از دستاوردهای برجسته این کارگردان می توان به یک مهابهاراتا نه ساعته، قرار دادن شکسپیر بر روی ذوزنقه ها و کارگردانی اولیویه، گیلگود و اسکافیلد در RSC اشاره کرد.
پیتر بروک ، کارگردان پیشگام تئاتر بریتانیایی، که نفوذ بسیار زیادی در سراسر جهان داشت، در سن 97 سالگی درگذشت. مرگ او روز شنبه توسط دستیارش، نینا سوفی، تایید شد.
بروک با تولیداتش در کمپانی رویال شکسپیر استراتفورد، طرز تفکر ما درباره تئاتر را بازتعریف کرد. در Bouffes du Nord، سالن موسیقی ویران پاریسی که او بیش از 30 سال پایگاه خود را ساخته بود. در دهکده‌های آفریقایی، جایی که بازیگرانش به اجرای بداهه پرداختند. و در استیج‌ها هم بزرگ و هم متوسط که توسط گروه جهانگرد او بازدید می‌شود.
بسیاری از تولیدات او به خاطر بی نیازی از تئاتر و تقطیر درام به ملزومات آن، که با چشمی شفاف و لمسی ظریف ارائه شده بود، مورد تجلیل قرار گرفتند. نسخه برجسته بروک در سال 1970 RSC رویای شب نیمه تابستان ، تحت تأثیر هر دو باله جروم رابینز و سیرک پکن، در یک مکعب سفید از مجموعه اجرا شد و دارای ذوزنقه ها، پایه ها و جنگلی از سیم فولادی بود. بن کینگزلی که یکی از بازیگران آن بود، به گاردین گفت: «اگرچه درگذشت او شکاف بزرگی را در جهان بر جای می‌گذارد، اما نبوغ او همچنان کسانی از ما را راهنمایی می‌کند که به اندازه کافی خوش شانس بودیم که با او کار کنیم، او را بشناسیم و دوستش داشته باشیم.»
در دیگر تولیدات شکسپیر، او جان گیلگود، لارنس اولیویه، پل اسکافیلد، آدریان لستر وناتاشا پری را کارگردانی کرد که بروک با او ازدواج کرده بود. تولیدات او به دلیل تنوعشان مورد توجه قرار گرفتند، به طوری که بروک پیشگام چیزی بود که او آن را «غنی رنگی»، در مقابل بازیگران «کور رنگ» نامید.
او همچنین فیلم‌های موزیکال را کارگردانی کرد، نمایشنامه اعتراض آمیز ضد جنگ ویتنام را روی صحنه برد، نسخه آزمایشی اسطوره پرومته را با تد هیوز خلق کرد و در سال 1985 در یک معدن فرانسوی، نسخه 9 ساعته مشهور مهابهاراتا را اجرا کرد. او با محصول سال 2016 خود یعنی Battlefield که با همکار دیرینه‌اش ماری هلن استین روی صحنه رفت، به حماسه سانسکریت بازگشت.
او که یکی از بیناترین و تأثیرگذارترین متفکران تئاتر بود، چندین نشریه از جمله فضای خالی (1968) نوشت که در افتتاحیه آن دیدگاه او بیان شد: «من می‌توانم هر فضای خالی را بگیرم و آن را صحنه عریان بنامم. مردی در این فضای خالی قدم می زند، در حالی که شخص دیگری او را تماشا می کند، و این تنها چیزی است که برای اجرای یک کنش تئاتر لازم است.
کنت تینان گفت که کار بروک برای "غذاهای تئاتر" بود، زیرا او "با خامه، خون و ادویه ها آشپزی می کند". بروک همچنین در فیلم، از جمله اقتباس سال 1963 از ارباب مگس ها، و در اپرا، کارگردانی تولیدات کاملاً از بین رفته کارمن و فلوت جادویی کار کرد.
او در 21 مارس 1925 در لندن به دنیا آمد و در هفت سالگی نسخه چهار ساعته هملت را به تنهایی برای والدینش اجرا کرد. پس از تحصیل در کالج ماگدالن، آکسفورد، به زودی در خانه اپرای سلطنتی حضور یافت و اپرای سالومه ریچارد اشتراوس را با طرح‌هایی از سالوادور دالی کارگردانی کرد. او اولیویه را در نقش تیتوس آندرونیکوس در استراتفورد برای کمپانی رویال شکسپیر در سال 1955 کارگردانی کرد و زمانی که پیتر هال در سال 1960 مدیر هنری RSC شد، از بروک خواست تا در آنجا به او کمک کند. تولیدات RSC بروک شامل صحنه‌سازی شاه لیر در سال 1962 بود – نمایشنامه‌ای که او آن را «عالی‌ترین دستاورد تئاتر جهان» می‌دانست – با بازی پل اسکافیلد.
چندین نمایش او با انتقال برادوی، از جمله آوانگارد Marat/Sade، که در سال 1966 جایزه تونی را برای بهترین نمایشنامه دریافت کرد. مفهوم نمایش این بود که مارکی دو ساد درام در مورد ژان پل انقلابی فرانسوی را به نمایش می گذاشت. مارات توسط زندانیان یک آسایشگاه روانی رفتار کرد.
در سال 1970، بروک به پاریس نقل مکان کرد و در آنجا مرکز بین المللی تحقیقات تئاتر خود را تأسیس کرد. شرکت از آفریقا بازدید کرد و در آنجا بازیگران او اجراهایی را ارائه کردند که «از چیزی که با تئاتر آن زمان مطابقت داشت استفاده نمی‌کردند – ما می‌خواستیم برای تماشاگرانی بازی کنیم که مشروط به چیزی نبودند. ما حتی به صورت تجربی، نمایشنامه ای با متن یا موضوع یا نام انجام نمی دهیم.»
در سال 1974، او یک سالن موسیقی مغفول واقع در پشت ایستگاه Gare du Nord را به مقصدی ضروری برای دوستداران تئاتر تبدیل کرد: Bouffes du Nord . این ساختمان فرسوده فقط حداقل بازسازی شده بود، بنابراین دیوارهای آن مانند زمانی که بروک آنها را پیدا کرد سوخته باقی ماندند. او تئاتر را با اثری از تیمون آتن افتتاح کرد و تشویق قطعاتی از سقف را پایین آورد.
The Man Who که در سال 1993 در پاریس به نمایش درآمد، از کتاب "مردی که همسرش را با کلاه اشتباه گرفت" الیور ساکس، متخصص مغز و اعصاب الهام گرفته شده است که اختلالات بیماران ساکس را دوباره بررسی می کند. تحقیقات عصب‌شناختی خود بروک منجر به ساخت قطعه او در دره شگفت‌انگیز شد، در مورد سیناستزیا، که با استین ساخته شد و در یانگ ویک لندن با کاترین هانتر در میان بازیگران اجرا شد.
بروک اسکافیلد و لستر را در نقش هملت برای نمایش و همچنین صحنه نمایش کارگردانی کرد و مهابهاراتای او نیز به یک سریال تلویزیونی حماسی تبدیل شد. او در سال 1965 موفق به دریافت جایزه CBE شد و در سال 1998 همدم افتخاری او شد. محصول او زندانی در پاریس و در جشنواره ادینبورگ و تئاتر ملی لندن در سال 2018 به صحنه رفت. اقتباس و کارگردانی با استین.
در مصاحبه ای با مایکل بیلینگتون در سال 2017 ، بروک در مورد اهمیت این موضوع صحبت کرد که «در خلاف جهت آب شنا کنیم و در رشته انتخابی خود به هر آنچه می توانیم دست یابیم. سرنوشت حکم کرد که مال من تئاتر باشد و در این میان مسئولیت دارم تا آنجا که می توانم مثبت و خلاق باشم. راه دادن به ناامیدی، نهایتاً پلیس است.»
بروک در سال 1951 با بازیگر ناتاشا پری ازدواج کرد و صاحب دو فرزند به نام های ایرینا (اکنون کارگردان) و سیمون (اکنون تهیه کننده) شد.پری در سال 2015 درگذشت .
میشل تری، مدیر هنری شکسپیر گلوب، از جمله کسانی بود که به بروک ادای احترام کرد. او گفت: "ما یک فانوس دریایی را گم کرده ایم." او فقط به انسانیت عمیق و قدرت دگرگون‌کننده تئاتر و شکسپیر اعتقاد نداشت، بلکه آن را به مرحله عمل رساند. او یک تمرین‌کننده واقعی و کمیاب بود و میراث او باید در ما که فروتنانه در تابستان ابدی او دنبال می‌کنیم زنده بماند.»

source

توسط artmisblog