در پایان یک روز شرمساری و ناامیدی وجودی برای محافظه‌کاران، دو عضو کابینه استعفا دادند.
فکر می کردید وزرا تا به حال یاد گرفته بودند که بدون حضور وکلای خود زبان به رسانه ها باز نکنند. اگر فکرش را بکنید، آنها ممکن است بخواهند وکلای خود را در زمانی که توسط نخست وزیر در مورد آنچه که انتظار می رود بگویند، در اختیارشان قرار دهند. از این گذشته، دروغ گفتن طبیعت دوم بوریس جانسون است: او به اطلاعات نادرست دوستان، خانواده و همکاران و همچنین بقیه ما فکر نمی کند. تنها چیزی که او از کابینه خود از همه بی استعدادها می خواهد، ساده لوحی کامل و تمایل به تحقیر شدن بارها و بارها است.
روز یکشنبه نوبت ترز کافی بود. او در حالی که سعی می‌کرد به یاد بیاورد که چه چیزی بود، تصادف کرده و سوخته بود. روز دوشنبه، ویل کوینس، وزیر کودکان بود که سعی داشت فراموش کند چه مزخرفاتی را باید به خاطر بسپارد. او از این تجربه چنان آسیب دیده به نظر می رسید که التماس می کرد در بخش روانپزشکی بستری شود.
سه شنبه بیا، نوبت دومینیک راب بود که مرد پاییزی شود. اگر در چند روز آینده وزیر دادگستری را مشاهده کردید، بهتر است به او یک سکوی وسیع بدهید. در پایان آخرین مصاحبه اش، مسائل مدیریت خشم او از کنترل خارج شده بود. شمارش بدن می تواند دو رقمی شود. او فقط احمق به نظر نمی رسید – جهنم، به طور کلی می توان به دام اعتماد کرد که این کار را خودش انجام می دهد – او کاملاً از بین رفته بود. هرگونه رابطه گذرا با حقیقت در آنچه او گفت کاملا تصادفی بود.
تنها در عرض یک ساعت، راب مجبور شد از انکار تهاجمی هر گونه تخلف از جانب جانسون – "او هیچ چیز در مورد هیچ چیز نمی دانست و هرکسی که متفاوت می گفت دروغگو بود" – به اعتراف عبوس که او می گفت تغییر کند. کاملاً نمی دانم چه خبر است اما او هنوز مطمئن بود که پینچر اساساً مرد خوبی است و نمی‌توانست ببیند این همه هیاهو برای چیست.
پس از یک دعوای متافیزیکی بی‌سابقه با سوزانا رید از ITV بر سر معنای گناه (دام مصمم بود که فقط به این دلیل که شما را به انجام کار اشتباهی محکوم کرده‌اید، شما را گناهکار نمی‌کند؛ شما فقط کمی شیطان – یا بدشانس بودید) راب با برنامه امروز به نادر خود رسید. در اینجا، او سعی کرد ادعا کند که لرد مک‌دونالد در نامه‌اش که دقایقی قبل منتشر شد، از نظر واقعی نادرست بوده است ، که به وضوح نشان می‌دهد که پاندا روآندا شخصاً در مورد اتهاماتی که علیه پینچر در سال 2019 تأیید شده بود، مطلع شده بود، در حالی که او یک وزیر کوچک در وزارت خارجه جایی که اتفاقاً دوم به عنوان وزیر امور خارجه وقت رئیس او بود.
سپس، راب که متوجه شد هیچ‌کس حتی یک کلمه او را باور نمی‌کند، بقیه مصاحبه را زیر لب زمزمه کرد، در حالی که تمام تلاشش را می‌کرد تا بیشتر از این خودش را متهم نکند. خیلی کم، خیلی دیر. اعتبار او کاملاً تلف شد. او پاسخی به این نداشت که چرا تلاشی برای گرفتن اطمینان از نخست وزیر در مورد چیزهایی که می دانسته یا نمی دانسته انجام نداده است. با وجود اینکه ظاهراً با او صحبت کرده است. وقت آن نرسیده بود که بگوییم هیچ کس نمی تواند به جانسون برای گفتن حقیقت تکیه کند، پس چرا زحمت بکشیم؟
همچنین Dom نمی‌توانست نشانه‌های هوشمندانه دیگری از زندگی ارائه دهد. هرچه تلاش کرد، نتوانست سیناپس هایش را مجبور به اتصال کند. آنچه را که خودش نمی دانست نمی دانست. و او هیچ توضیحی برای اینکه چرا هرگز فکر نکرده بود که انتصاب پینچر به عنوان معاون رئیس تازیانه را زیر سوال ببرد، علیرغم اینکه مطمئناً از اتهامات اثبات شده علیه او اطلاع داشت، نداشت. به نظر می‌رسید که او می‌گوید، این موضوع آنقدر بزرگ به نظر نمی‌رسید. علاوه بر این، هر خریدار سزاوار یک شانس هفتم بود.
در هر صورت، اگر برای محکومین خوب بود که چیزی نداند، پس بهتر است که او کمتر بداند. و بسیاری از حوادث مختلف وجود داشت که پینچر در آن دخیل بوده است که برای پیگیری همه آنها از یک نفر بسیار خواسته شده بود. او متعجب شد؟ این کار را نمی کند. داشتن وزیر دادگستری که نمی‌توان به آن اعتماد کرد تا حقیقت را آشکار کند، ظاهری برای بریتانیا است.
این تازه شروع شرمساری و ناامیدی وجودی آن روز برای محافظه‌کاران بود. بعداً همان روز صبح، آنجلا راینر از حزب کارگر سؤال فوری دیگری در مورد استانداردهای زندگی عمومی دریافت کرد. کاملاً عادت شده است. به نظر می رسد که آنها هر هفته یا بیشتر می آیند. همچنین تبدیل به یک مراسم تشریفاتی شده است که وکیل درجه چهارم دولت، مایک الیس، برای پاسخگویی از طرف The Convict به بیرون فرستاده می شود. به طور معمول، مایکی بی شرم آن را با ذات خوب می پذیرد، اما به نظر می رسد که او نیز به اندازه کافی مصرف کرده است. با کمال تعجب، معلوم می شود، حتی او آستانه تمسخر دارد.
در حالی که الیس احمقانه ترین توضیحی را که تاکنون در مورد رویه انتصابات جانسون ارائه می دهد، خنده گسترده ای در سراسر نیمکت های مخالف به گوش می رسد. اینجوری بود جانسون در سال 2019 از برخی اتهامات علیه پینچر مطلع شده بود – او از ذکر مواردی که کری "با دوستانی مانند اینها و غیره" خود جانسون ممکن بود مطرح کرده باشد خودداری کرد – اما متاسفانه اتفاقاً همه آنها را فراموش کرده بود. مثل چیزی خارج از بریتانیای کوچک بود. شیوع ناگهانی فراموشی غیر محتمل. برای چیزی کم اهمیت.
الیس جلسه را کاملاً به تنهایی روی نیمکت جلو شروع کرده بود. سپس یک مشت تازیانه دولتی به او رحم کرده بودند و برای همراهی با او آمده بودند. آنها بداخلاق، بی احساس و بی احساس به نظر می رسیدند. یک سیب زمینی، دو سیب زمینی، سه سیب زمینی، چهار. معلوم شد ساعت طاقت فرسایی بود. این فقط کارگر و SNP نبودند که چاقوها را بیرون آوردند. محافظه‌کاران هم این کار را کردند. حتی کارولین جانسون معمولا بیش از حد وفادار. شما این احساس را دارید که اکثر نمایندگان محافظه کار تصمیم گرفته اند به اندازه کافی کافی است. فقط به یک وزیر کابینه با جرقه تخیل نیاز بود تا ازدحام خروجی ها را آغاز کند.
فقط پیتر بون نیمه هوشیار از دولت حمایت کرد. مطمئناً خروج از اتحادیه اروپا به این معنی بود که ما دیگر مقید به دستور کار بیداری نبودیم. راه برای جلوگیری از رکود، ادامه ی دست زدن بود. اسمش را فرصت های برکسیت بگذارید. حتی الیس هم با آن ابرویی بالا انداخت. او فقط در مورد عدالت طبیعی صحبت می کرد. گویی پینچر به نحوی از رسیدگی عادلانه محروم شده است. الیس چرب از آنجا خارج شد، زیرا می دانست که خیلی زود برمی گردد.
یا شاید هم نه. علیرغم اینکه محکوم به تماس تلفنی اجباری با رئیس جمهور زلنسکی، همراه با برخی زمزمه های نیمه جان نمایندگان مجلس در اتاق های چای و عدم عذرخواهی ضعیف تلویزیونی، کمی بعد از ساعت 6 بعد از ظهر زمانی که ساجد جاوید و ریشی سوناک هر دو استعفا دادند، به طرفداران برخورد کرد. جانشینی سریع
سرانجام، دو نفر از اعضای کابینه تصمیم گرفتند که شهرتی دارند که ارزش حفظ کردن را دارد. به یاد آورد که آنها کمی صداقت داشتند. بر خلاف بقیه، آنها آماده نبودند که مطیعانه عقب بنشینند و جانسون آنها را پایین بیاورد. سایر وزرای جوان مطمئناً در روزهای آینده دنبال خواهند شد. این ممکن است هنوز به پایان نرسد. اما مطمئناً در حال نزدیک‌تر شدن بود.

source

توسط artmisblog