدت در ورزش زنان کمتر حضور دارند. نظرسنجی‌های اخیر نشان می‌دهد که 0.6 درصد از آمریکایی‌ها ترنس‌جندر هستند. با حدود 220000 زن در ورزش های NCAA در سال گذشته، این باید به حدود 1300 ورزشکار زن ترنس می رسید، اما تعداد واقعی ناچیز است. هر سیاستی در مورد مشارکت ما در ورزش باید مبتنی بر واقعیت مشارکت ما باشد، نه ترس ها و سیاست های نادرست.
کسانی که مسابقه می دهند نه مسلط هستند و نه در ورزش مسلط بوده اند. حتی یک زن تراجنسیتی در مسابقات شنای زنان در سطح المپیک شرکت نکرده و یا در حال رقابت نیست. از زمانی که اولین سیاست برای ورزشکاران تراجنسیتی در سطح المپیک در سال 2003 معرفی شد، ما شاهد المپیکی شدن بیش از 63000 ورزشکار بوده ایم. تنها دو زن تراجنسیتی در این مدت به المپیک راه یافته اند و تنها یکی در توکیو 2020 شرکت کرد (دیگری ذخیره بود).
یک سیاست واقع بینانه و منصفانه این حقیقت را با بررسی اینکه چرا ورزشکاران تراجنسیتی در سطوح مختلف بازی حضور ندارند – به جای تلاش برای مسدود کردن افرادی که سعی در شرکت دارند، توضیح می دهد.
سیاست فینا خواستار ایجاد دسته سوم و «باز» است که ورزشکاران ترنسجندر می توانند وارد آن شوند، که راه حل معقولی نیست. در برخی از ورزش‌ها مانند دویدن، دسته‌های «باز» یا غیر باینری به‌عنوان گزینه‌ای برای ورزشکارانی معرفی شده‌اند که احساس راحتی نمی‌کنند در سیستم باینری ورزش‌های مردانه و زنانه رقابت کنند. اما این یک انتخاب برای یک ورزشکار بوده است، نه یک الزام.
جدا هرگز برابر نیست. الزام همه ورزشکاران تراجنسیتی به رقابت در دسته سوم جداگانه، منزوی و مضر است. علاوه بر این، این سیاست آسیب‌رسان همه ورزشکاران را از جنبه‌های اجتماعی و اجتماعی فوق‌العاده قدرتمند ورزش محروم می‌کند، که شامل ایجاد روابط معنادار با گروه متنوعی از هم‌تیمی‌ها و هم‌تیمی‌های شرکت‌کننده است.
من دوستان، خانواده و جامعه را از طریق شرکت در ورزش پیدا کرده ام. هم تیمی ها و مربیان من برخی از بزرگ ترین متحدان من در دوران گذار و زندگی من بوده اند، عمدتاً به دلیل پیوند ما بر سر علاقه مشترک به ورزش هایی که انجام می دهیم. هر فردی سزاوار این است که این فرصت را داشته باشد تا پیوندهای مشابهی ایجاد کند و از طریق ورزش درباره دیگران و خود بیاموزد.
مایه تاسف است که جامعه شنا تحت فشار حامیان ضد ترانس بدون در نظر گرفتن تأثیر بزرگتری که این امر بر همه زنان در ورزش خواهد داشت، خم شده است. سیاست‌هایی مانند این نشان می‌دهد که ما به قدرت و قدرت ورزشکاران زن اعتقادی نداریم – و تنوع بدن‌هایی را که در حال حاضر در میان زنان سیسجنس وجود دارد، که از نظر قد، وزن، قدرت، سرعت متفاوت هستند را نمی‌پذیریم یا نمی‌پذیریم. و چابکی درست مثل بقیه
ماه غرور یک لحظه فرهنگی برای قدردانی از مبارزه مداوم برای انصاف در میان رگباری از نادرستی است. حقیقت آرام نمی گیرد و ورزشکاران نیز به عشق خود به ورزش و ارتباطی که آن ایجاد می کند متعهد نمی شوند.
کریس موزیر یک ورزشکار حرفه ای و بنیانگذار transathlete.com است
آیا نظری در مورد موضوعات مطرح شده در این مقاله دارید؟ اگر مایلید نامه ای با حداکثر 300 کلمه ارسال کنید تا برای انتشار در نظر گرفته شود، آن را برای ما به آدرس guardian.letters@theguardian.com ایمیل کنید.

source

توسط artmisblog