من آزادی دوستیابی آنلاین را دوست داشتم – اما کشف ملاقات با افراد تضمینی برای ایجاد یک ارتباط پایدار نیست
من برای اولین بار در 18 سالگی به Tinder ملحق شدم. در اواخر سال اول دانشگاهم تنها بودم و نمی توانستم باور کنم که همه تابستان خود را صرف تجدید نظر در یک کتابخانه می کردند. من می‌خواستم با افراد عادی ملاقات کنم – که به نظر می‌رسید دوستانم را عصبانی می‌کرد، آنها نمی‌دانستند که چرا من می‌خواهم «رندوس» قرار بگیرم.
شک و تردید آنها مرا برانگیخت. در اعماق وجود، آنها مطمئناً به آزادی اعطا شده Tinder حسادت می کردند. شرم آور نبود – اعتباربخش بود. واقعاً در منطقه من مجردهای داغی بودند که از همه بهتر فکر می کردند من جذاب هستم و آنقدر لطف داشتند که خودشان را معرفی کنند. از آن زمان من بشارت دهنده برنامه های دوستیابی بوده ام و دائماً دوستانم را مورد آزار و اذیت قرار می دهم تا افق دید آنها را گسترش دهم و چرخشی از چرخ رولت دیجیتال داشته باشم.
جایگزین ها را در نظر بگیرید. وقتی Tinder یک دهه پیش متولد شد، من 15 ساله بودم. من هرگز دوست دختری نداشتم و قبلاً به طور مبهم از این واقعیت ناراحت بودم که به نظر می رسید پیدا کردن "یکی" مستلزم خوش شانسی استثنایی است، یا در غیر این صورت یک کمپین هدفمند علیه یک زن به راه انداختن او. محل کار، ورزشگاه، کافه، یا کتابفروشی مستقل. فیلم های Inbetweeners و Seth Rogen به وضوح نشان داده بودند که برای به دست آوردن دختر نیازی به تن دادن، پیچیده بودن یا حتی شستن نیست، اما همچنان مانند موجی بی امان از پیوند سخت و طرد به نظر می رسید. مطمئناً، سایت‌های دوستیابی وجود داشتند، اما آن‌ها برای افراد عجیب و غریب و طلاق‌گرفته بودند – و طبق گفته‌های اواخر دهه 2000، هیستری‌های تبلویدی با «کودکان شکارچیان» و «عروس‌های تایلندی» غرق شد.
علیرغم آنچه ممکن است به آن باور داشته باشید، افرادی که در برنامه های دوستیابی هستند دقیقاً مانند من و شما هستند. آنها فقط شما را هنوز نمی شناسند، که برای من بخش مهمی از جذابیت آنهاست. چه کسی نمی خواهد به عنوان یک غریبه مرموز یک عاشقانه را آغاز کند، کسی که به تدریج نقص های خود را آشکار می کند نه اینکه نیاز به توضیح در همان ابتدا داشته باشد؟
امسال، من در 20 قرار اول بوده ام که اکثر آنها با زنانی بوده اند که در اپلیکیشن ها با آنها آشنا شده ام. برخی از آنها بد پیش رفتند، اما بیشتر آنها خوب پیش رفتند – این سرگرم کننده است که وانمود کنید چند ساعتی زندگی مشترک خود را دارید، و مرتب تمیز کردن بدن و تلاش برای اینکه بهترین پایم را جلو ببرم، نوعی غوطه وری درمانی پس از بی حالی و آگورافوبیا در ماه های آخر سال بوده است. همه گیری
اما در مورد سپردن آرزوهای عاشقانه ام به یک الگوریتم چه؟ آیا برخی کارها را نباید به روش قدیمی انجام داد؟ من را بدبین صدا کنید، اما مدت ها پیش پذیرفتم که الگوریتم ها حس مد و سلیقه موسیقی من را دیکته می کنند (از 11 سالگی Spotify داشته ام). نگرانی در مورد اینکه الگوریتم کدام شریک را ارائه می دهد تقریباً عجیب به نظر می رسد اکنون که خطوط کد تعیین می کند افراد در کجا زندگی می کنند ، آیا آنها به دانشگاه می روند و چه کسی زنده است و چه کسی می میرد . و آیا همیشه الگوریتمی وجود نداشته است؟ ما فقط آن را سرنوشت یا شانس نامیدیم، در حالی که تظاهر به ناآگاهی نسبت به نقشی که نژاد، طبقه و جغرافیا همیشه در عشق بازی داشته است. واقعاً، ازدواج با پسری که در سال اول دانشگاه با هم زندگی می کردید، باید عجیب به نظر برسد، نه ازدواج با پسری که پس از در نظر گرفتن 299 نفر دیگر با دقت انتخاب کردید.
با وجود همه چیزهایی که برنامه های دوستیابی تمایلات نژادپرستانه، زن ستیزانه و سطحی رایج در جامعه را فعال می کنند، احتیاط اصلی من این است که برنامه ها به ما حق انتخاب زیادی داده اند. همانطور که بیشتر شب‌ها را بدون درمان در Netflix (و Prime، اپل، iPlayer و Now TV) به دنبال چیزی مناسب برای تماشا می‌گذرانم، نمی‌توانم به زنان متعهد شوم، زیرا می‌دانم که تعداد زیادی برای انتخاب وجود دارد. . طاقت فرسا و طاقت فرسا است. و مانند منوی نتفلیکس، هر چه زمان بیشتر می گذرد، نسبت به چیزی که به دنبال آن هستم اطمینان کمتری پیدا می کنم. ملاقات با مردم به بخش آسان تبدیل شده است – اما هیچ برنامه ای برای ایجاد ارتباط پایدار با کسی وجود ندارد.
هیچ مشکلی در عدم تصمیم گیری وجود ندارد، اما مهم است که با مردم – و خودتان صادق باشید. فقط به این دلیل که می توانید شخص دیگری را به دست آورید به این معنی نیست که فرد بزرگی را پیدا نکرده اید. و مرز باریکی بین داشتن اعتماد به نفس به جا نیفتادن و شبح کردن، پوسته پوسته شدن، نیمکت نشینی ، خرد کردن نان و رفتار ساده با افراد مسن مانند چرند شدن، چون می توانید وجود دارد.
من چند سال پیش Tinder را ترک کردم، زمانی که به نظر می‌رسید افرادی که می‌خواستم با آنها ملاقات کنم به سمت برنامه‌های دیگر جذب می‌شوند. اکنون، می‌توانید من را در Hinge (یکی دیگر از برنامه‌های زیر چتر Match Group ) پیدا کنید، تنها یکی از صدها برنامه‌ای که به معنای واقعی کلمه قول می‌دهد افراد را بر اساس اولویت‌های اعلام‌شده به هم متصل کند. در سفر اخیر به ایالات متحده، با تبلیغات BLK، برنامه‌ای که برای «سینگل‌های سیاه» طراحی شده بود، بمباران شدم و گمان می‌کنم که دعوت من به Raya، برنامه دوستیابی برای افراد مشهور، جایی در پوشه هرزنامه من باشد.
اپلیکیشن‌ها با دادن اختیار به افراد و گسترش حلقه‌شان، یافتن عشق را آسان‌تر از همیشه کرده‌اند. اما امیدوارم مردم به این دلیل که در خانه دوجین مسابقه در انتظارشان است، نسبت به جلسات تصادفی و ارتباطات خودجوش کور نشوند. ما ممکن است یک دهه را سپری کرده باشیم که عصبانی شده ایم، به خانه رفته ایم و با غریبه ها زندگی می کنیم، اما فقط به این دلیل که ملاقات با "یکی" در تلفن شما مشکلی ندارد، به این معنی نیست که شما هم مجبور به انجام این کار هستید.
الکس میستلین سردبیر روز شنبه گاردین است
آیا نظری در مورد موضوعات مطرح شده در این مقاله دارید؟ اگر می خواهید نامه ای تا 300 کلمه ارسال کنید تا برای انتشار در نظر گرفته شود، آن را برای ما به آدرس guardian.letters@theguardian.com ایمیل کنید.

source

توسط artmisblog