لایحه ایمنی آنلاین در بریتانیا در حال شکل گیری به یک کابوس سانسور است، اما ما باید این بحث را جدی بگیریم.
پاسخ‌ها به حمله به سلمان رشدی، همدردی شخصی را با دفاع کلی از آزادی بیان ترکیب کرده است. همدردی باید حرف اول را بزند. مورد دوم همچنان بحث برانگیز است. چوب ها و سنگ ها ممکن است استخوان های شما را بشکنند، اما «کلمات هرگز نمی توانند به شما صدمه بزنند» چطور؟ شاهد مقصر دانستن خود رشدی و حامیانش توسط دولت ایران باشید. این اوست و نه ایران که دروغ آسیب می زند.
آزادی بیان یکی از لغزنده ترین مفاهیم در فلسفه سیاسی جان استوارت میل آن را مطلق تلفظ کرد، اما آن را واجد شرایط دانست، همانطور که تمام آزادی ها را انجام می داد، جایی که باعث "آسیب" به دیگران می شود. بر این پایه ضعیف، بنای قوانینی در مورد تهمت، افترا، تحریک و اخیراً باعث ایجاد جرم شده است.
واقعیت تلخ این است که به نظر می رسد بسیاری از افراد از فتوای رشدی حمایت می کنند، چه به دلیل توهین شخصی به نوشته های او و چه به دلیل وفاداری به مذهب خود و رهبران آن. دو ده کشور کتاب آیات شیطانی رشدی را ممنوع کردند. خشم جمعی از یک رمان احتمالاً خوانده نشده سپس به خشونت افراطی تبدیل شد – وضعیتی که بی شباهت به قتل‌های پاریس در سال 2015 مرتبط با کارتون شارلی ابدو نیست.
وقتی جرم از قربانی فردی خود به گروه هویتی آنها می گذرد، از حوزه شکایت شخصی به انتقام جمعی منتقل می شود. در دولت‌های بلر و کامرون، ایده‌های توهین، قلدری و نفرت به مقام جنایت ارتقا یافت. در حال حاضر، هر اظهار نظر تصادفی توسط یک مجرم ممکن است در جهان پخش شود، که اغلب باعث ایجاد حس ترکیبی از توهین گروهی و دعوی قضایی احتمالی، اگر نه اقدام مستقیم، شود. پوچ نهایی آن هشدار نادرست در یک آگهی پلیس مرسی ساید بود که "توهین آمیز بودن یک تخلف است".
آخرین اقدام دولت در این باتلاق، لایحه ایمنی آنلاین دولت جانسون است، با مفهوم عجیب و غریب آن "قانونی اما مضر". هر چند با نیت خوب، به دنبال نظارت بر طیف حیرت‌آوری از بدی‌ها و بی‌انضباطی‌ها، از تعقیب آنلاین تا تحریک به شورش، از پزشکی دروغین تا اخبار جعلی روسی است. نحوه عملکرد آن هنوز مشخص نشده است. این منشور سانسور است – یا کابوس.
تنظیم اینترنت به یک چالش سیاسی بزرگ تبدیل شده است. اروپا با ظهور چاپ با بحران مشابهی مواجه شد و قوانین صدور مجوز و کپی رایت را برای رسیدگی به آن تغییر داد. سپس کلید شناسایی نویسنده و ناشر بود. باید مقداری پاسخگویی برای کلمات وجود داشت. در مقابل، اینترنت منجر به هرج و مرج در انتشار شده است. در حالی که رشدی کتابی نوشته و مسئول آن است، بسیاری از منتقدان او بخشی از آن ویژگی آشنای رسانه‌های اجتماعی هستند: گروهی ناشناس که به دنبال قربانی خود در سراسر اتر زوزه می‌کشند.
کسانی که نگران عدم پاسخگویی آنلاین هستند، متقاعد شده اند که تنها راه حل پایان دادن به ناشناس بودن در آن حوزه است. برخی ادعا می‌کنند که ناشناس ماندن به افشاگران کمک می‌کند و برخی دیگر – اما این مزایا به طور گسترده‌ای با آسیبی که توسط اوباش سرکش و ناشناخته وارد می‌شود، غلبه می‌کند. این واقعیت که شرکت‌های رسانه‌های اجتماعی از دسترسی جهانی برخوردار هستند، باید تعهد بیشتری را بر شرکت‌ها تحمیل کند تا بپذیرند که «ناشر هستند نه فقط پلتفرم». مشکلات فنی ممکن است بزرگ باشند، اما باید پاسخگوی آسیب هایی باشند که می توانند به دیگران وارد کنند.
این بحثی است که اکنون مورد توجه قرار گرفته است. پاسخ صحیح به خشم رشدی فقط درخواست آزادی بیان نیست، بلکه این است که بپرسیم واقعاً چه معنایی دارد و چگونه می توان آن را حفظ کرد – و تنظیم کرد. که از طریق سکوت انجام نمی شود.
سایمون جنکینز ستون نویس گاردین است

source

توسط artmisblog