پل مورلند، جمعیت شناس، ایده های جدیدی برای جوان سازی جمعیت سالخورده بریتانیا دارد. این "رمان" به عنوان غیر قابل قبول است
ما وارد بحران جمعیت شده ایم. با چشم غیر مسلح نمی توان آن را تشخیص داد، زیرا جمعیت انگلستان و ولز در بالاترین سطح خود یعنی نزدیک به 60 میلیون نفر است. اما با دقت بیشتری نگاه کنید، خواهید دید که همه دستاوردها در گروه سنی 70 تا 74 سال قرار دارند، و بعد از آن در سنین بالای 90 سال قرار دارند. نرخ زاد و ولد در حال کاهش است، که ممکن است اکنون متوجه آن نشوید، اما شما که نیاز دارید ظرف 20 سال آینده سطل خود را خالی کنید، ممکن است.
جمعیت شناس پل مورلند این را برای خوانندگان ساندی تایمز بیان کرد، و در ابتدا خبری قابل مدیریت بود: آیا ترجیح داده می شود که افق سیاسی این موضوعات را در بر گیرد، نه اینکه در چرخه های دوهفته ای از یک رسوایی کثیف به رسوایی دیگر بپردازیم؟ خب بله. و اگر هر نوزاد جدید، به گفته هانا آرنت، مظهر پتانسیل بی‌نهایت، شادی بی‌نهایت باشد، شکی نیست، هر چه تعداد این موجودات بیشتر باشد، بهتر است.
برای هر کسی که عاقل باشد، علت پایین بودن نرخ زاد و ولد آشکار است: 12 سال دولت‌هایی که بازنشستگان را بر افراد در سن کار اولویت می‌دهند، جامعه‌ای ایجاد کرده‌اند که در آن هیچ‌کس توان خرید خانه را ندارد، صاحبخانه‌ها کارت‌های بیشتری را در اختیار دارند، و اجاره‌کنندگان ناامن هستند. . تبعیض در محل کار را در مورد مراقبت از کودکان باردار و غیرقابل هزینه اضافه کنید، و این واقعیت را اضافه کنید که کشور خود به محیطی نامناسب برای تربیت کودکان تبدیل شده است که شما می توانید آنها را نیز تغذیه کنید. نتیجه، هر چقدر هم که حیرت انگیز به نظر برسد، تعداد فرزندان کمتری است.
اما چرا در مورد سیاست یا برابری صحبت کنید، در حالی که می توانید به جای سوال برانگیزتر بروید؟ مورلند گفت، بهتر است سیاست «خودمان را رشد دهیم» اتخاذ کنیم که هدف آن «تامین رشد بیشتر جمعیت از تولد در کشور ما از نظر نژادی و نژادی متنوع به جای مهاجرت است». از خود می‌پرسیم که آیا فردی واجد شرایط «خود ما» است؟ چگونه زندگی در اینجا کافی نیست؟ چرا او باید اینجا به دنیا آمده باشد؟ آیا مادرش باید اینجا به دنیا آمده باشد؟ با وجود اذعان مورلند که "همیشه جایی برای برخی مهاجرت وجود خواهد داشت" و نگرانی او از این که "بسیاری از کشورهایی که ممکن است مهاجران را از آنها دریافت کنیم، از همان کمبود افراد در سن کار رنج می برند"، تنها می توان بسیار بی سر و صدا مشاهده کرد که چقدر مشابه است. برخی از این زبان به نظریه جایگزینی بزرگ نئوفاشیست ها می رسد. زمانی که تمدن‌های غربی واژگون می‌شوند، نه با خشونت، بلکه به دلیل انبوهی از مهاجران خواهد بود که سریع‌تر از آن چیزی که «تمدن ما» می‌توانست امید داشته باشد تولید مثل کند – بچه‌های اشتباهی که از افراد اشتباه متولد شده‌اند. حدس می‌زنم فقط باید وانمود کنیم که رزونانس وجود ندارد.
پس برای ترغیب «خودمان» به عمل تولیدمثل چه باید کرد؟ ایده های مورلند از غیر انسانی تا غیر انسانی متغیر بود. چه می شد اگر ملکه می توانست برای هر زوجی که صاحب فرزند سوم می شوند تلگرام بفرستد؟ خس خس برخی از جزئیات را از دست داد، مهمترین آنها: آیا این به جای کمک هزینه کودک، به عنوان بخشی از سقف دو فرزند در سال 2017، که اکنون 1.1 میلیون کودک را تحت تاثیر قرار داده است، لغو می شود؟ یا تلگرام با یک کیسه سکه طلا می آید؟
بحث‌برانگیزترین ایده، «مزایای منفی فرزند» بود، یعنی زوج‌های بی‌فرزند که مالیات بیشتری می‌پردازند، تا کفاره‌ی شکست‌شان در تأمین نسل بعدی جمع‌آورنده‌های زباله. باز هم، قبل از اینکه بتوانم به درستی قضاوت کنم، می‌خواهم بیشتر بدانم: چه می‌شد اگر آنها به طور غیرارادی بچه نداشتند؟ چه می شد اگر آنها پدر و مادر بودند، اما داغدار شده بودند؟ چگونه می توان به افرادی که در حال حاضر بیش از ارزش آنچه از سیستم برداشت می کنند کمک می کنند توضیح داد که در واقع آنها باید حتی بیشتر کمک کنند؟ چگونه می توان از پیامدهای همجنس گرایان که احتمالاً فرزندان کمتر یا صفر دارند، چشم پوشی کرد؟ همه این سؤالات را می توان به یکی تقطیر کرد: این چه جهنمی تازه است؟ آیا این کافی نیست که ما دائماً در جنگ، نسل در برابر نسل، منطقه علیه منطقه باشیم، اما اکنون باید پرورش دهندگان و بقیه را انجام دهیم؟
این یک سواری کاملاً وحشیانه بوده است. یک دقیقه ما چشم‌انداز سیاسی را تغییر دادیم تا تنها چیزی که می‌توانستیم درباره آن صحبت کنیم مهاجرت، جمع‌آوری مهاجران و اندازه‌گیری آنها بر اساس ورودی‌ها و خروجی‌هایشان بود، در حالی که به آنها می‌گفتیم به خانه بروند. سپس وام: شش سال کوتاه بعد، ما سعی می‌کنیم در مورد جمعیت‌شناختی بحث کنیم که چه کسی به آن تعلق دارد و چه کسی به آن تعلق ندارد، چه کسی در میان ما مسئولیت‌پذیر است و چه کسی نیست.
زوئی ویلیامز ستون نویس گاردین است

source

توسط artmisblog