چند سال پیش، بلا لاک، دوستدار محیط زیست، به ساحل Versova در ساحل بمبئی سفر کرد تا روی انبوهی از زباله بایستد. لک در آن زمان 16 سال داشت و برای سطح A درس می خواند. او همچنین در حال نوشتن کتابی به نام «کودکان آنتروپوسن » بود که در آن داستان‌های جوانان درگیر در پروژه‌هایی را بیان می‌کند که به بحران آب و هوا می‌پردازند. او در بمبئی بود تا با افروز شاه، وکیلی که پاکسازی هزاران تن پلاستیک شسته شده از ساحل را به عهده داشت، ملاقات کند. شاه پروژه را بدون بودجه و بدون حمایت رسمی آغاز کرده بود – فقط همسایه 84 ساله او پیشنهاد کمک کرده بود. به Lack، این کار غیرممکن به نظر می رسید. او بعداً با فکر کردن به ساحل و همچنین به طور گسترده‌تر به فعالیت‌های آب و هوایی نوشت: «مشکل پیش روی ما آنقدر بزرگ و غیرقابل حل بود که فکر می‌کردم آیا باید تمام مبارزات انتخاباتی، سخنرانی‌ها را متوقف کنم و فقط از سال‌های نوجوانی‌ام لذت ببرم. در حالی که آنها دوام آوردند.»
با یادآوری آن لحظه، لاک شانه هایش را بالا می اندازد. او می‌گوید: «این تشخیص مقیاس مشکل است که باعث می‌شود فکر کنید: «اما من چه کار می‌توانم بکنم؟» در یکی از آن روزهای گرم جولای با هم در پارک ریچموند، جنوب غربی لندن قدم می زنیم. فقدان با دوچرخه رسید – او بزرگ شد و هنوز هم در همان نزدیکی زندگی می کند – اما بدون قفل، بنابراین برای مدتی به دنبال درختچه ای به اندازه کافی بزرگ می گردیم تا سواری او را پنهان کند. او ادامه می دهد: «می توانید بوی تعفن ساحل را تصور کنید. «پلاستیک تا آنجا که می‌بینید. پلاستیکی که فراتر از ساحل و داخل آب کشیده شده است. پلاستیکی که تبدیل به جزایر زباله می شود. من فقط فکر کردم: "بیشتر اینها حتی از اینجا نیست."
لاک برای نوشتن کتاب «کودکان آنتروپوسن » با گروهی از جوانان در سراسر جهان ملاقات کرد یا با آنها صحبت کرد. خواهران اندونزیایی بودند که دست به اعتصاب غذا زدند تا فرماندار بالی را متقاعد کنند که کیسه های پلاستیکی را از جزیره ممنوع کند. پسری در لس آنجلس در حال سازماندهی جوامع علیه آلودگی هوا. وکیل، شاه، که به تدریج مردم محلی را متقاعد کرد که به صورت تعاونی نظافت کنند، به طوری که اکنون پروژه به خوبی تمام شده است و ساحل اگر نگوییم تمیزتر است.
لاک که سفیر مؤسسه جین گودال و بنیاد Born Free است و تازه امتحاناتش را به پایان رسانده است، معتقد است که به اشتراک گذاشتن داستان‌های شخصی فعالیت‌های اقلیمی «بیش از اینکه به مردم بگوییم، 12 سال فرصت داریم، اقدام را تسریع می‌کند. رها شده تا جلوی فاجعه گرفته شود،» یا «میلیون گونه در خطر انقراض هستند» – مفاهیم انتزاعی که اغلب به نظر شخصی غیرقابل ربط هستند. او با توضیح تلاش‌های جوانانی که به‌طور تصادفی جغرافیایی مجبور به انجام نوعی اقدام اقلیمی شده‌اند، امیدوار است که ما را که هنوز در بحران‌های روزمره قرار نگرفته‌ایم تکان دهد. او می گوید: «این ایده کتاب است. تلاش برای وادار کردن مردم به تعامل عاطفی با آنچه در حال رخ دادن است. وقتی داستان نوجوانانی را که با خطرات محیطی مواجه می‌شوند و بر آنها غلبه می‌کنند گفته می‌شود، آیا احتمال بیشتری وجود ندارد که از این مشکل بیدار شویم؟
لک در یک نوجوان 12 ساله با دیدن یک فیلم مستند در مورد آسیب هایی که امتیاز روغن پالم به زیستگاه های اورانگوتان وارد می کند، متوجه این مشکل شد. او به یاد می آورد: «این شدیدترین وسواس بود. "من پوسترهای آنها را داشتم" – اورانگوتان ها – "در سراسر اتاقم." به زودی، لک در مدرسه از جنگل‌زدایی انتقاد کرد و وارد مبارزات انتخاباتی شد. در 15 سالگی او در تظاهرات شرکت می کرد. هیچ یک از والدین لاک سابقه ای در فعالیت های زیست محیطی ندارند. او بیشتر چیزهایی را که یاد گرفت کشف کرد – "چگونه جنگل زدایی با انتشار گازهای گلخانه ای و بحران آب و هوا ارتباط دارد و چگونه با سایر مسائل اجتماعی مرتبط است. به نوعی شبیه یک اثر گلوله برفی بود.» – از طریق رسانه های اجتماعی، و در طول بازدید از مزرعه عمویش، در ووسسترشر، جایی که او فصول بره زایی را سپری می کرد و می توانست آزادانه در جنگل های اطراف راه برود.
او می‌گوید: «متداول‌ترین سؤالی که از من پرسیده می‌شود درباره والدینم است. ما از میان سرخس های بلند به سمت یک نیمکت فرسوده که مشرف به یک برکه است حرکت کرده ایم. "آیا آنها شما را مجبور به انجام این کار کرده اند؟" "آیا آنها به شما تلقین کرده اند؟" او سرش را تکان می دهد. "این به نوعی برعکس است. اگر پدر و مادرم من را به مدت هفت سال مجبور به انجام این کار می کردند، احتمالاً این کار را نمی کردم. بچه ها لجباز هستند.»
"شما به آنها تلقین کرده اید؟" من می پرسم.
سر تکان می دهد.
من می گویم: "چطور؟"
او می‌گوید: «با فرستادن پیش‌نویس‌های کتابم برایشان. زمانی که من خیلی جوانتر بودم و بیشتر تظاهرات می کردم، آنها به تظاهرات می آمدند. عکس‌های زیادی از من وجود دارد، مادرم در پس‌زمینه کاملاً بدبخت به نظر می‌رسد.»
لاک این فرآیند را نوعی «فعالیت تراوش‌آمیز» توصیف می‌کند، که در آن جوانان بزرگ‌ترها را با اطلاعات جدید آشنا می‌کنند و به آرامی، اگر سخت باشد، آنها را متقاعد می‌کنند تا عادات مادام‌العمر را تغییر دهند. لاک می گوید که رفتار مادر لاک «به شیوه های کوچک و شخصی» تغییر کرده است. "مثل اینکه، در خانه، ما واقعاً گوشت نمی خوریم." (لَک دو خواهر و برادر بزرگتر دارد: خواهری که نزدیک است گیاهخوار شود و برادری که هنوز هم ژامبون را مستقیماً از بسته می خورد – نمی توانی همه آنها را برنده شوی.) «زمانی که من در سنین به شدت فعالیت می کردم. 15، 16، فکر نمی‌کنم هرگز بیرون رفته باشم.» او ادامه می‌دهد. من خیلی غرق شده بودم، این تنها چیزی بود که می توانستم روی آن تمرکز کنم. برای مدتی، او احساس مسئولیت عمیقی می کرد که هم به دنیا کمک کند و هم به دیگران کمک کند به دنیا کمک کنند. او به یاد می آورد: «فکر می کنم به نقطه ای از فرسودگی رسیده ام. من فکر می‌کردم، دیگر نمی‌توانم این کار را انجام دهم. من کارم را انجام دادم.» بخشی از پیام کتاب لاک این است: رفتارتان را تغییر دهید، اما زندگی خود را زندگی کنید. او می گوید: «ما از سیاره محافظت می کنیم. اما این سیاره خوب خواهد شد. آنچه ما واقعاً از آن محافظت می کنیم انسانیت است. و، می دانید، تا زمانی که اینجا هستید، باید از آن لذت ببرید.»
برای مدتی در مدرسه، لاک از ترس از خود بیگانگی، در مورد علاقه اش به فعالیت به دوستانش چیزی نگفت. او می‌گوید: «فکر می‌کردم وقتی فهمیدند فکر می‌کنند خیلی عجیب است. (اولین دستگیره او در توییتر، یک نام مستعار، عمداً مبهم بود.) اکنون بیشتر دوستان او در مورد مسائل کلیدی آب و هوا آموزش دیده اند، و آنها اطلاعات جدید را به اشتراک می گذارند و در صورت از دست دادن آن بحث می کنند. با این حال، لاک با برچسب "فعال" مبارزه می کند. او می‌گوید: «یک ننگ وجود دارد. بوریس جانسون آنها را چه نامید؟ «آغوش‌های بوم‌گردی که درخت‌ها را در آغوش می‌گیرند، ماش می‌خورند؟» این موضوع در مورد کنشگری است. به عنوان نرده علیه نظام تلقی می شود. مدام در حال سرزنش کردن آنچه در حال رخ دادن است.» دستش را طوری به هوا می برد که انگار با عصبانیت پلاکاردی در دست دارد. «اگر در مورد تصور آینده متفاوتی باشد، چه می‌شد؟ و به سمت چیزی بهتر حرکت کنیم؟» خیابان های بدون خودرو هوای شهر تمیزتر فضاهای وحشی در مناطق شهری برای کمبود، لذت و هیجان فعالیت در ایجاد راه حل هایی برای آینده ای مثبت تر است. او می‌گوید: «من فکر می‌کنم باید این کلمه را دوباره تعریف کنیم. این امر جوانان را تشویق می‌کند تا «راه خود را بیابند» و آنها را از هرگونه اضطراب مرتبط با برچسب‌های موجود رها می‌کند.
در قسمتی از مکالمه مان، به لاک می گویم که پسرم شش ساله اخیراً داستانی نوشته است (عنوان: مکس و تامی و خورشید شعله ور ) و این داستان به ذهنم خطور کرد که این یک قطعه داستان آخرالزمانی آب و هوایی بود، و اینکه او احتمالاً به گفتگوهای پنهانی که من و همسرم درباره آینده جمعی خود داریم گوش می دهد.
من می گویم: "خورشید لباس های آنها را می سوزاند."
لاک برای مدت کوتاهی نگران به نظر می‌رسد و به حوضچه خیره می‌شود، که فراتر از آن می‌توانیم سقف‌های دوردست چندین بلوک اداری در مرکز لندن را ببینیم.
"چگونه به پایان می رسد؟" او می گوید.
من می گویم: "در حالی که مکس و تامی شام خوبی می خورند."
پس او یک خوشبین است.»
فقدان نیز خوش بین است. وقتی از او می‌پرسم چگونه می‌تواند امید به آینده را حفظ کند، همه فعالان جوان آب و هوا وقتی افراد بزرگ‌تر از آنها سؤالات احمقانه می‌پرسند، شانه‌های خود را بالا می‌اندازد: «جایگزین چیست؟ تسلیم شدن؟»
او ادامه می دهد: «ما بحران آب و هوا را اینگونه می بینیم: مشکلی که باید توسط چند نفر پرشور که به محیط زیست اهمیت می دهند حل شود. وقتی مردم کنشگری را یک شور و اشتیاق می نامند بسیار جذاب است. این مطلقاً یک علاقه نیست . من هرگز واقعاً از جنبه اعتراضی آن لذت نبردم. بسیاری از افرادی که نیاز به ایجاد تغییر را تشخیص می دهند، این تغییر از طریق اشتیاق نیست، این یک «پروژه اشتیاق» نیست، بلکه یک مسئولیت است. این چیزی است که می‌خواهم بیان کنم: افرادی که تحت تأثیر این موضوع قرار گرفته‌اند چقدر متنوع هستند و بنابراین افرادی که اقدام می‌کنند باید چقدر متنوع باشند.
او ادامه می دهد: «اما این همه چیز در مورد بازتعریف کنشگری است. «این باید در بسیاری از مشاغل و کار بسیاری از افراد ادغام شود. اگر وکیل هستید، روی جنبه های زیست محیطی تمرکز کنید. اگر سرآشپز هستید، تأثیر غذایی که استفاده می کنید را کاهش دهید.»
به او می گویم که اخیراً با یک شراب ساز صحبت کردم که از ورود مقوا به محل خود جلوگیری کرده بود.
او می‌گوید: «من این را به‌عنوان یک کنش‌گری می‌بینم. "ایجاد تغییر در کسب و کار خود برای دستیابی به پایداری. آیا واقعاً نیاز دارید که در سراسر جهان سفر کنید؟ نمی‌توانید تماس ویدیویی برقرار کنید؟»
چندین کمپین فعلی زیست محیطی بر فقدان آموزش در مورد بحران آب و هوا ارائه شده در برنامه درسی مدارس تمرکز دارند. وقتی فارغ التحصیلان مدرسه وارد نیروی کار می شوند، به دانش و ایده های لازم برای کار پایدار مجهز نیستند. عدم تحصیل جغرافیا در سطح A. وقتی از او می پرسم که آیا در مورد بحران آب و هوا به او آموزش داده شده است، او می گوید: "بخشی در مورد آن وجود داشت." هر دوی ما با ناراحتی به زمین نگاه می کنیم. او می افزاید: «و تعداد زیادی از مردم جغرافیا را انجام نمی دهند. "به هر حال کافی نیست. و این یکی از بخش‌های دوره است، و واقعاً دشوار است که بگوییم این موضوع چقدر مهم است، وقتی که فقط یک بخش از یک دوره در کنار سایر بخش‌ها باشد.»
لاک از طریق کار خود با چند فعال جوان دیگر در زمینه آب و هوا دوستی پیدا کرده است. گرتا تونبرگ مقدمه کتاب خود را نوشت. او اغلب با دارا مک انولتی، دوستدار محیط زیست ایرلندی چت می کند. هر دوی آنها پرفروش ترین نویسندگان زیر 20 سال هستند. وقتی از لاک می پرسم که چرا فکر می کند این وظیفه جوانان است که در مورد تغییرات آب و هوا منتشر کنند، او با کمی عصبانیت می گوید: «من سعی می کنم این را حل کنم. نمی دانم چرا افراد مسن این احساس فوریت را ندارند. یعنی میدونم این آینده جوانان است که بیشتر در معرض خطر است. اما چرا این احساس فوریت در حال حاضر توسط همه احساس نمی شود؟
"طمع؟" پیشنهاد میکنم.
او می‌گوید: «عادت، حرص و آز، منافع شخصی…». "اما من هنوز نمی دانم که چگونه مردم این موضوع را بالاتر از حفاظت از محیط زیست، بالاتر از محافظت از نسل های آینده قرار می دهند. مثلاً در سطحی سطحی، من آن را درک می کنم. اما کوتاه مدت است. مردم به این موضوع نگاه می کنند که چگونه ممکن است در ماه آینده سود ببرند… سود در یک سیاره مرده چه فایده ای دارد؟
در حالی که ما صحبت می کنیم، لاک شروع به سرفه می کند، و متوجه می شوم که صدای او خروشان است. او می‌گوید: «من کمی دارم می‌میرم، به همان شکلی که یک جوان ۱۹ ساله را تصور می‌کنید. او پایان امتحاناتش را جشن گرفته و مادرش او را از بیرون رفتن دوباره منع کرده است. او با قاطعیت می گوید: «من دیگر مهمانی نمی کنم. "من کاملا خسته شدهام. من یک پوسته هستم. اما انجام چنین کارهایی عجیب است» – مصاحبه ای در روزنامه برای تبلیغ کتابش – «و سپس رفتن به مهمانی ها. این یک سبک زندگی دوگانه است. و من فکر می کنم بسیاری از جوانان این نوع زندگی مضاعف را دارند و سعی می کنند از آینده محافظت کنند و در عین حال فقط از جوان بودن لذت می برند.
اکثر دوستان لاک هم همین احساس را دارند. او ادامه می‌دهد: «من فکر می‌کنم این از درک این موضوع ناشی می‌شود که آینده ما… این سیاره‌ای است که ما به ارث می‌بریم». "و به ما جامی مسموم داده می شود، و این مسئولیت ماست که آن را تغییر دهیم. چند روز پیش عمویم به من گفت: نسل من تمام شده است. اکنون به شما بستگی دارد. و من فکر می کنم که این بسیار آسیب رسان است. او فقط 50 سال دارد.» او به شدت به من برگشت و گفت: "مطمئنم که در قبال فرزندانت احساس مسئولیت می کنی که سیاره ای را برای آنها باقی بگذاری که مشابه یا بهتر از سیاره ای است که در آن زندگی می کردی."
بدون شرم نمی گویم، «بله»، زیرا گاهی اوقات من هم مستقیماً از بسته ژامبون می خورم.
سپس می گویم: "آیا از اینکه از شما بپرسند چگونه دنیا را تغییر دهید خسته شده اید؟"
او آه می کشد.
"نه واقعا. من خودم را در موقعیتی قرار دادم که از من انتظار می رود این پاسخ ها را بدهم. گاهی اوقات به من ضربه می زند – این عجیب ترین چیز است. چرا مردم از من می پرسند؟ من به نوعی یک پیام رسان هستم. بسیاری از چیزهایی که من تکرار می کنم، چیزهایی هستند که از دانشمندان شنیده ام. من فکر می کنم که اشکالی ندارد. برای صحبت کردن نیازی به یک دانشمند برچسب ندارید.»
با این حال، گاهی اوقات، لاک نوعی سندرم فریبنده را تجربه می کند. او می‌گوید: «من تحت تأثیر بحران زیست‌محیطی به‌صورت عاطفی و آینده‌نگر هستم، نه به‌صورت مستقیم و جاری. مردم نمی خواهند داستانی درباره زمانی که من ویدیویی در مورد اورانگوتان ها و روغن نخل تماشا می کردم بشنوند. او می‌گوید که آنها می‌خواهند با شنیدن صحبت‌های جوانانی که قبلاً تحت تأثیر قرار گرفته‌اند، وارد عمل شوند. " این تغییر را ایجاد می کند." و پیاده می رویم تا دوچرخه اش را پیدا کنیم.
The Children of the Anthropocene اثر بلا لاک (پنگوئن، 9.99 پوند) از guardianbookshop.com با قیمت 9.29 پوند در دسترس است.

source

توسط artmisblog