بازی‌ها بهترین ورزشکاران را برای هر رویدادی جذب نمی‌کنند و نسخه بعدی در استرالیا احتمالاً در مقیاس کوچک‌تر خواهد بود.
دوی 5000 متر مردان مسابقه سریعی نبود اما پایان هیجان انگیزی داشت. ژاکوب کیپلیمو از اوگاندا در یک مسابقه دوی کنیایی، نیکلاس کیملی و ژاکوب کراپ که از ابتدا پیشتاز بودند، برنده آن شد. کیپلیمو جمعیت 30000 نفری داخل استادیوم الکساندر را در حالی که هر دو را در فاصله 100 متری یا بیشتر از آن پشت سر گذاشت، به پاهایشان کشید. در تمام هیجان هیچ کس واقعاً متوجه مردی نشد که به تازگی در خانه از کنارش رفته بودند. سه تایی آنقدر سریع از او سبقت گرفتند که اگر پلک می زدی دلت برای تلویزیون تنگ می شد. او روزفلو سیوسی، اهل جزایر سلیمان بود، و هنوز سه دور دیگر باقی مانده بود.
جمعیت تازه شروع به نشستن کرده بودند که سیوسی از خط پشت سر آنها گذشت و به دور پیچ بعدی ادامه داد. زمانی که او دوباره آمد، تمام دوندگان جلوتر از او تمام شده بودند. کنار پیست ایستاده بودند و بادشان را پس می گرفتند. سیوسی اکنون مسیر را برای خودش داشت. در سکوها، مردم یکی یکی به نظر می رسید متوجه شده بودند که چه خبر است. سر و صدا متورم شد و به زودی دوباره همه چیز را تشویق کردند، حتی بلندتر از آنچه که برای برندگان داشتند. در آخرین دور خود که 80 ثانیه طول کشید، سیوسی یک تشویق طولانی مدت را به خود جلب کرد. او در نهایت در 17 دقیقه و 26.93 ثانیه و 90 ثانیه عقب تر از زمین مسابقه را تمام کرد.
آن زمان، بهترین سیوسی در این فصل، حتی به 1000 نفر برتر رده بندی بریتانیا در سال جاری نزدیک نمی شد. سخت است که بدانیم دقیقا چقدر کم خواهد بود، زیرا یک برش در 17 دقیقه وجود دارد. اما در لحظه این مهم نبود.
اگر همه اینها به طرز عجیبی آشنا به نظر می رسد، فقط به این دلیل نیست که یکی از آن داستان های ضعیفی است که بازی های مشترک المنافع همیشه تولید می کنند. به این دلیل است که دقیقاً همان اتفاق هشت سال پیش رخ داد، زمانی که سیوسی با تشویق شدید جمعیت در همپدن روبرو شد، زمانی که او آخرین دور فینال دوی 5000 متر مردان مشترک المنافع 2014 را به تنهایی دوید. او در آن مسابقه 16 دقیقه و 55.33 ثانیه و 90 ثانیه عقب تر از زمین مسابقه را به پایان رساند. تنها تفاوت واقعی اکنون این بود که او 30 ثانیه کندتر بود. سیوسی ممکن است پرافتخارترین دونده باشگاهی در تاریخ دو و میدانی باشد و بدون شک یکی از چهره های بازی ها بود.
زیرا مانند او، در حالی که همه آنها را تشویق می کنند، به تلو تلو خوردن ادامه می دهند. اینها به یک دلیل خوب کار کردند و آن هم این بود که عموم مردم ظاهر شدند. چند مکان آرام وجود داشت، به خصوص آنهایی که در اطراف حاشیه بودند، اما استادیوم الکساندر و مرکز آبی ساندول هر دو تقریباً برای هر جلسه فروخته شده بودند. و با وجود همه غرغرهای مشخص بریتانیایی ها در مورد حمل و نقل عمومی (که، بله، اغلب افتضاح بود)، و قیمت ها در غرفه های امتیاز (که، بله، کاملاً گزاف بودند)، به نظر می رسید که همه نیز از خود لذت می برند.
بیرمنگام میزبان خوبی بود. احساس می کرد برای لحظه خود آماده است. این احساس را ایجاد کرد که انگار بازی‌ها در شهر اتفاق می‌افتند، به‌ویژه در اسمیت‌فیلد، محل داخلی شهر که میزبان جشنواره بازی‌ها تا آخر شب بود، و میدان صد سالگی، جایی که برگزارکنندگان گاو بزرگ انیماترونیک را پارک کرد که مراسم افتتاحیه را از سیمون لو بون دزدید. به‌نظر می‌رسید که کل این رویداد نیز با یک حس طنز انجام شده است، که می‌توان آن را در صدای گویندگان استادیوم شنید که چقدر برای شورا هزینه کرده است تا در غروب آفتاب دراز بکشد و در برنامه‌های رقصی که توسط شن‌ها اجرا می‌شود ببیند. تیم رده بندی در والیبال ساحلی.
همچنین به نظر نمی رسید که بسیاری از بهترین رقبا از آمدن خود زحمتی ندادند. دوی 100 متر زنان را در نظر بگیرید، که باید سرفصل کل بازی ها باشد. این باید تکرار مسابقه قهرمانی جهانی بین الین تامپسون-هرا، شلی-آن فریزر-پرایس و شریکا جکسون، سه تن از سریع ترین زنان تاریخ باشد. اینطور نبود، زیرا برگزارکنندگان توانستند تنها تامپسون-هرا را متقاعد کنند که برای آن شرکت کند. فریزر-پرایس و جکسون دیدار لیگ الماس در سیلسیا را ترجیح دادند. ورزشکاران بازی های المپیک را می سازند اما این هواداران بودند که بازی های مشترک المنافع را نجات دادند.
مشکل این است که به سرعت محو می شود، درست مانند تشویق سیوسی در استادیوم. و در سکوتی که در پی خواهد آمد، مشکلات پیش روی بازی ها همچنان وجود خواهد داشت. مثل هزینه. بیرمنگام با 780 میلیون پوند خود یک استادیوم جوان‌سازی شده، یک مرکز جدید ورزش‌های آبی و وعده‌های میراثی دارد که برای هرکسی که پس از لندن 2012 شنیده است چیزهای مشابهی را به یاد می‌آورد، به طرز وحشتناکی توخالی به نظر می‌رسد. بازی‌ها بدون شک برای بسیاری از کشورها بسیار بزرگ و گران شده‌اند. حتی در صورت امکان میزبانی آنها را داشته باشید، این یکی از دلایلی است که آنها در سال 2026 بین چندین سایت در ویکتوریا تقسیم خواهند شد.
اعضای فدراسیون بازی‌های مشترک‌المنافع به‌طور خصوصی در مورد همه مسائلی که در اینجا در گاردین صحبت می‌شود نگران هستند. آنها نگران این هستند که آیا اگر بهترین ورزشکاران دور بمانند، مناسب خواهند بود یا خیر، نمی اندیشند که آیا تصمیم اخیر باربادوس برای جمهوری شدن، نشانه ای از آینده است، با مرگ ملکه الیزابت چه اتفاقی برای کشورهای مشترک المنافع خواهد افتاد، و حساب ما با ما چیست. تاریخ امپریالیستی خود همه برای بازی هایی که همیشه به عنوان جشنی برای آن برگزار شده است، معنی خواهد داشت.
دیم لوئیز مارتین، رئیس فدراسیون، قبلاً گفته است که آنها باید بازی ها را کوچک کنند. و اگر بازی‌های بیرمنگام به خوبی پیش می‌رفت، باز هم می‌توانستند آخرین بازی‌ها در این مقیاس باشند.

source

توسط artmisblog