او به‌عنوان درامر گروه، تعدادی از بهترین آلبوم‌های تاریخ را خلق کرد – اما پس از آن ماشین‌ها کار را به دست گرفتند. همانطور که او خاطرات خود را منتشر می کند، توضیح می دهد که چگونه دنیای کامپیوتر آنها خراب شد
وقتی کارل بارتوس نوجوان به والدینش گفت که می‌خواهد زندگی‌اش را وقف موسیقی کند، پدرش چنان عصبانی شد که گیتار آکوستیک پسرش را تکه تکه کرد.
پس از شنیدن گروه بیتلز در 12 سالگی، چیزی در او بیدار شد – او می‌گوید: «من می‌خواستم صدای آنها را حس کنم» و به همین دلیل از آن گیتار شکسته عبور کرد. استفاده از LSD و گوش دادن به هندریکس درگاه دیگری بود. او در خاطرات خود به یاد می آورد: «موسیقی به یکباره به تمام زبان های دنیا با من صحبت می کرد. من پیام آن را تا آخرین فرکانس درک کردم. هرگز پیش از این، جوهر موسیقی به این اندازه روشن نبوده است.»
خاطرات، صدای ماشین: زندگی من در کرافت‌ورک و فراتر از آن، کتابی فوق‌العاده مفصل درباره زندگی بارتوس است: از آن لحظات مهم دوران کودکی، سال‌هایی که در کنسرواتوار رابرت شومان در دوسلدورف گذرانده بود، جایی که او در رشته سازهای کوبه‌ای تحصیل می‌کرد، تا زمانش در ترکیب کلاسیک Kraftwerk – بارتوس، رالف هوتر، فلوریان اشنایدر، ولفگانگ فلور – که او از سال 1974 تا 1990 در آن بازی کرد.
Kraftwerk به دنبال یک نوازنده سازهای کوبه ای برای برخی قرارهای زنده بود و بارتوس توسط استادش توصیه شد. او که به استودیوی بدنام و مخفی Kling Klang احضار شد، بلافاصله با Hütter و Schneider کلیک کرد. او به یاد می آورد: «ما مجذوب یکدیگر شده بودیم و این احساس پاکی داشت. از همان جلسه اول می دانستم که این چیز بسیار خاصی است.
پیوستن بارتوس با انتشار Autobahn مصادف شد، رکوردی – به‌ویژه آهنگ عنوان آن – که اغلب معیاری برای مدرنیته در موسیقی پاپ در نظر گرفته می‌شود و شیار تپنده‌اش تا آینده کشیده می‌شود. کار بر روی آلبوم مفهومی Radio-Activity به زودی آغاز شد و بارتوس بیشتر به یک عضو، مشارکت‌کننده و همکار نویسنده تبدیل شد. آلبوم‌های بعدی Trans-Europe Express، The Man-Machine و Computer World (1977-1981) مجموعه‌ای بی‌نقص و بی‌نظیر از رکوردهایی هستند که با درخشش متالیک می‌درخشند و می‌درخشند. پاپ دقیق و مناظر علمی تخیلی آینده‌نگر به همان اندازه، به طرحی برای پاپ الکترونیکی در دهه بعد تبدیل شدند. بارتوس می‌گوید که مأموریت Kraftwerk سرمایه‌گذاری فناوری با بشریت بود، تا آن را «قابل احساس و قابل مشاهده کند» و این با تمام موسیقی پاپ الکترونیکی که از ما الهام گرفته شده بود متفاوت بود. آنها فقط با تجهیزات الکترونیکی مانند یک گیتار رفتار می کردند. آنها فقط آهنگ هایی را به سنت موسیقی پاپ انگلیسی پخش کردند. اما Kraftwerk متفاوت باقی ماند زیرا ما می خواستیم مردم را از تکنیک آگاه کنیم.
نه تنها گروه در استودیو به قله‌های خلاقانه صعود می‌کرد، بلکه پویایی آنها در دوستانه‌ترین و اجتماعی‌ترین حالت خود بود. برخی با هم در مکانی زندگی می‌کردند که بارتوس آن را به عنوان «مهمانی‌های افسانه‌ای» توصیف می‌کرد، هر چند که جزییات آبدار به آن کشیده نمی‌شد. برای کسانی که به جای آن باید به خاطرات فلور من یک ربات بودم مراجعه کنیم. او نوشت: "یک پروژکتور سوپر 8 فیلم های جنسی را روی دیوار کنار وان حمام پخش می کند." همه چیز با حمام حبابی و شراب قرمز پوشانده می‌شود و نور شمع به آرامی صحنه عرق‌ریز را روشن می‌کند. این مهمانی ها مانند سدوم و عموره بودند.» به نظر می رسد با چنین گروه مرموز و مخفی که در حال آزمایش با استفاده از نام مستعار ربات بودند – و کتاب بارتوس با تمرکز شدید بر روش های کار، فرآیند خلاقانه و فناوری، تایپ می کند.
در سال 1981 آنها با موفقیت به تور رفتند – علیرغم وزن هفت تن تجهیزاتشان – و سال بعد با The Model رتبه 1 بریتانیا را کسب کردند. آنها در اوج خلاقیت و تجاری خود بودند، بارتوس نوشت که دنیای کامپیوتر "موفق ترین تلاش ما برای ترجمه گویش استعاره انسان-ماشین به موسیقی بود"، اما Kraftwerk نزدیک به یک دهه اجرای زنده را انجام نداد، زیرا آنها در آن ناپدید شدند. استودیو. بارتوس می گوید: «ما در تمام دهه 80 خوابیدیم. این واقعاً یک اشتباه بسیار بزرگ بود.»
آلبوم بعدی، کافه الکتریک 1986، یک تغییر شدید بود. بارتوس می گوید: «مشکل زمانی شروع شد که کامپیوتر وارد استودیو شد. کامپیوتر هیچ ارتباطی با خلاقیت ندارد، فقط یک ابزار است، اما ما خلاقیت را به کامپیوتر برون سپاری کردیم. ما مرکز آنچه بودیم را فراموش کردیم. ما احساس فیزیکی خود را از دست دادیم، دیگر به چشمان یکدیگر نگاه نمی کنیم، فقط به مانیتور خیره شده ایم. در آن زمان، من فکر می کردم که نوآوری و پیشرفت مترادف یکدیگر هستند. من دیگر نمی توانم آنقدر مطمئن باشم.»
به نظر می رسد که این عضو گروهی که عصر جدیدی از موسیقی های سنگین فناوری آینده نگرانه را اعلام کرد، چیزی شبیه به تکنو شکاک است، اما بارتوس تأکید می کند که دوره ای که اکثر مردم آن را به عنوان اوج Kraftwerk می شناسند توسط یک گروه عمدتا آنالوگ تولید شده است. آنها محدودیت های تکنولوژی بدوی را به حد مطلق خود می رساندند و برای بارتوس، این محدودیت ها باعث نوآوری شد. اما هنگامی که با گزینه های بی پایان ارائه شد، چیزی برای مقابله با آن وجود نداشت، فقط یک افق بی حد و حصر. او می‌گوید: «ما خلاقیت را متوقف کردیم، زیرا در حال حل مشکلات بودیم.
سرعت کار به میزان قابل توجهی کاهش یافت. وسواس جدید هوتر با دوچرخه سواری به یک اولویت تبدیل شد و جلسات استودیو اغلب چند ساعت نیمه تمام در شب بود. به‌علاوه، آنها وسواس زیادی نسبت به آلبوم‌های دیگران پیدا کرده بودند، و اغلب به دیسکو می‌رفتند تا ترکیب‌های اولیه آهنگ‌هایشان را پخش کنند تا ببینند که صدای آن‌ها در برابر قطعات جدید روز چگونه است. آنها به جای تنظیم کردن، شروع به تعقیب زیتگایست کردند. با شنیدن آهنگ New Order's Blue Monday، بسیار تحت تأثیر قرار گرفتند که به دنبال مهندس صدا آن، مایکل جانسون، رفتند و به بریتانیا پرواز کردند تا او Tour de France – یک تک آهنگ مستقل از سال 1983 – را میکس کند، اما تصمیم گرفتند هرگز آن نسخه را منتشر نکنند.
بارتوس می‌گوید: «چیزها بیشتر و بیشتر متروک به نظر می‌رسند. ما به جای اینکه به یاد بیاوریم که چگونه معتبرترین و موفق ترین موسیقی ما ساخته شده است، نگاه خود را به بازار انبوه موسیقی معطوف کردیم. اما مقایسه ایده‌های خودمان با کارهای دیگران ضد خلاقیت و نتیجه معکوس بود. ما به طراحان موسیقی تبدیل شدیم و موسیقی مصرفی تولید کردیم که فقط در جهت پیروزی در مقابل سایر شرکت کنندگان بود. تخیل ما استقلال خود را از دست داد. به نظر می‌رسید که از ابتدا فراموش کرده بودیم که موسیقی ما چگونه به وجود آمده است.»
فلور صبر و حوصله خود را از دست داد و به دنبال ساخت مبلمان رفت و بارتوس نیز برای خروج آماده شد، با مشکلات فزاینده ای در مورد اعتبارات و پرداخت های ترانه سرایی، و همچنین امتناع از تور، نیز یک مسئله بود. او درباره آن زمان می گوید: «این یک کابوس کامل بود. اگرچه در این مرحله هوتر و اشنایدر معمولی بود، اما زمانی که سرانجام در سال 1990 او را ترک کرد، واکنش یا نمایش کمی وجود داشت.
دوره ای آغاز شد که در آن او احساس "بسیار ضعیف" می کرد، اما به زودی شروع به کار با ارکسترال مانور در اندی مک کلاسکی، نوشتن آهنگ هایی با هم، و همچنین همکاری با برنارد سامنر و پروژه جانبی الکترونیکی جانی مار در آلبوم دوم آنها کرد. او تأمل می کند: «آنها زندگی مرا نجات دادند. "چون می دانستم که تنها نیستم."
مک‌کلاسکی به یاد می‌آورد که بارتوس به عنوان «یکی از 12 شاگردی که از شما دعوت می‌کند تا به گروهشان بپیوندید» ابراز علاقه به همکاری با یکدیگر می‌کرد. بارتوس حتی در ایجاد گروه دخترانه Atomic Kitten از مک کلاسکی کمک کرد. مک کلاسکی به یاد می آورد: «قرار بود بازنشسته شوم، اما آنقدر مغرور بودم که فکر می کردم هنوز می توانم آهنگ بنویسم. کارل گفت، آنها را فقط به شرکت انتشارات نده چون آنها تو را به هم می ریزند و تو یک فاحشه ترانه سرا می شوی. او گفت: "چرا وسیله ای برای آهنگ های خود ایجاد نمی کنید؟" بنابراین من همیشه از اینکه به مردم بگویم: «بله، کرافت‌ورک اتمی کیتن را خلق کرد» خوشحالم.» بارتوس همچنین در دهه 1990 دو آلبوم به‌عنوان «الکتریک موزیک» منتشر کرد، قبل از انتشار دو آلبوم انفرادی در سال‌های 2003 و 2013. در همین حال، Kraftwerk، یک آلبوم فوق‌العاده داشت. در سال 2003 با Tour De France Soundtracks به ضبط بازگردید و – اکنون با تنها عضو اصلی هوتر – مدتهاست که یک برنامه زنده سه بعدی را تور کرده اند.
با تأمل در مورد Kraftwerk امروز، او ناامیدتر از آنچه که می‌توانست وجود داشته باشد، با تأسف از وقت تلف‌شده، انرژی خلاقانه و حفره‌ای به شکل یک دهه که در آن می‌توانستند مخاطبان را با موسیقی پیشاپیش و در عین حال تعریف‌کننده دوران برق‌انداخته‌اند، مواجه نمی‌شود. با این حال، او زمان زیادی برای ادامه تکامل Kraftwerk ندارد. او می گوید: «جامعه به تسمه نقاله تبدیل شده است. شما منابع می گذارید، آن را به یک محصول مصرفی تبدیل می کنید، درآمد کسب می کنید و … زباله. این اتفاقی است که برای Kraftwerk افتاد. آنها به غیرانسانی کردن موسیقی تبدیل شدند.»
اگرچه او هنوز عمیقاً عاشق زمان خود در دوره کلاسیک آنالوگ گروه است. او می‌گوید: «من دوست داشتم یک انسان-ماشین باشم. "اما ما فقط مرد را از دست دادیم."
The Sound of the Machine اثر کارل بارتوس توسط انتشارات Omnibus منتشر شده است. برای کمک به Guardian و Observer، نسخه خود را از guardianbookshop.com خریداری کنید . هزینه های تحویل ممکن است اعمال شود

source

توسط artmisblog