پس از تماشای برد 8-0 مقابل قهرمان سابق اروپا، منطقی بود که کمی احساس مغزی کنیم
سوت نیمه وقت شبیه یک عمل رحمتی است. در حالی که بازیکنان آسیب دیده نروژ از تونل به سمت چهار دیوار جامد رختکن می‌دویدند، انگلیس با لبخندی گسترده از زمین بیرون می‌رفت و سعی می‌کرد وانمود کند که این مسابقه هنوز یک مسابقه معنادار است.
در حاشیه، کارکنان آمبولانس سنت جان پشت ماسک های خود می خندند. در سکوها، دهان ها از هم باز می شود و به سادگی هوای کافی در ورزشگاه وجود ندارد که آنها را پر کند. جوناس ایدوال در زیر بشکهای، در حالی که میکروفون بی بی سی را در دست دارد، کاملا حیرت زده به نظر می رسد، انگار که گوسفندی را دیده است که هندسه انجام می دهد. خلق و خوی گیج‌آلود است، هم مرز با سورئال، هم مرز با هذیان.
در شبی گرم در برایتون، انگلیس با نتیجه 8-0 نروژ قهرمان دو دوره اروپا را شکست داد. ما اینجا هستیم: یک جمله کاملاً عادی. و با وجود تمام اهمیت عمیق‌تری که در روزهای آینده بر این بازی افزوده خواهد شد – موج اعتماد و انتظاری که در پی خواهد داشت، لرز وحشتی که در بقیه مسابقات ایجاد می‌کند، ادعاهای مداوم فزاینده مبنی بر اینکه این بازی است. در واقع، به خانه آمدن – شاید اولین واکنش به این بازی نیز صادقانه ترین باشد.
برای اینکه از استعداد و استعدادی که انگلیس با آن سخت‌ترین بازی خود در مرحله گروهی را پشت سر گذاشت و تکه تکه آن را از تمام حیثیت ورزشی سلب کرد، کمی متحیر و شاید حتی کمی متعجب شوید.
بیایید فقط جلوی سیار برداشت ها را بگیریم. کسانی که واقعاً این ورزش را از نزدیک دنبال نکرده اند ممکن است وسوسه شوند که آیا پنهان کاری هایی مانند این امری عادی است یا خیر. همچنین پدیده ای به خصوص انگلیسی وجود دارد – پدیده ای که با خوشحالی اسکاتلندی ها، ولزی ها و ایرلندی ها آن را دوست داشتند – تیم هایی که انگلیس شکست می خورد به نوعی با این واقعیت که از انگلیس شکست می خورد وحشتناک می شوند. بنابراین برای روشن شدن موضوع: نروژ با سه پله کمتر از انگلیس در رتبه یازدهم جهان قرار دارد. آنها به طور موجه در میان برگزیدگان مسابقات قرار گرفتند. هیچ تیمی در یک بازی قهرمانی اروپا بیش از 6 گل به ثمر نرسانده بود. در مسابقات فینال قبلی در سال 2017، تنها دو بازی از 24 بازی گروهی با بیش از دو گل پیروز شدند. به معنای واقعی کلمه هیچ کس این آمدن را ندید. به تعبیر ریچل از دوستان: این خیلی معمول نیست، برای هر تیمی اتفاق نمی‌افتد و یک معامله بزرگ است.
و بله، نروژ واقعاً اینجا پوسیده بود. تعویض دقیقه 75 آدا هگربرگ بزرگ نسبت به افشای اینکه آدا هگربرگ ظاهراً به مدت 75 دقیقه در زمین حضور داشت، کمی شگفت‌انگیزتر بود. جولی بلکستاد در دفاع چپ مقابل ده ها نفر از اعضای خانواده اش بازی ترسناکی داشت. ماریا توریسدوتیر در دفاع یکی از آن شب‌های دلخراش را داشت که به نظر می‌رسد در حالت آهسته آشکار می‌شود: یک ترسناک چند لایه که می‌تواند بقیه مسابقات او را تحت الشعاع قرار دهد. یعنی آنچه از آن باقی می ماند.
در مورد انگلیس، که از آن برد نامناسب و کمی چسبنده مقابل اتریش گذشت، این یک تغییر دنده به نظر می رسید: پنجره احتمال نه به سادگی حرکت کرد، بلکه شکست. یک تیم بدون تغییر – غرور! – به سادگی زوایای و کانال هایی را تار کرد که نروژ به سختی می توانست آن ها را درک کند، چه رسد به دنبال کردن. این یک پیروزی بود که در سه بخش متمایز به دست آمد.
اول از همه، شکست شروع شد، زیرا انگلیس با حرکت هوشمندانه جورجیا استنوی و پاس عمودی سریع لوسی برنز، دفاع نروژ را منزوی کرد. بعد از آن رایگان برای همه بود: بت مید و لورن همپ که به میل خود با هم تبادل نظر می کنند، الن وایت در دفاع نروژی سوراخ می کند که تا این مرحله یک چیز کاملاً تئوری بود، مانند ریشه دوم منهای یک، یا قانون اساسی بریتانیا. در نیمه اول، انگلیس 6-0 پیش بود و سروصدا مانند سونامی در زمین پیچید.
سپس نیمه دوم فرا رسید که معادل فوتبالی کیک رایگان بود: همه برای یک تکه در صف ایستاده بودند. الکس گرین وود به تیر افقی برخورد کرد.
برنز در یک رگبار پرنده شلیک شد. آلسیا روسو وارد زمین شد و یک گل مسخره آسان را به ثمر رساند. امواج مکزیک شروع شد و تنها نکته مورد توجه باقی مانده این بود که آیا انگلیس گارد خود را کنار بگذارد و به نروژ بقایای تسلی دهد. اما هرگز این کار را نکردند.
و شاید این مخالف ترین عقاید به نظر برسد، اما دلیل محکمی برای انتخاب کیرا والش به عنوان بهترین بازیکن انگلیس در آن شب وجود دارد. خواه در نیمه اول خط‌های خدمت به هگربرگ و کارولین گراهام هنسن را خاموش کرد، یا در نیمه‌ی دوم اقتدار او را در تمام خط میانی نشان داد، این والش بود که واضح‌ترین بیانی از طرح انگلستان را در اینجا ارائه داد: نمایشی از تسلط کم‌رنگ کلاسیک. .
پس از آن سارینا ویگمن بازیکنان پرهیاهو خود را در وسط زمین جمع کرد و شاید به آنها یادآوری کرد که تمرکز خود را روی کار پیش رو حفظ کنند. بسیار خوب، برایت آرزوی خوش شانسی می کنم. هر چه که در این مسابقات قهرمانی اروپا برای انگلیس اتفاق بیفتد، این یکی از آن شب‌هایی بود که ملتی را برگرداند و بیدار کرد، که هیچ یک از 28000 هوادار که شاهد آن بودند فراموش نخواهند کرد. این چیزی برای آنها برنده نمی شود. هیچی براشون تضمین نمیکنه و با این حال، در حالی که بازیکنان پیروز انگلیس آخرین دور افتخار خود را در مقابل مردمی ناباور و فریاد زده تکمیل کردند، باورش سخت بود که دوباره چیزی شبیه به آن باشد.

source

توسط artmisblog