نمایشگاه جدید این هنرمند مکزیکی از ریزه‌های رومی استفاده می‌کند تا نشان دهد که ما می‌توانیم در مورد جامعه با آنچه که بیرون می‌ریزد بیشتر بگوییم تا فرهنگی که حفظ می‌کند.
زمانی که ماریانا کاستیو دبال برای ایجاد نمایشگاهی در پاسخ به آثار رومی در مجموعه میترائوم لندن دعوت شد، این کیفیت محلی و رفتار نابسامان آن بود که برای اولین بار او را تحت تأثیر قرار داد. او می‌گوید: «این برخلاف موزه بریتانیاست ، جایی که آثار باستانی در شرایط مشکوک از سراسر جهان گرفته شده است. در اروپا، ما گاهی فراموش می‌کنیم که تاریخی داریم که می‌توان آن را به نمایش گذاشت.»
بدیهی است که متولیان فرهنگی لندن در اواسط قرن، وقتی نوبت به آنچه که بسیاری به عنوان هیجان‌انگیزترین اکتشاف باستان‌شناختی پایتخت ستایش می‌کردند، شکوه و جلال خود را نشان ندادند. معبد میترا که در سال 1954 کشف شد، به سرعت تخیل شهر را به خود جلب کرد. این ساختمان زیرزمینی که به میتراس گاوکش، خدای فرقه سربازان مرموز اختصاص داده شده است، مرکز اصلی سکونتگاه اصلی لوندینیوم در امتداد رودخانه تیمز بود. با این حال، علی‌رغم پوشش داغ مطبوعات، و تأیید وینستون چرچیل، گنجینه‌های آن پراکنده شدند – یا حتی دور ریخته شدند – در حالی که ساختمان به طور تصادفی در سال 1962 در بالای سقف یک پارکینگ بازسازی شد. امروزه با دقت در پایین آسمان‌خراش بلومبرگ، در محل اصلی که باستان‌شناسان بسیاری از آثار باستانی دیگر را در آن پیدا کرده‌اند، بازسازی شده است.
به دلیل بیماری همه گیر، خلاقیت هنرمند مقیم برلین کاستیلو دبال، به جای کاوش عملی او در مجموعه، بر اساس آنچه او از پایگاه داده های باستان شناسان به دست آورده بود، شکل گرفت. او می‌گوید: «این موضوع بیشتر حدس و گمان و استعاره‌ای شد. اقلامی که او به آنها نگاه می کرد آنهایی نیستند که با معبد مرتبط باشند و با رمز و راز آن پر شده باشند. در عوض، آنها یافته های معمولی تری از حفاری های بعدی هستند. او توضیح می دهد: «آنها اشیایی سودمند از زندگی روزمره هستند که در زیر زمین بودند، نه به خاطر یک موقعیت مقدس، بلکه به این دلیل که کسی قبلاً آنها را دور انداخته بود». «چیزهایی مانند پختن ظروف سفالی، لباس و لوح های نوشتاری، که تقریباً به روشی که ما اکنون از پیام های متنی استفاده می کنیم استفاده می شود. هنگامی که پیام تحویل داده شد، تبلت دور انداخته شد. لوح های چوبی که با موم پوشانده شده و روی آن نوشته شده بود، اولین نمونه زبان نوشتاری در بریتانیا است و یکی از بزرگ ترین جوایز این مجموعه محسوب می شود.
در چیدمان او، رومن زباله، سه برج از سرامیک های انباشته راه هایی را پیشنهاد می کند که درک ما از ارزش و معنای اشیا می تواند تغییر کند. در یکی، سرامیک‌های بی‌شکل گه‌گاه با لعاب فلزی پوشانده شده‌اند و با انبوهی از چیزهایی که می‌توانند به راحتی روی زمین بیفتند، از جمله سکه، سنجاق و تاس چسبانده شده‌اند. ستون دیگری تجارت نگهداری را در مرکز قرار می دهد و با دقت گلدان های شکسته و همه چیز را بازسازی می کند. کار سرامیکی نهایی، تعویذهای کوچک را بزرگ می‌کند – "فالوس در یک طرف، واژن در طرف دیگر" – و همچنین شانه‌های بدون دندان، که نشان می‌دهد اهمیت آنها چگونه افزایش یافته است.
پرده‌ای سنگ‌آلود آثار را به هم متصل می‌کند، نقاشی‌شده با اسکریپت‌هایی از لوح‌ها و با تفاسیر بیشتری از مصنوعات پنهان شده در جیب‌ها، تا شبح‌هایی آزاردهنده ایجاد کند: سایه‌های نامشخصی که گذشته گریزان افکنده شده است. یکی از عناصر به وضوح قابل تشخیص، کف کفش های قدیمی است. شاید یک یادآوری برای در نظر گرفتن ردپای خودمان. کاستیو دبال منعکس می‌کند: زباله‌های باستانی پایدار بودند زیرا ارگانیک هستند، اما زباله‌های ما اکنون بسیار سخت‌تر است و ما خیلی بیشتر تولید می‌کنیم. این نمایش از ما می‌خواهد در مورد رابطه حال و آینده‌ای که با اشیا داریم فکر کنیم: آنچه مهم می‌دانیم، آنچه در موزه‌ها قرار می‌دهیم و چیزهایی که دور می‌ریزیم.»
رومی زباله اثر ماریانا کاستیلو دبال در لندن میترائوم بلومبرگ SPACE است تا 14 ژانویه
مومی غزلی
آثار نساجی نمایش بر روی الواح نوشتاری رومی با خط‌هایی با موم خراشیده شده است. کاستیو دبال می گوید: «آنها پیام های بسیار کاربردی برای حسابداری و غیره داشتند. کتیبه ها بسیار زیبا هستند و من آنها را با دست نقاشی کرده ام.
50 سایه خاک رس
کاستیو دبال سعی کرد به انواع مختلف خاک رس که رومی ها در آن زمان استفاده می کردند نزدیک باشد: سیاه، طلایی، نارنجی و سفالی. "در زمان رومیان تجارت زیادی وجود داشت، اما من معتقدم که منبع آن محلی بود. بسیاری از آثار باستانی در سایت Mithraeum کشف شد زیرا خاک کاملاً نرم و مانند یک باتلاق بود.
اینچ ستون
کاستیلو دبال ابتدا ستون‌های پشته‌ای را برای پروژه‌ای در زادگاهش مکزیک ایجاد کرد، اگرچه این فرم نمونه‌های باستانی مشهوری مانند روایت ستون تراژان را به یاد می‌آورد. او می‌گوید: «این راهی برای بیان یک داستان به معنای مجسمه‌سازی است. شما می توانید در اطراف آنها قدم بزنید و آنها فضا را تغییر می دهند.

source

توسط artmisblog