خروج از حساب کاربری، آماده به کار…
هشا آبرامز 35 سال پیش در دعاوی تجاری شروع به کار کرد و از آن زمان تاکنون مهارت های حل مسئله خود را تقویت کرده است.
هشا آبرامز، میانجی و مذاکره‌کننده متخصص به Entrepreneur می‌گوید: «انسان‌های جامعه ما دیگر حتی نمی‌توانند با یکدیگر صحبت کنند. "مردم فکر می کنند، "اگر شما متفاوت از من فکر می کنید یا اعتقاد دارید، خوب، شما فقط یک احمق هستید، و من سعی می کنم توضیح دهم، بحث کنم، نادانی شما را فریاد بزنم." این خیلی احمقانه است و به معنای واقعی کلمه جامعه ما را نابود می کند."
آبرامز در طول 35 سال زندگی حرفه ای خود بیش از سهم عادلانه خود شاهد درگیری بوده است. اما زمانی که میانجی که اکنون خبره است شروع به دعاوی تجاری کرد، میانجیگری عمدتاً در پرونده های طلاق و اتحادیه کارگری مورد استفاده قرار گرفت – نه در دعاوی مدنی، خیلی کمتر جنایی. آبرامز پتانسیل این ابزار را برای حل اختلافات فراتر از این محدوده محدود دید.
بنابراین او نزد قاضی فدرال دالاس جو فیش رفت تا نظریه خود را آزمایش کند. او پنج پرونده را به او داد تا شروع کند – و آبرامز همه آنها را حل و فصل کرد. او می خندد: "من همه کارها را اشتباه انجام دادم، اما با این حال هر پنج مورد را حل کردم. بنابراین من و قاضی هر دو گفتیم، "باشه، اینجا چیز جالبی وجود دارد." و سپس یک سفر مادام العمر آغاز شد."
آبرامز مهارت‌های خود را در بسیاری از درگیری‌های پرمخاطب و پرمخاطب آزمایش کرده است – از دعوای نرم‌افزاری بین طرف‌های محرمانه، پرونده‌های محرمانه تجاری بر سر دستور یک محصول معروف و محبوب، تا جنگ‌های احساسی و سیاسی بر سر آموزش کتاب مقدس در مدارس دولتی تگزاس در اوایل این ماه، او اولین کتاب خود را با عنوان Holding the Calm: The Secret to Resolving Conflict and Defusing Tension منتشر کرد که نکاتی در مورد موقعیت‌های خواندن و راهکارهای ساده برای حل مشکلات ارائه می‌دهد.
آبرامز می‌گوید: «همه ما فکر می‌کنیم که انسان‌ها به دنبال پیروزی هستند. و این درست نیست: 90 درصد ما رانده شده‌ایم که نباختیم. تفاوت بزرگ. من این کتاب را نوشتم زیرا 35 سال در سنگر درگیری انسانی دارم که به معنای خشم، خشم، خودپسندی، لجاجت، تکبر است. حماقت، ترس."
تاکتیک‌های میانجی‌گری آبرامز از روزهای ابتدایی حضورش در دالاس بسیار پیشرفت کرده است. بخشی از آن ناشی از مطالعه فشرده او از رفتار انسان است. اگرچه آدام اسمیت اقتصاددان این ایده را مطرح کرد که مردم منطقی و در راستای منافع شخصی خود عمل می کنند، اما تحقیقات جدید، به ویژه تحقیقات دانیل کانمن ، روانشناس و اقتصاددان برنده جایزه نوبل، چیز دیگری را نشان می دهد – زیرا ما بیش از حد مستعد احساسات و عاطفه هستیم. سوگیری های شناختی
آبرامز می‌گوید ضربه زدن به حریف با داده‌ها، حقایق و منطق در جریان بحث بیهوده است، زیرا آمیگدال ، مرکز منفی و ترس مغز، در مواجهه با درگیری فعال می‌شود و قشر جلوی مغز را که استدلال را کنترل می‌کند، می‌بندد. و حل مسئله علاوه بر این، آبرامز درگیری چشمی و طرد شنوایی را که با موقعیت‌های پرتنش همراه است، توصیف می‌کند: دید تونلی و ناتوانی در شنیدن آنچه گفته می‌شود.
آبرامز توضیح می دهد: «زمانی که در استرس یا درگیری هستید، دنیای شما بسیار کوچک می شود. یک میانجی، مربی یا مشاور به گسترش دیدگاه کمک می کند و می گوید: "من می توانم دیدگاه شخص دیگری را ببینم."
مطالب مرتبط: درک دیدگاه دیگران موفقیت شما را به شدت افزایش می دهد
آبرامز می گوید فرمول هر درگیری ساده است: به ناتوانی ختم می شود. شما سعی می کنید کسی را وادار کنید به چیزی فکر کند یا چیزی را باور کند که او نمی خواهد فکر کند یا باور کند، یا برعکس. او ادامه می‌دهد که احساس خارج از کنترل بودن، آمیگدال را تحریک می‌کند، و این منجر به رفتار بد می‌شود، زیرا اکثر مردم به ابزارهایی برای مقابله مؤثر با تعارض مجهز نیستند.
آبرامز توضیح می دهد: «به همین دلیل به مردم ابزار می دهم. "من با این مانترا کوچک آمدم – "حفظ آرامش". اگر به کسی بگویید، "نفس عمیق بکش"، کار نمی کند، زیرا چیزی که می گوید این است که "تو از کنترل خارج شدی. من به تو می گویم که چه کار کنی." تنها کاری که می کند این است که احساس ناتوانی را افزایش می دهد، که باعث تحریک بیشتر آمیگدال می شود.
آبرامز هر زمان که احساس می کند برانگیخته می شود، خود به مانترا تکیه می کند. او می گوید: «مثل پای خرگوش یا طلسم عمل می کند تا آمیگدال من را آرام کند تا بتوانم فکر کنم. "و سپس فکر می کنم، من اینجا ناتوان نیستم. من ابزارهایی دارم. از کدام ابزار استفاده خواهم کرد؟ چگونه می خواهم به این وضعیت واکنش نشان دهم؟ و این برای هر فردی متفاوت است."
Holding the Calm به پنج بخش و 20 فصل تقسیم شده است که در هر فصل یکی از ابزارهای آبرامز به همراه داستان هایی برای نشان دادن آن توضیح داده شده است. آبرامز تاکید می کند که همه ابزارها در دسترس و آسان برای استفاده هستند، اما افراد باید با خیال راحت هر چیزی را که با آن احساس راحتی می کنند بسته به موقعیت انتخاب کنند.

آبرامز می‌گوید که «تنش‌زدایی» را در عنوان گنجانده است، زیرا هر جا که درگیری وجود داشته باشد، تنش‌هایی در حال ایجاد است – چه هر دو طرف از آن آگاه باشند یا نه. نکته کلیدی این است که به طور مستقیم به این تنش رسیدگی کنید تا از بدتر شدن یک وضعیت بد جلوگیری کنید. او از تشبیه سس اسپاگتی ریخته شده استفاده می‌کند تا هدف خود را به خانه برساند.
آبرامز توضیح می دهد: «اگر آن را درست در اسفنج پاک کنید، درست بالا می آید. "شما اجازه می دهید یک شب بماند و آن را از کفگیر جدا می کنید. می گذارید یک سال بماند، کهنه و زبر و کپک زده است. پاک کردن سس اسپاگتی وقتی خیس است بسیار آسان تر است. اما ما تمایل داریم که این کار را نکن – پس وقتی بزرگتر و زشت تر است باید با آن کنار بیاییم."
مطالب مرتبط: در اینجا هزینه واقعی نادیده گرفتن مشکلات شما است
به گفته آبرامز، سخت ترین موارد زمانی اتفاق می افتد که افراد درگیر چیزی برای از دست دادن ندارند. او می‌گوید: «برایم مهم نیست که این یک چیز کوچک است یا یک چیز بزرگ – اگر چیزی برای از دست دادن ندارید، هیچ خطری ندارید. "و آن وقت می‌توانید مغرورتر، خودپسندتر و سرسخت‌تر باشید و کمتر عمل‌گرا باشید. سیستم حقوقی راهی برای کتک زدن شما دارد، و مثل این است که شما را نرم‌تر می‌کند. برخی از مردم فقط باید قبل از آن‌ها مورد ضرب و شتم قرار بگیرند." مایلند کاری را که قبلاً می توانستند انجام دهند، انجام دهند."
آبرامز می‌گوید به همین دلیل است که حل کردن موردی که در آن گربه یکی از هم اتاقی‌ها روی فرش می‌چرخد، ممکن است دشوارتر از موردی پرمخاطب بین 100 شرکت فورچون باشد. همه چیز به افراد درگیر و انگیزه واقعی آنها بستگی دارد.
آبرامز توضیح می‌دهد: «بسیاری از کارهایی که من انجام می‌دهم تشخیصی است، زیرا اگر در تعارض هستید، چرا با شما مانند همسایه یا همکارتان رفتار می‌کنم؟ شما یک فرد متفاوت هستید. من با یک درون‌گرا صحبت می‌کنم. با کسی که متفکر است به گونه ای متفاوت با کسی که احساس می کند صحبت می کنم، متفاوت است. او این فرآیند را به فرآیند انتقال خون تشبیه می‌کند: گروه خونی مناسب جان یک نفر را نجات می‌دهد، اما گروه نامناسب می‌تواند کشنده باشد.
آبرامز تاکید می کند که همه ما محصول تربیت خود هستیم، چه بخواهیم و چه نخواهیم، و این تاثیر قابل توجهی بر نحوه واکنش ما به تعارض دارد. او می‌گوید: «افراد می‌توانند بسیاری از درمان‌ها را پشت سر بگذارند و نسخه‌های بهتری از خودشان شوند، اما اگر شما یک گل رز، یک گل رز یا گل نرگس هستید، تغییر نمی‌کنید – شما یک گل رز، یک گل مروارید یا یک گل نرگس هستید. "شما می توانید نسخه بهتری از خودتان با رشد شخصی، درمان و یادگیری باشید، اما شما همان چیزی خواهید بود که هستید. بنابراین صحبت کردن با یک گل رز و اینکه بخواهید گل رز باشد، احمقانه است." آبرامز می‌گوید با دیزی طوری صحبت کنید که انگار آنها یک دیزی هستند، و این شما هستید که کنترل می‌کنید.
آبرامز اضافه می کند که زنان و مردان نیز به یک شکل با تعارض برخورد نمی کنند، زیرا آنها به طور متفاوتی اجتماعی شده اند. آبرامز توضیح می دهد: «زنان به طور سنتی در بیان احساسات شدید، به جز گریه کردن، آزاد نبودند. خشم معمولاً قابل قبول نیست؛ زن را می‌توان به‌جای قاطعیت، پرخاشگر دید، در حالی که مرد را می‌توان کاملاً متفاوت دید.
اولین گام برای غلبه بر آن این است که اهمیت دادن به آنچه دیگران فکر می کنند را رها کنید – آبرامز اذعان می کند که گفتن آن آسان تر از انجام دادن است، زیرا زنان مشروط شده اند تا با آنها سازگاری داشته باشند و از مردم خوشایند باشند. او همچنین خاطرنشان می‌کند که زنان به‌طور سنتی قدرت را در دست نداشتند، که چالش دیگری در رابطه با احساس کنترل ایجاد می‌کند.
مطالب مرتبط: 11 راز برای بهره وری و کنترل بودن
متأسفانه، پرورش گفت‌وگوی معنادار و حل‌وفصل در کشور متفرقه امروز ما می‌تواند دشوار باشد. آبرامز طی سال‌ها شاهد بدتر شدن ارتباطات از نزدیک بوده است: "جامعه ما قبلا کمی متمدن‌تر بود، جایی که شما چیزهایی را که فکر می‌کردید نمی‌گفتید. خوب، با ظهور رسانه‌های اجتماعی، مردم اکنون می‌توانند همه چیز را بگویند. انواع چیزهای بد، پست و وحشتناک – و هیچ عواقبی وجود ندارد."
اما شاید بهتر از هر کسی، آبرامز همچنین می‌داند که ما زرادخانه‌ای از ابزارهای حل تعارض را در اختیار داریم، اگر خودمان را برای استفاده از آنها آماده کنیم – زیرا او چندین دهه است که این کار را انجام می‌دهد.
آبرامز می‌گوید: «من می‌دانم که چگونه مشکلات را واقعاً حل کنم، نه آنچه باید کار کند، نه آنچه که می‌خواهم کار کنم، نه آنچه از نظر فلسفی خوب بود اگر کار می‌کرد – چه چیزی واقعاً کار می‌کند.»
خانواده این مدیر اجرایی از کار او حمایت نمی کنند، اما او دست از مبارزه برای سازندگانی که کمتر به نمایش گذاشته شده اند، برنمی گردد.
خلاقیت یعنی بهره وری. در اینجا 3 تمرین وجود دارد که هر دو را تقویت می کند.
من پدر و مادری هستم که در خانه بمانم و کارآفرین هستم و در حال سوختن هستم. در اینجا نحوه اجتناب از سرنوشت مشابه آمده است.
مدیر رسانه ای در مورد اینکه چگونه برندها می توانند از OTT و FAST برای موفقیت بازاریابی استفاده کنند: "این بیشتر ناب است تا ناب"
شما ارتقا یافته اید: یک داستان ساده که به من کمک کرد تا انعطاف پذیری خود را بسازم
ایلان ماسک نگران ربات ها است. شما هم باید باشید.
آنچه از راه اندازی مارک بنیوف استارتاپم در دریم فورس آموختم
لسلی پایل
آری ملامود |
مادلین گارفینکل
مشترک شدن در خبرنامه ما
آخرین اخبار، مقالات و منابع ارسال شده به صندوق ورودی شما.
من درک می کنم که داده هایی که ارائه می کنم برای ارائه محصولات و/یا خدمات و ارتباطات فوق شرح داده شده در ارتباط با آنها استفاده خواهد شد.
برای اطلاعات بیشتر سیاست حفظ حریم خصوصی ما را بخوانید.
حق چاپ © 2022 Entrepreneur Media, Inc. کلیه حقوق محفوظ است.

Entrepreneur® و علائم مرتبط با آن علائم تجاری ثبت شده Entrepreneur Media Inc هستند.
پیوند با موفقیت کپی شد

source

توسط artmisblog