رهبران منتخب مستقیم انگلیس – از صدیق خان و اندی استریت گرفته تا اندی برنهام و جوآن اندرسون – در حال تکان دادن نحوه اداره کشور هستند. ما شش نفر از آنها را با هم جفت کردیم تا بپرسیم آینده سیاست را کجا می بینند – سرنخ، این در وست مینستر نیست.
اس ادیق خان، شهردار لندن، با جذابیت پرانرژی یک سیاستمدار کارکشته وارد یک استودیوی ایسلینگتون می شود و بر همین اساس صحبت می کند. اندی استریت، که نه سال مدیر عامل جان لوئیس بود، قبل از اینکه شهردار ایالت وست میدلندز شود، بیشتر خودکفا است و شوخ طبعی دارد. نقش های آنها نیز تاریخ های متفاوتی دارد. خان پس از کن لیوینگستون و بوریس جانسون سومین شهردار لندن است، در حالی که حوزه شهرداری خیابان، که از ولورهمپتون تا کاونتری امتداد دارد، تنها پنج سال دارد. خیابان متعلق به حزب حاکم است در حالی که خان با اپوزیسیون همسو است، اما این دو مرد که هر دو برای دومین بار در سال گذشته به پیروزی رسیدند، روحیه مستقلی دارند که همیشه رهبران حزب آنها را خوشحال نمی کند. از سال 2017 آنها با هم دوست و همکار شدند.
اندی استریت اولین باری که این پسر را دیدم زمانی بود که او برای شهردار شدن ایستاده بود. او اولین کار شنبه خود را در پیتر جونز [شعبه در غرب لندن از شراکت جان لوئیس] داشت و می خواست به فروشگاه برگردد و داستان را تعریف کند. همانطور که همه ما می دانیم او چشم بسیار خوبی به رسانه ها دارد.
صادق خان اندی قبل از هر چیز یک سیاستمدار حزبی نیست. فکر می کنم از تمرینات جان لوئیس می آید. شما یک قاتل نیستید. شما یک عمل گرا هستید شما تجارت می کنید.
خوب ، چیزی که در مورد جان لوئیس وجود دارد این است که یک دموکراسی است. شما در برابر کارمندان خود پاسخگو هستید. این عادت شما را به توضیح اینکه چه کاری انجام می دهید و چرا این کار به نفع تیم شما است را به شما عادت می دهد.
آیا در آن زمان جاه طلبی های سیاسی داشتی، اندی؟
از آنجایی که من همیشه به سیاست علاقه داشتم – این چیزی است که در دانشگاه تحصیل کردم. اما من وسوسه نشدم که نماینده مجلس شوم. وقتی این شغل شهردار پیش آمد، من واقعاً فکر کردم (الف) می توانم به منطقه خود خدمت کنم. و (ب) می‌توانم از مهارت‌هایی که ایجاد کرده‌ام استفاده کنم. شما باید قهرمان کل منطقه باشید، نه فقط رای دهندگان محافظه کار یا ساکنان یک منطقه خاص.
SK اولین بار چه زمانی تصمیم گرفتید؟
همانطور که منتظر بودم ببینم چه اتفاقی برای سیاست ملی در سال 2016 خواهد افتاد. خیلی کوتاه پس از اینکه ترزا می نخست وزیر شد، به دیدن ترزا می رفتم و این گفتگو باعث شد تصمیم به انجام آن بگیرم. من باید بدانم که هر کسی که قرار است نخست وزیر شود، به مدل اعتقاد دارد. من دوست داشتم که رئیس جان لوئیس باشم، بنابراین برای حرکت دادن به من چیزهای زیادی لازم بود.
آیا یک شهردار باید یک عمل گرا باشد تا یک عده ای؟
SK
من در کار یاد گرفته ام. شخصیت من خصمانه بود، چون قبلاً وکیل دادگستری بودم و در مجلس بودم و گاهی اوقات عزاداری در من ظاهر می شود. برای اینکه یک شهردار خوب باشید باید کسی باشید که مردم را جمع کند. شما باید با افرادی صحبت کنید که ممکن است نظرات متفاوتی با شما داشته باشند. و گاهی اوقات باید متقاعد شوید. به ویژه با اختیارات محدودی که شهرداران در این کشور دارند – من فکر می کنم ما متمرکزترین دموکراسی در جهان غرب هستیم – کسانی که موثر بوده اند چیزهای پانچ و جودی را پارک کرده و با آن ادامه می دهند. یکی از دلایلی که وقتی افرادی مانند اندی انتخاب شدند، در ماه حضور داشتم، این بود که می‌توانستید داستان‌ها و تجربیات خود را به اشتراک بگذارید.
سه تا از شوراهای من توسط محافظه‌کاران اداره می‌شوند، چهار شورا کارگر هستند، بنابراین ما در اقلیت هستیم. ما 14 نماینده حزب محافظه کار و 14 نماینده کارگر داریم. فردی را که کار را انجام می دهد مجبور به ساختن پل می کند و این منبع قدرت است نه ضعف.
در مورد تسلط لندن و توازن قوا در بریتانیا چه احساسی دارید؟
همانطور که من به لندن به عنوان یک شهر جهانی افتخار می کنم. بسیار عالی است که بریتانیا توسط شهری با این مقام رهبری می شود. نسخه من از واگذاری و ارتقاء سطح ربطی به دور کردن چیزی از لندن ندارد. ما در واقع باید از آن به عنوان معیاری برای آرزو استفاده کنیم. با این حال، از اینکه همه تصمیم گیرندگان در لندن جمع شده اند، عمیقاً ناامید می شوم. کشورهای موفق تر تعادل بیشتری بین شهرهای پیشرو خود دارند. ما فقط سه شرکت FTSE 100 مستقر در وست میدلندز داریم. این نمی تواند درست باشد.
SK ناراحتی من گاهی اوقات از این ناشی می شود که سایر شهرداران از زبان خود بی بند و بار هستند و این تصور را ایجاد می کنند که ضد لندن هستند، که به هیچ کس کمک نمی کند. اگر لندن کمک کمتری به خزانه خزانه داری کند یا اگر ثروت لندن را ترک کند و به پاریس، نیویورک و سنگاپور برود، برای سایر نقاط کشور سودی ندارد. ما باید دانشگاهی تر باشیم من قدردانی می‌کنم که بهترین راه برای به دست آوردن یک دور تشویق، کوبیدن لندن است، اما مراقب باشید که چه آرزویی دارید.
شهرداران هر چند وقت یک بار با هم ارتباط برقرار می کنند؟
AS
خیلی وقت ها! ما یک همکاری ضعیف به نام M10 داریم که تقریباً ماهی یک بار جمع می‌شود، اما چیزهای غیررسمی همیشه در جریان است.
SK
وقتی یکدیگر را می بینیم محبت واقعی وجود دارد. من نمی توانم نمونه ای از چیزهای مهم حزبی-سیاسی را به ذهنم بیاورم. فضای امنی است ما نمی خواهیم از آن سوء استفاده کنیم.
آیا از آزمایش های سیاست گذاری یکدیگر درس می گیرید؟
به عنوان
بله. صادق پیش از این کلمه بسیار مهمی را به کار برد: تشکل. قدرت‌های ما زیاد نیست، اما شما قدرت فوق‌العاده‌ای دارید که می‌توانید همه را دور هم جمع کنید. من و اندی برنهام هر دو گفتیم که بی خانمانی احتمالاً مهمترین چیز در مناطق ما است، حتی اگر به طور رسمی در شرح شغل ما نیست. من نگاهی به آنچه او دارد انداخته ام و امیدوارم او هم همین را بگوید.
SK من نمی‌خواهم بگویم که ما آزمایشگاه‌هایی برای ایده‌های جدید هستیم، زیرا این تصور را ایجاد می‌کند که شرکت‌کنندگان ما خوکچه هندی هستند، اما ما پیشگام هستیم. چیزهای جدید را امتحان می کنیم. هیچکدام از ما ایدئولوگ نیستیم، بنابراین جزم اندیشی دم در مانده است. این در مورد آنچه کار می کند.
همه‌گیری چگونه بر نقش شهرداران تأثیر گذاشته است؟
SK
یکی از دلایلی که باعث شد ما در این بیماری همه گیر موثر نبودیم، فرماندهی و کنترل بیش از حد از مرکز بود. نظر من این است که شهرداران جوامع خود را بهتر می شناسند و اگر زودتر درگیر می شدند، نتایج کمتر بد بود.
همانطور که فکر می‌کنم همه‌گیری بهترین و بدترین سیستم ما را نشان داد. مت هنکاک از این پیوند استفاده می کند: وضعیت در وست میدلندز چگونه است؟ چه اتفاقی باید بیفتد؟ با این حال، گاهی اوقات تمایل به تصمیم گیری در لندن وجود داشت، بنابراین شهرداران خود را به عنوان سخنگوی مناطق خود می یافتند. ما مجبور بودیم به معنای واقعی کلمه هر جمعه به مدت 18 ماه بایستیم و ارتباطات را انجام دهیم.
SK من فکر می‌کنم دولت درک می‌کند که شهرداران به عنوان افرادی که معتبر هستند، نقش بزرگی دارند.
ع ندیم زهاوی مظهر این بود که آیا او به عنوان وزیر واکسن چنین نیست؟
SK او فوق العاده بود. ندیم خیلی مشتاق بود رها کند و بپرسد: چگونه می توانم به شما کمک کنم؟ تجربه من این است که هر چه وزیری به پوست خود اطمینان بیشتری داشته باشد، اگر شما از حزب دیگری هستید، اطمینان بیشتری به همکاری با شما دارند. ندیم بدش نمی آمد که چه کسی اعتبار را دریافت کرد. او فقط می خواست واکسن را افزایش دهد. یک اخلاق خوب در این داستان وجود دارد: اگر رها کنید، گاهی اوقات مقداری از گرد و غبار ستاره ای را که سزاوار آن هستید به دست می آورید. با این حال، اغلب، ناامنی به این معنی است که وزرا نمی‌خواهند این کار را رها کنند. تنها چیزی که می توانم به آنها بگویم این است که این یک بازی حاصل جمع صفر نیست.
برخی می گویند برای من راحت تر است زیرا من از همان حزب هستم، اما چیزی که شهرداران را متحد می کند این است که ما اینجا هستیم تا به دولت کمک کنیم تا به اهداف مشترک خود دست یابد. همه می‌دانند که باید سیستم حمل‌ونقل عمومی را سبز کنیم، همه می‌دانند که این کار گران خواهد بود، همه می‌دانند که باید سرمایه‌گذاری بخش خصوصی را وارد کنیم، بنابراین این امر مستلزم این است که دولت و رهبران شهرها دور هم جمع شوند.
SK من به دولت مرکزی می گویم: با ما به عنوان متحد رفتار کنید نه دشمن. قدرت و منابع بیشتری را به ما واگذار کنید. به ما اعتماد کنید. و به هر حال، منفعت برای شما در مرکز نتایج بهتر است. رای دهندگان خوشحال هستند.
چقدر در دسترس شهروندان خود هستید؟
SK
من 11 سال نماینده مجلس بودم، اما شهردار بودن در لیگ دیگری است. 24 ساعت شبانه روز و هفت روز هفته است. لندنی ها همیشه نظر دارند. وقتی در خیابان ها راه می روید، وقتی به مغازه ها می روید، وقتی در اتوبوس یا مترو هستید، مردم می خواهند با شما صحبت کنند. این تفاوت بین شهرداران و نخست وزیران یا اعضای کابینه است. از دست دادن تماس تقریبا غیرممکن است.
همانطور که من همیشه شناخته می شوم. احتمالاً نه به اندازه او. حتی اگر از نظر سیاسی با شما موافق نباشند، روحیه نسبت به شما و نقش کاملا مثبت است.
با توجه به افزایش نگرانی ها در مورد امنیت سیاستمداران، آیا موانع بیشتری بین شما و رای دهندگانتان وجود دارد؟
همانطور
که من مصمم هستم که نباید وجود داشته باشد. فکر می کنم در مورد آن کاملاً جسور هستم. اگر کسی واقعاً با من مخالفت کند، مطمئن هستم که راهی پیدا می کند. اما من باور ندارم که این اتفاق بیفتد.
SK من کسی هستم که مرتباً تهدید به مرگ شده و شبانه روز از محافظت پلیس برخوردار است. پلیس درک می کند که من تا جایی که بتوانم به انجام آن ادامه خواهم داد. من همه راهپیمایی‌های پراید را در لندن رهبری کرده‌ام، هنوز از وسایل نقلیه عمومی استفاده می‌کنم، جمعه به نماز جماعت می‌روم. من هرگز نمی خواهم آن را از دست بدهم، اما نگرانم. ما باید مطمئن شویم که کارمندان عمومی ما در امنیت هستند. زیرا اگر اینطور نباشند، نه تنها جان خود را به خطر می اندازند، بلکه دیگران را از پیشروی منع می کند.
این شغل می تواند یک سکوی پرش قدرتمند باشد: همه ما می دانیم که بوریس جانسون به کجا رسید. آیا به زندگی پس از شهرداری خود فکر می کنید ؟
همانطور
که صادقانه می توانم در چشمان شما نگاه کنم و بگویم که هرگز به این سوال فکر نمی کنم. این وظیفه ماست که باید تعریف کنیم. من فقط پنج سال است که این کار را انجام می دهم. در غرب میدلندز، کاونتری یک شهر برای 800 سال بوده است، بنابراین آن را در چشم انداز قرار می دهد. امتیازات کامل به کن لیوینگستون – او ممکن است در حزب من نباشد، اما او کار درخشانی در تعریف اولین شغل شهرداری انجام داد، و من هم همین فرصت را برای انجام این کار در جامعه خود دارم. این یک امتیاز فوق‌العاده است و بنابراین نیازی نیست به آنچه بعد از آن می‌آید فکر کنم.
شهرداران SK انجام دهنده هستند. یک شهردار آمریکایی [ولینگتون وب دنور] گفت که اگر قرن نوزدهم به عنوان قرن امپراتوری ها شناخته می شد و قرن بیستم دولت های ملی بود، پس قرن بیست و یکم مربوط به شهرها است. این جایی است که عمل است. ما زیرک هستیم، پیشرو هستیم، پاسخگو هستیم، خیلی سریعتر حرکت می کنیم. آرزوی موفقیت برای هر شهری که می خواهد به مجلس بازگردد. من علاقه ای ندارم. من می خواهم این کار را به درستی انجام دهم و در زمان محدودی که داریم به آنچه می توانیم برسم.
O ver Zoom، تریسی برابین دفتر بزرگ ماروین ریس در بریستول را با چشمی حسود بررسی می کند. دفتر خود شهردار متروی یورکشایر غربی در لیدز دچار سیل شده است، بنابراین او از یک پایگاه موقت در شهر صحبت می کند. برابین تنها در ماه مه گذشته کار خود را آغاز کرد و سال گذشته را با "انجام مدرک دکترا در دولت محلی" مقایسه می کند. پس از دو دهه به عنوان فیلمنامه نویس و بازیگر، او در سال 2016 وارد سیاست شد و جانشین دوستش جو کاکس به عنوان نماینده مجلس بتلی و اسپن شد و پیش از کناره گیری برای نامزدی شهردار، سه پست کابینه در سایه داشت.
رابطه ریس با شهرداری شهر بریستول به یک دهه قبل باز می گردد. او در سال 2012 شکست خورد، اما در سال 2016 و سال گذشته دوباره انتخاب شد. در سال 2020، او مجبور شد به یک جنجال ملی در مورد سرنگونی مجسمه ادوارد کولستون پاسخ دهد.
چیزی که برابین و ریس را به غیر از حزب کارگر متحد می کند، این واقعیت است که آنها پیشگام هستند: به ترتیب اولین زن و اولین فرد رنگین پوست که شهرداری مترو در بریتانیا را بر عهده گرفت. تاریخچه شخصی آنها هم در تصمیم آنها برای انتخاب و هم در رویکرد آنها به شغل نقش مهمی داشته است.
من و تریسی برابین ماروین زمانی که وزیر امور خارجه در سایه دیجیتال، فرهنگ، رسانه و ورزش بودم با هم آشنا شدیم. به من گفته شد که از بین همه شهرداران کشور، ماروین بیشترین توجه را به فرهنگ داشت.
ماروین ریس [می خندد] من در شهرم به عنوان یک بت فرهنگی فرهنگی دیده می شوم. وقتی از من پرسیدند که رستوران مورد علاقه من در بریستول چیست، اعتبار خود را به باد دادم و گفتم ناندو. اما، تریسی، من یک سوال از شما دارم. شما این شانس را داشته اید که هم شهردار و هم نماینده مجلس شوید. این دو موقعیت چگونه با هم مقایسه می شوند؟
سل خب، من پنج سال نماینده بتلی و اسپن بودم، و می‌توانستم آنقدر نیاز ببینم که نمی‌توانم به مخالفت بپردازم. شهردار بودن حسی شبیه به وزیر بودن دارد. من از یک تیم شش نفره به عنوان وزیر در سایه به یک تیم 700 نفری در قدرت ترکیبی تبدیل شده ام. بسیار هیجان انگیز است که بتوانید بدون اینکه منتظر یک دولت جدید باشید، اقدام کنید.
آقای من در سال 2010 در ایالات متحده زندگی می‌کردم و استادی که بهترین دوست او [نامزد سابق دموکرات ریاست‌جمهوری] هاوارد دین بود، گفت: «ماروین، فکر می‌کنم شما ممکن است بیشتر برای سیاست اجرایی مناسب باشید تا قانون‌گذاری.» هوارد گفت که فرماندار بودن بسیار محرک تر از سناتور بودن است، زیرا او باید کارهای واقعی انجام دهد. ما مسئولیت متفاوتی داریم اما پیامی که به اشتراک می گذاریم این است: انجامش بده. شما هر روز در خط مقدم هستید.
سل من اواخر عمر وارد سیاست شدم، بنابراین برای تغییر بسیار بی تابی هستم. باید بگویم، وقتی می‌دانم او به‌عنوان شهردار یورکشایر جنوبی چه کرده است، فکر کردم که چرا دن جارویس روی وست‌مینستر تمرکز کرده است. تا زمانی که ما یک دولت کارگری نداشته باشیم، ایجاد تغییرات عمیق در جامعه شما دشوار خواهد بود.
آقای دکتر آیا فکر می کنید دولت واقعاً از پتانسیل شهرداران قدردانی می کند؟ یا فقط آنها را قدرتی دوردست و بی اهمیت می بینند که باید بر اجرای سیاست های دولت ملی متمرکز شود؟
با توجه به اتفاقاتی که در طول همه‌گیری، با دفاع اندی برنهام برای منچستر رخ داد، احتمالاً آنها را آزاردهنده می‌دانند. من در آن زمان در مجلس بودم و به نظر می رسید که آنها به او وسواس داشتند. اما من فکر می کنم با مایکل گوو [به عنوان وزیر امور خارجه برای ارتقاء سطح، مسکن و جوامع]، جدیت جدیدی وجود داشت. من امیدوارم که با فشار و حمایت [وزیر سایه] لیزا نندی، بتوانیم تفاهم بیشتری به دست آوریم. در شمال، از هر پنج نفر سه نفر توسط یک شهردار نمایندگی می‌شوند، بنابراین بی‌اعتنایی دولت به شهرداران کمی دیوانه به نظر می‌رسد. همچنین به همین دلیل است که کیر استارمر از گوردون براون خواسته است تا قانون اساسی بریتانیا را بررسی کند. مردم می گویند: "چگونه می خواهیم صندلی های دیوار قرمز را به دست آوریم؟" خوب، ما از قبل روی صندلی های دیوار قرمز در قدرت هستیم زیرا شهرداران کارگر در حال تحویل گرفتن هستند.
اگر من وزیر دولت بودم، هر زمان که می خواستم کار جدیدی انجام دهم، اولین کاری که انجام می دادم این بود که از 11 شهر اصلی بخواهم با من ملاقات کنند. از بسیاری جهات، جهان از مدل فعلی حکمرانی که اتکای بیش از حد به دولت ملی است، پیشی گرفته است، اما من فکر نمی‌کنم دولت ملی به این واقعیت رسیده باشد. مدل جدیدی که باید به سمت آن حرکت کنیم، مدلی است که شهرداران را به عنوان شرکای برابر در شکل‌دهی سیاست‌ها داشته باشد. در Cop26 فضایی که من فکر می کنم باید به شهرداران داده می شد داده نشد. این یک فرصت بزرگ از دست رفته بود.
سل من همچنین فکر می کنم ما قهرمانان منطقه خود در سراسر جهان هستیم – صحبت با شهرداران، رهبران و مشاغل دیگر.
MR ما بازیکنان بین المللی در سطحی هستیم که فکر نمی کنم مردم آن را درک کرده باشند. بلافاصله پس از رفراندوم برکسیت، من به بروکسل رفتم. ما سازمان‌های زیادی در بریستول داریم که نیاز به دسترسی دارند، بنابراین ما به عنوان یک شهر برای باز نگه داشتن این کانال‌ها چه کاری می‌توانیم انجام دهیم؟ این نوع دیپلماسی مکان به مکان در حال رشد است. در بریستول، ما 180 کشور مبدا، 92 زبان، 45 دین داریم. اگر یاد بگیریم از این تنوع استفاده کنیم، می‌توانیم بریتانیای جهانی را به گونه‌ای معرفی کنیم که دولت ملی آن را بسیار دشوار می‌بیند.
سل به عنوان تنها شهردار زن مترو در کشور، چیزی که مفید بوده ارتباط با سایر شهرداران زن در سراسر جهان است.
شما مسیرهای بسیار متفاوتی برای رسیدن به شهرداری داشته اید. چرا هر کدام از شما تصمیم به رقابت گرفتید؟
سل
که در یک آپارتمان شورایی در بتلی بزرگ شدم، و سپس توانستم رویاهای خود را برای بازیگری، بدون ارتباط یا پول خانوادگی دنبال کنم، فهمیدم که همه اینها به خاطر دولت های کارگری اتفاق افتاده است: تامین اجتماعی، مسکن اجتماعی، کتابخانه های رایگان، تحصیلات خوب. جوانان در Batley و Spen اکنون شانس زندگی مشابهی ندارند. من از مبارزان تفویض اختیار در مجلس بودم. من به دنبال زنی بودم که از او حمایت کند و متوجه شدم که به دلیل کووید باید کسی را داشته باشیم که کمی سر و صدا داشته باشد. تصمیم گرفتن برای ایستادگی بسیار وحشتناک بود، اما من از این حس بی عدالتی نیرو می گیرم: برخی فرصت دارند و برخی ندارند. سیاست هم سرگرم کننده است. استفاده از آن مهارت‌های بازیگری و نویسندگی برای ایجاد تغییرات اجتماعی موهبتی است که همچنان ادامه دارد.
MR من متوجه شده ام که چقدر از انگیزه های من در واقع از مادرم است. مادر من یک زن سفیدپوست در سال 1972 بود، نوزاد قهوه ای در راه. قبل از اینکه من به دنیا بیایم، به او گفته بودند که اگر آدم خوبی باشد، من را سقط می کند. هنگامی که او زایمان کرد، یک کارمند بهداشت به او گفت که اگر فرد خوبی باشد، مرا برای فرزندخواندگی می‌سپارد. من می دانستم که خود قهوه ای من منبع آسیب پذیری برای مادرم است. در دهه 80 عادی بود که مردم فریاد بزنند: "به کشورت برگرد." من بهترین و بدترین شهرم را زندگی کرده ام. بعد از دانشگاه فکر کردم چگونه می توانم دنیا را بهتر کنم؟ من از سیاست سوگند یاد کرده بودم زیرا فکر می کردم فاسد است و نمی توان آن را نجات داد. برای خیریه ها کار می کردم. خبرنگار بی بی سی شدم. من در زمینه سلامت روان کار می کردم. سپس در عملیات رای سیاه شرکت کردم. من در سال 2011 از ایالات متحده بازگشتم و برنامه نامزدهای آینده حزب کارگر را انجام دادم و آنها جلسه ای در مورد شهرداران داشتند. من سراغ آن نرفتم چون فکر می کردم چرا کسی بخواهد شهردار شود؟ سپس بریستول رای [به نفع] یک شهردار داد و یکی از اعضای شورای شهر به نام مارگارت هیکمن گفت: "شما باید خودتان را مطرح کنید." کری مک کارتی، نماینده محلی من، برای حمایت از من آمد، و من فکر کردم، پس مردم واقعاً به من اعتقاد دارند؟ یک سال طول کشید تا بتوانم به راحتی به مردم بگویم «آره، من شهردار بریستول هستم»، زیرا احساس می‌کردم یک شیاد هستم.
سل این ارتباط با تجربه زندگی شما وجود دارد. وقتی در دانشگاه بودم، مردی سعی کرد در خیابان به من تجاوز کند. تلاش برای درک اینکه چرا این اتفاق افتاد مرا در دهه 80 وارد فمینیسم کرد و احساس تعلق واقعی به جنبش زنان پیدا کردم. من کاملاً می دانم که کاری که اکنون به عنوان پلیس و کمیسر جنایت انجام می دهم، و قرار دادن امنیت زنان و دختران در مرکز هر کاری که انجام می دهیم، به آن حادثه مرتبط است. من اغلب به جوانان می گویم که آنچه فکر می کنید بدترین زمان در زندگی شماست به طور بالقوه می تواند سوخت موشکی باشد که شما را به مکان بهتری برساند.
چگونه دسترسی به عموم را با امنیت شخصی متعادل می کنید؟
سل
من بسیار در دسترس هستم. بارها به من گفته اند: "من به شما رای دادم زیرا شما یکی از ما هستید." البته که از بتلی و اسپن آمده‌ام، می‌دانم که چگونه این امتیاز زندگی کردن به عنوان یک فرد معمولی می‌تواند یک شبه به پایان برسد. در زمان برگزیت که نماینده مجلس بودم، بیشترین تهدید به مرگ و آزار را داشتم – ما مجبور بودیم در جراحی‌هایم پلیس داشته باشیم. اما، تا کنون، به عنوان شهردار حال و هوای بسیار متفاوتی دارد. پیرمردها دستم را می بوسند؛ جوان ها عکس می خواهند اما من فکر می کنم رنگین پوستان در نقش های ارشد بیشتر مورد آزار قرار می گیرند. آیا این درست است، ماروین؟
آقای آره، من کمی داشتم. یک لحظه شفابخش برای من زمانی بود که در سال 2012 در یک منطقه سفیدپوست و طبقه کارگر را زدیم و شخصی گفت: "اوه بله، من به ماروین رای می دهم. او یکی از ماست.» ما از برخی از این مرزها عبور می کردیم. من نامه متنفر داشتم. برخی از آن بیهوده است; برخی ممکن است کمی جدی باشند. یک بار یک نفر روی سنگفرش بیرون خانه من نوشت: "ماروین باید بمیرد." همسایه ام گفت که در انتهای آن یک T می گذاشت: "ماروین باید رژیم بگیرد." [می خندد] که به نظرم توهین آمیزتر بود.
ماروین، پیمایش در بحث کولستون چگونه بود؟
MR
من یک مرد مخلوط نژاد هستم. من در فراسوی این مرزها زندگی کرده ام و همیشه با احساسی پویا از خود حرکت کرده ام. حدس می‌زنم این نگرش را نسبت به اتفاقی که رخ داد گرفته‌ام. پیچیدگی های زیادی وجود داشت. سیاه پوستان آن مجسمه را پایین نیاوردند: یک کمیک سیاه در تلویزیون می گوید که احتمالاً تارکین تر از تایرون است. برخی از مردم به من گفتند: "در مورد نژاد صحبت نکن زیرا چپ را تقسیم می کنی" و سپس با تی شرت های BLM می آیند. ما باید با هم زندگی کنیم ما نمی توانیم مانند Priti Patel باشیم و گزینه های باینری ایجاد کنیم. من در واقع از عقب کشیدن این لایه ها و نشان دادن این که همه چیز آنطور که فکر می کنید می بینید نیست، لذت می برم.
آیا به آنچه در آینده می آید فکر می کنید؟
TB
فکر کردن به هفته آینده سخت است، چه رسد به سالهای آینده. امیدوارم دوباره انتخاب شوم این زمان واقعاً خوبی برای ایجاد تغییر است. من می خواهم بتوانم به چیزهایی اشاره کنم که به عنوان نماینده مجلس نتوانستم به آنها اشاره کنم و بگویم: «این کار را کردم. تیم من این کار را کرد.»
آقای من متعهد به تلاش برای عادلانه تر کردن جهان هستم و خواهیم دید که چه پلتفرم هایی می توانم پیدا کنم. ممکن است در سیاست باشد. ممکن است نباشد. من به اطراف نگاه نمی‌کنم و جایگاهی در سیاست انتخابی بهتر از شهردار بودن نمی‌بینم.
سل دنیا صدف توست، ماروین!
پس از انجام این گفتگو، مردم بریستولی در یک همه پرسی به لغو پست شهردار در سال 2024 و جایگزینی آن با سیستم کمیته ای رای دادند که در آن تصمیمات توسط گروه هایی از شوراها اتخاذ می شود. ما با ریس برای واکنش او تماس گرفتیم.
آقای من فکر می کنم برای شهر مایه شرمساری است. در آخرین انتخابات شهرداری، لیبرال دموکرات ها و محافظه کاران با یک پلتفرم شهردار بی ارزش رقابت کردند و با اختلاف بسیار زیادی شکست خوردند. اما شوراها طرحی برای برگزاری رفراندوم آوردند و آنها پیروز شدند زیرا سبزها تغییر کردند و با سیستم شهرداری مخالفت کردند. من کاملا از نتیجه شگفت زده نیستم. تهدیدهای بزرگ مشارکت کم و یک بحث بی کیفیت بود و این چیزی بود که ما داشتیم. مردم فرصت انتخاب مستقیم رهبر شهر را از دست خواهند داد. من فکر می کنم بریستول برخی از موقعیت های رهبری ملی و بین المللی را از دست خواهد داد. اما امیدوارم اشتباه کرده باشم. روی من تاثیری نداره من قبل از انتخابات گذشته گفته بودم که قرار است در پایان دوره دوم از قدرت کنار بکشم. کاری که من سعی می کنم در دو سال آخرم انجام دهم این است که تا آنجا که می توانم برنامه های بزرگی را که آماده کرده ایم انجام دهم. امیدواریم این حرکت بریستول را برای مدتی در آینده حفظ کند. خواهیم دید.
اولین چیزی که اندی برنهام و جوآن اندرسون در مورد Zoom بحث می کنند، منشاء بسیار مشابه آنها است، اما شهرداری آنها به سختی می تواند متفاوت تر از این باشد. برنهام یک سال از دومین دوره شهرداری خود به عنوان شهردار منچستر بزرگ می گذرد، که با یک ماموریت بزرگ دوباره انتخاب شده است. پس از 16 سال در وست مینستر، که شامل دو پیشنهاد ناموفق برای رهبری حزب کارگر بود، به نظر می رسد که عضو سابق لی از شغل فعلی خود رها شده است. درگیری او با دولت بر سر محدودیت‌های مبتنی بر کووید در اکتبر 2020، لقب « پادشاه شمال » را برای او به ارمغان آورد و علی‌رغم اینکه او نماینده مجلس نیست، او را به عنوان مورد علاقه کتابداران برای جانشینی استارمر تبدیل کرد.
اندرسون در برابری، تنوع و شمول کار می کرد و قبل از انتخاب شدن به عنوان شهردار لیورپول، به مدت دو سال به عنوان مشاور شورای شهر خدمت کرد – اولین زن سیاه پوستی که چنین پستی را به دست آورد. نقش او، ریاست شورای شهر، پیش از ایجاد شهردار مترو برای منطقه در سال 2017 است. او در ماه مه سال گذشته، پس از دستگیری سلف خود، جو اندرسون (بدون رابطه) به ظن توطئه، شهری در هرج و مرج را به ارث برد. مرتکب رشوه و ارعاب شاهدان شوند (او همه تخلفات را انکار می کند و تحقیقات پلیس مرسی ساید در حال انجام است). دولت با استناد به "شکست جدی حکومت" تیمی از کمیشنرها را برای نظارت بر چندین عملیات شورا منصوب کرد. دوره ریاست اندرسون در سال آینده پیش از موعد به پایان می رسد، زمانی که رایزنی در سطح شهر در مورد حفظ یا لغو پست او تصمیم گیری شود. برای هر دو شهردار، آینده کاملاً باز است.
اندی برنهام آیا ما در یک سال متولد شدیم؟
جوآن اندرسون ویکی پدیا اشتباه کرده است. دارم دود می کنم! از بین همه مزخرفاتی که درباره من می نویسند، این چیزی است که بیشتر از همه از آن ناراحت هستم. من 7 ژانویه 1971 هستم و شما 7 ژانویه 1970، درست است؟
AB درست است. و احتمالا فقط چند مایل از هم فاصله دارند. من در Aintree به دنیا آمدم و شما در کجا به دنیا آمده اید؟
JA بیمارستان زنان در جاده میل. اندی واقعا حمایت کرده است. بسیاری از مردان به من توصیه های ناخواسته ای ارائه کردند و تنها یک زوج از من حمایت کردند: اندی برنهام و ماروین ریس.
AB Phew.
جی‌ای اندی به دلیل هیلزبورو در شهر ما شهرت خوبی داشت [برنهام با موفقیت برای تحقیق دوم در مورد فاجعه 1989 لابی کرد]. با نگاهی به سوابق اندی – خانواده کاتولیک، هواداران اورتون – ما از نظر فرهنگی به همین شیوه تربیت شده ایم تا نظر شما را بگوییم و در مورد آن بسیار صادقانه و صادق باشیم.
AB چه مدت در لندن بودی، جوآن؟
JA من 10 سال در لندن کار کردم – اما مردم عادت داشتند وقتی صحبت می‌کردم تکان بخورند.
AB چنین مشابهی وجود دارد. ما تقریباً در یک سال و در یک مکان به دنیا آمدیم. من در 20 سالگی به مدت 10 سال در لندن زندگی کردم. کمی عجیب است که هر دو به جایی رسیده ایم که به آن رسیده ایم.
چرا هر دوی شما خواستید کاندیدای شهرداری شوید؟
AB
فکر می‌کنم به سفر من در وست مینستر مرتبط بود. هرگز زیستگاه طبیعی من نبود. من باید یاد می گرفتم که در آنجا زندگی کنم، همانطور که بسیاری از افراد با پیشینه طبقه کارگر بیشتر انجام می دهند، اما بعد از آن چند سال می گذرد و فکر می کنید: آیا من اینجا خودم هستم؟ و آیا کاری را که می خواهم انجام می دهم؟ نظام پارلمانی می تواند از مردم کلاهبرداری کند، زیرا از آنها می خواهد چیزهایی را انجام دهند و بگویند. من به دوشاخی در جاده برخورد کردم که باید تصمیم می گرفتم که با خودم صادق باشم یا به خط پا بزنم. تا حدی استقلال پیدا کردم. وقتی برای اولین بار شنیدم که نقش شهردار منچستر بزرگ در حال آمدن است، آن را رد کردم، اما متوجه شدم که به آن بازگشته و فکر می‌کنم ممکن است برای من مناسب باشد، و اینطور هم شده است. من آن را کاملاً رهایی بخش و انرژی بخش یافته ام. شما می توانید بیشتر از آنچه در سیستم وست مینستر می توانید انجام دهید، با ارتباط فوری برای مردم. من عاشق سیاست بودم، و این مرا به چیزی که درباره آن بود بازگرداند.
JA من اصلاً آرزوی شهردار شدن نداشتم. فکر می کنم به دلایل عجیبی شهردار شدم. اول از همه، من و سایر زنان منطقه از این که هیچ رهبر زن در قدرت ترکیبی وجود نداشت، خشمگین بودیم. من در جوانی واقعاً در جنبش اتحادیه‌های کارگری فعال بودم، و در مسیر سریعی در زندگی سیاسی قرار داشتم، اما آن را رد کردم، زیرا آن را کاملاً ناامیدکننده می‌دانستم. این همان چیزی است که تو می‌گفتی، اندی – به تو گفته می‌شود که چه بگویم. این مرا علیه سیاست برانگیخت. به عنوان یک مشاور محلی، از عدم توانایی در تغییر هر چیزی ناامید بودم. من شهرم را در خطر واقعی دیدم. می دانستم پوست کلفتی برای ایفای نقش دارم. می دانستم برای چه به خودم اجازه می دهم. با آمدن به آن نقش با تمام تجربه حرفه ای که پشت سرم بود، در خودم کاملاً مطمئن بودم.
AB من احساس می کنم که ایده آل است، زیرا نقش به ترکیبی از شخصیت و دیدگاه نیاز دارد. در نهایت، این مکان اول است تا اولین حزب. بدیهی است که شما این وفاداری را دارید، اما اگر با «حزب من، درست یا غلط» شروع کنید، فکر می‌کنم در نهایت کار را به درستی انجام نمی‌دهید. شما می توانید استدلال کنید که در این کار قرار گرفتید، اما در واقع مسیر درستی بود.
ج.ا. من بزرگ‌نمایی را دوست ندارم، امتیاز سیاسی را دوست ندارم، رفتارهایی را که سیاستمداران انجام می‌دهند، دوست ندارم. من فقط حاضرم خودم باشم برای تغییر خیلی دیر است.
شما شهردارهای مختلفی هستید. کجا همپوشانی دارید؟
JA
عجیب است، اینطور نیست، ساختار شهردار؟ مردم خیلی گیج شده اند. من با رهبران اصلی شهر منچستر کار می کنم. جایی که من با قدرت ترکیبی همپوشانی دارم، کار بین المللی است. و البته حزب کارگر.
AB فکر می‌کنم وقتی مردم به این سیستم عادت می‌کنند، تفاوت‌های بین استیو [روترام، شهردار مترو منطقه شهر لیورپول] و من که به اموری مانند حمل‌ونقل، و رهبران شهری که خدمات خاصی را در داخل شهر انجام می‌دهند، می‌پردازند را درک خواهند کرد. ما به عنوان یک کشور در آن جدید هستیم. برای من پنج سال گذشت. از برخی جهات به سرعت از بین رفته است، اما از جهات دیگر نه، با توجه به عظمتی که ما با آن روبرو بوده ایم. با نگاهی به گذشته، سطح تلاطم کاملاً خیره کننده است. دو هفته بعد، بمب گذاری در منچستر آرنا – یک عمل وحشتناک شیطانی در قلب شهر. آتش‌سوزی، سیل، همه‌گیری. شمال انگلیس روزهای سختی را پشت سر گذاشته است. به ما وعده‌های زیادی در مورد ارتقاء سطح داده شده است، اما این اتفاق نیفتاد، بنابراین داشتن صدایی برای به چالش کشیدن این عدم ارائه واقعاً مهم بوده است.
دوست دارید بر اساس کدام دستاوردها مورد قضاوت قرار بگیرید؟
بی خانمانی AB مشکل بزرگی بود که من وارد شدم، و می دانستم که دادن یک قول بزرگ در مورد آن خطرناک است زیرا بودجه وجود نداشت. اما شما باید رهبری درست را در مورد چیزی که نیاز به تغییر دارد نشان دهید. ما یک زیرساخت و مشارکت در تمام 10 منطقه ایجاد کرده ایم که وضعیت را تغییر داده است. من به کارت اتوبوس رایگان برای 16-18 ثانیه افتخار می کنم. مصمم بودم برای آن گروه سنی کاری انجام دهم. سومین تصمیم برای بازگرداندن اتوبوس ها به کنترل عمومی و دریافت سیستم حمل و نقل عمومی است که مردم می توانند دوباره بپردازند. دادن چیزهایی به شمال که لندن همیشه داشته است، هدف ماست.
JA ایجاد ثبات برای شهر و برخورد با کمیسرانی که از گردن ما نفس می کشند. بسیاری از مردم می خواهند عقب نشینی کنند و من فقط احساس کردم به آرامش نیاز است. بودجه مشکل بزرگی بود. ما یک سطل سبز گذاشته‌ایم که مردم واقعاً از آن عصبانی هستند، اما موفق شده‌ایم پرداخت‌های حمایتی اختیاری را برای افراد نیازمند، مراکز کودکان، کتابخانه‌ها، مراکز اوقات فراغت، در حالی که بسیاری از شوراها پناهگاه هستند، حفظ کنیم. 't. من شخصاً قفل سه گانه ای را روی مانیفست گذاشتم و گفتم که هر تصمیمی که می گیریم تمرکز واضح تری بر برابری، تنوع و شمول خواهد داشت. ارزش اجتماعی؛ و اثرات زیست محیطی من واقعا به این افتخار می کنم.
اندی، آیا فکر می‌کنید رویارویی شما با دولت بر سر محدودیت‌های کووید، نقطه عطفی برای درک عمومی از آنچه شهرداران می‌توانند انجام دهند بود؟
AB
لحظه بزرگی بود زیرا مدیریت این بیماری همه گیر بسیاری از مشکلات این کشور را نشان داده بود. ما از برخی از تصمیماتی که گرفته می شد رنج می بردیم. به‌عنوان وزیر بهداشت، در سال 2009 باید با آنفولانزای خوکی مقابله می‌کردم، بنابراین سیاست‌های همه‌گیری را با جزئیات می‌شناختم و این به من توانایی منحصربه‌فردی برای تعامل با آنها داد. تلاش کردم و تلاش کردم. اصل راهنمای من در این نقش این است که اگر دولت درست عمل کند، من می گویم و اگر دولت اشتباه می کند، می گویم. آن حادثه را بزرگ نامیدند، اما در واقع چیزهای دردناکی در پشت صحنه در حال وقوع بود که به همین دلیل بود. به گذشته نگاه می‌کنم و فکر می‌کنم که ما کاملاً حق داشتیم که موضع خود را اتخاذ کنیم. این نقشی بود که من برای ایفای آن انتخاب شدم و به دلایل درست آن را انجام دادم. این بازتابی از ناپختگی وست مینستر بود که مردم بلافاصله گفتند: "این برای شهرداران است" زیرا ما به آنها پاسخ دادیم. خوشبختانه این درست نبوده است.
در مورد آینده چطور؟
JA
کار من محدود به زمان است. وزیر امور خارجه مقامات شهری را برای انتخابات سال 2023 آماده می کند. ما نمی توانستیم همه پرسی را که در مورد نقش شهردار متعهد بودیم برگزار کنیم، زیرا هزینه آن نیم میلیون پوند خواهد بود. ما احساس کردیم بهترین کار مشاوره است. گزینه ها مدل کمیته، مدل رهبر یا مدل شهردار هستند. من قول داده ام که از آن دوری کنم. می گذارم شهر تصمیم بگیرد. اگر من شهردار نباشم، تعطیلات کارائیب در سال 2023 است. [می خندد]
AB من خیلی واضح گفته ام که یک دوره دوم کامل خدمت خواهم کرد.
JA تو هنوز اندی خیلی جوانی، نه؟ [می خندد] خیلی جوان.
AB من آن را احساس نمی کنم! این نقش ها کمی شما را پیر می کنند، اینطور نیست؟ اگر چیزی من را در وهله اول وارد سیاست کرد، رشد در شمال غربی در دهه 80 بود: ماس ساید، توکست، اعتصاب معدنچیان، هیلزبورو. و سپس به دانشگاه کمبریج می روم. من همیشه معتقد بودم در این کشور دو دنیا وجود دارد. مسئله این است که شما چگونه شیوه کار کشور را در زمینه انصاف و عدالت برای مناطق و به ویژه شمال تغییر می دهید. وضعیت موجود بیش از هر زمان دیگری به چالش کشیده شده است، و من فکر می کنم این به نحوه همکاری شهرداران برمی گردد. با در نظر گرفتن این موضوع، به این معنا نیست که من فقط منتظر بازگشت به وست مینستر هستم. تصوری که باعث گمانه زنی ها می شود این است که وست مینستر تنها نمایش در شهر است.
JA من تجربه وست مینستر را ندارم. نشستن در اتاقی با انبوهی از محافظه‌کاران هرگز در فهرست کارهای من نبوده است. در طول کووید، زمانی که من یک شورای محلی بودم، فکر می‌کردم شورای شهر می‌تواند فهرستی از افراد نیازمند و فهرستی از افرادی که می‌توانند کمک کنند به من بدهد و من با آنها ازدواج کنم. و من متوجه شدم که ما به عنوان یک مقام محلی خیلی بزرگ هستیم و باید این کار را در سطح جامعه انجام دهیم. و فکر می کنم در مقیاس بزرگ تری برای مناطق و وست مینستر اعمال شود. من همیشه حامی بزرگ اقتدار واگذار شده بوده ام.
AB من فکر می‌کنم سیاست بریتانیا در دهه 80 مسیر اشتباهی را در پیش گرفت و دولت محلی را کاملاً توخالی کرد. این به ما در طول سه دهه گذشته بسیار خدمت کرده است، و به اندازه کافی توسط دولتی که من در آن حضور داشتم برعکس نشد. و به دنیای قدیمی وست مینستر برگردید، که در واقع مکانی است که باید تغییر کند.

source

توسط artmisblog